روش و مراحل تحلیل محتوا

روش تحقیق تحلیل محتوا‏
روش تحقیق

‏- روش تحقیق تحلیل محتوا‏ ‏:‏
‏ الف- کلیات:تحلیل محتوا یکی از مهمترین و پرکارترین روش‌های تحقیق است و به درستی ‏می‌توان گفت اکثر محققان به صورتی با این روش سرکار داشته و خواهند داشت(تعدادی بطور ‏مستقیم و تعداد دیگر بطور غیرمستقیم با این روش سرکار دارند.)‏
به عنوان مثال برای رده‌بندی پاسخ‌های یک سئوال باز در پرسشنامه نیاز به تحلیل محتوی می‌باشد، ‏همانطور که در تحلیل سخنرانیهای رئیس جمهوری یا یک سیاستمدار نیز از این روش استفاده ‏می‌شود. این روش بر دیگر روش‌ها برتری دارد زیرا نیازی به جمع‌آوری اطلاعات نیست، چون کلیه ‏اطلاعات موجود است فقط نیاز به تحلیل دارند. ‏
‏ ب- تعریف روش تحلیل محتوی: به عقیده « برسون» تحلیل محتوی نوعی تکنیک پژوهش است ‏که برای توصیف عینی، منظم و تا آنجا که ممکن است کمّی محتوی ارتباطات با هدف نهائی تفسیر ‏داده‌ها به کار می‌رود، تعریف مشابه نیز از طرف معتمدنژاد ارائه شده‌است:« تجزیه و تحلیل محتوی، ‏تکنیک تحقیقی است که برای تشریح عینی، منظم و مقداری محتوی آشکار ارتباطات بکار ‏می‌رود»‏
‏ تحلیل محتوی به هر نوع فنی اطلاق می‌شود که در راه استنتاج منظم و عینی ویژگیهای خاص ‏یک متن بکار می‌آید. تحلیل محتوی مقوله‌بندی همه اجزای یک متن در جعبه‌های مختلف است، ‏بدین ترتیب مقدار اجزاء عناصری که در هر جعبه مرتب شده‌اند متن را مشخص می‌کنند.‏ منظور از ‏جعبه‌ها در این تعریف، مقوله‌هاست که از آغاز کار صورتی عملیاتی می‌یابند، یعنی بدقت و وضوح ‏کامل تعریف می‌شوند و می‌توانند متنی چندهزار صفحه‌ای را در یک جدول ارائه دهند، به طوری ‏که خواننده با پیام‌های اساسی اثر آشنا شود.تحلیل محتوی به عنوان یک روش عبارت است از ‏شناخت و برجسته ساختن محورها یا خطوط اصلی یک متن یا متون مکتوب، یک یا مجموعه‌ای از ‏سخنرانیها، سلسله‌ای از تصاویر، نوارها، وصیت‌نامه‌ها، نامه‌های خصوصی، سئوالهای باز یک ‏پرسشنامه، کتاب‌های درسی، روزنامه‌ها و ..... در واقع تحلیل محتوی روشی توصیفی یا تشریحی ‏است که در نهایت تحلیلی وصفی را بدست می‌دهد.تحلیل محتوی به عنوان یک ابزار، امکان تحلیل ‏علّی، شناخت، معرفت،‌جامعه‌نگاری، جامعه‌شناسی وصفی و .... فراهم می‌سازد. یعنی نه تنها به ارائه ‏تصویر واقعیت در سطح بپردازد، بلکه در اعماق فرو رود و علل یا عواملی را مشخص سازد، که در ‏زمینه اجتماعی شبکه سطحی واقعیت را فراهم می‌آورد یا در حد هم تغییری عمل کند. چنانچه ‏تحلیل محتوی در راه شناخت محتوی پیام بکار آید، در این سطح علل یا عواملی که موجب بیان ‏نظری خاص شده‌اند، مطرح می‌شود.مثال: محققی می‌کوشد چرائی ارائه پیام یا نظر یا عقیده‌ای ‏خاص را که محور اصلی اثر است بدست آورد. از این رو بدنبال، مشخصات نویسنده، با برهه‌ای خاص ‏از زندگی او (که در آن این اثر تهیه و ارائه شده‌است) و محیط خاص پیرامون او می‌رود و می‌کوشد ‏تا به تبیین داده‌های موجود (پیام خاص) بپردازد.در جهتی دیگر و چنانچه تحلیل محتوی به عنوان ‏روشی برای شناخت سبک بکار آید، محقق می‌کوشد نه محتوی، بلکه سبک ارائه آنرا استخراج و ‏تحلیل نماید. از این رو در اجرای این هدف، نه تنها به تشریح سبک‌های بکار رفته از جانب مولف در ‏یک اثر خاص می‌پردازد(سطح وصفی) بلکه در جستجوی علل و عواملی می‌رود که موجبات اتخاذ ‏این سبک را فراهم ساخته‌اند.‏
‏ تحلیل محتوای می‌تواند محقق را در تهیه مدلهای عملکردی، کمک کند. بدین قرار، می‌توان با ‏تحلیل آثار گروهی خاص از نویسندگان، خطوط اصلی اندیشه آنها را بیرون آورد، با یکدیگر تلفیق ‏نموده و در نهایت مجموعه‌ای تشکیل داد که مشخص کننده نحله، فلسفه یا مکتبی خاص است.به ‏عنوان مثال: می‌توان از خلال آثار تعدادی از انسان‌شناسان (نظیر مالینوفسکی و ...) کارکرد گرائی را ‏بصورت یک نوع آرمانی تعیین نمود. تحلیل محتوی به عنوان یک روش، می‌تواند بطور معکوس ‏موجبات شناخت اندیشه و سبک یک نویسنده یا شاعر را فراهم سازد و با مدلی که از این طریق ‏بدست می‌آید، دیگر اشعار یا نوشته‌هائی که بدو منتسب شده‌اند، به عنوان اصیل یا کاذب معرفی ‏می‌شوند.‏
مثال: تحقیقی در باب محتوی اندیشه، محورهای بحث و هم سبک ارائه آنان بر روی حافظه انجام ‏می‌شود و متعاقب آن هر شعری که بدو منتسب گردیده، با آن مدل سنجیده شده و صحت یا سقم ‏انتساب مشخص می‌گردد.از طریق تحلیل محتوی، می‌توان نه تنها به توصیف رسید و بعد از آن به ‏تعلیل و علیت دست یافت،بلکه موجبات فهم درونی و همدلی یا ایجاد احساس مشترک را فراهم ‏ساخت. در این جهت، محقق می‌کوشد به اعماق اندیشه مولف راه یابد، در آن کندوکاو کند و در ‏نهایت، در ورای ظواهر به زوایای خاص ذهنی وی برسد.‏
‏ ج- اسناد و مدارک به تنهائی کافی نیستند:‏
‏ روش‌های بهره‌برداری از آنهاست که اهمیت آنها را آشکار می‌سازد. بطور کلی دو دسته تکنیک ‏جهت تحلیل اسناد و مدارک وجود دارد:‏
‏ (1) تکنیک‌های کلاسیک: قرائت روزنامه، کتاب، آگهی، آمار و غیره بشرط آنکه بقصد کسب ‏خبر انجام بگیرد کلاسیک‌ترین تکنیک تحلیل اسناد و مدارک است. همه کس بدون توجه، هر روز ‏این تکنیک را به کار می‌برد مشخصات کلی این تکنیک‌ها که تحلیل به شیوه ذهنی و عقلانی است ‏یک نوع تحلیل شخصی می‌باشد.‏
‏ (2) تحلیل تاریخی اسناد : محقق در این حالت سعی دارد سند و مدرک را نه فقط با توجه به ‏سایر مدارک مشابه بلکه با توجه به شرایط محیطی (زمان و مکان) آن مطالعه نماید.این تکنیک‌ها ‏در مورد علوم مختلف تفاوت می‌کنند ولی در اصل تکنیک تحلیل تاریخی در بسیاری موارد به کار ‏می‌رود. البته پیوسته در این تکنیک‌ها خطر اسناد و مدارک غیرواقعی و تحلیل‌های ذهنی وجود ‏دارد.‏
د- روش‌های تحلیل جامعه‌شناسی:در این روش‌ها خطر غیرواقعی بودن اسناد وجود دارد، ولی ‏تحلیل ذهنی جای خود را به تحلیل عینی می‌دهد. بعبارت دیگر در تجزیه و تحلیل اسنادی، جریان ‏تبدیل و یا انتقال مطالب غیرآماری به مجموعه‌هائی از داده‌هائی است که می‌توان از نظر آماری ‏دستکاری کرد و عملیاتی بر روی آنها انجام داد. تحلیل محتوی معرف چنین جریانی است. بنابراین ‏هرگونه سنجش که بر اساس روش علمی بوده و برای هر متن و یا کتابی جهت هدف‌های علوم ‏اجتماعی به کار رود تحلیل محتوی گویند. تحلیل محتوی درباره انواع فرآورده‌های ارتباط چون ‏خبر، مقاله، خطابه، داستان، شعر، تصویر، فیلم، سرود، ترانه، برنامه تلویزیون و غیره به‌کار می‌رود. ‏فلسفه اساسی این روش ساده است. بررسی‌های متعارف اجتماعی معمولاً در هر پرسشنامه هستند، ‏یعنی آنچه توسط پژوهشگر تحلیل می‌شود، پاسخ‌هائی است که به پرسش‌های پرسشنامه‌ای داده ‏شده است. اما در تحلیل محتوی درست برعکس، و بهمین دلیل این فن را گاهی فن پرسشنامه ‏معکوس(‏Inveyse -Qvestionnire‏) نیز می‌نامند، پرسشنامه نامعلوم است و هدف تلویحاً یافتن ‏این پرسشنامه بر اساس پاسخ‌هائی است که پیشاپیش طی خبرها، مقاله‌ها، داستان‌ها و ... داده شده، ‏یا دقیق‌تر در این روش اسناد گفتاری چنان تحلیل می‌شود که گویی جواب سئوال‌های ‏پرسشنامه‌ای هستند. به همین دلیل این روش هنوز حالت علمی ( یعنی عینیت و نظم) کامل ‏نیافته و درآن‌جا برای ابتکار و تحلیل پرسشگر باز است، با این حال طی چند دهه اخیر تحلیل‌گران ‏محتوی کوشیده‌اند با تمهید ترفندهائی، دخالت عامل انسانی را به حداقل ممکن برسانند و بویژه با ‏به کار گرفتن کامپیوتر، قابلیت اعتماد تحلیل‌ها را به میزان قابل ملاحظه‌ای افزایش دهند. ‏
مسائل اجتماعی دامنه گسترده‌ای دارند و حل آنها به شناخت ریشه‌های ظریف و عمیق و ارتباط ‏ظریفتر و به ظاهر نامرئی آنها با یکدیگر وابسته است. شناخت این ریشه‌های ظریف به نوبه خود ‏مستلزم دانستن و تسلط به روش‌های شناخت آن مسائل خاص می‌باشد. یکی از ابزار بسیار مهم ‏اجتماعی که در واقع می‌بایست مشکل ‌گشای مسائل اجتماعی باشد، اما خود در ایران یکی از ‏مساله‌سازترین منابع گشته،‌وسائل ارتباط جمعی است. جراید، رادیو، بالاخص تلویزیون که مهمترین ‏وسیله اصلاح، وحدت، کنترل درونی و اشاعه ارزش‌های مولد در جامعه‌اند، در ایران نقش خود را به ‏نحو مطلوب ایفا نکرده و نیز بعضی مواقع در جهت معکوس عمل می‌کنند! مساله مهم آن است که ‏تاثیرات جانبی و مخرب وسائل ارتباط جمعی همواره ملموس نیست و سنجش آن نیاز به روشی ‏خاص دارد، که تحلیل محتوا نام گرفته است. این روش، تخصصی اندر تخصصی روش‌های تحقیق ‏در علوم اجتماعی است، که در اینجا بطور فشرده و حتی‌المقدور به زبانی ساده به طرز کار آن اشاره ‏می‌شود؛ به امید آن که دانشجویان عزیز این رشته،‌ آستین همت بالا زده و قدم‌های بعدی و موثر را ‏در جهت استفاده عمیق‌تر و وسیع‌تر از آن بردارند ‏.‏
‏«تحلیل محتوا: بیشتر روش تحقیق در وسایل ارتباط جمعی است»‏
‏1-11-1-2-5- پیدایش و گسترش روش تحلیل محتوا:‏
‏ تجزیه و تحلیل محتواهای متون مختلف به زمانی نسبتاً دور بر می‌گردد. مرتن و شاگردش ‏‏(‏merten/Ruhrmann.‎‏1982) معتقدند که این روش در یونان باستان و بعدها در قرن هفتم ‏میلادی در فلسطین ( برای استخراج تورات) بکار برده شده است. خصوصاً در ایران تجزیه و تحلیل ‏متون- یعنی جزء جزء کردن و یافتن ارتباط بین متون- قرآنی(= تفاسیر) و نظم و نثر فارسی از ‏گذشته‌ای دور رواج داشته‌است.و در این راه شیوه‌ها و ضوابط نسبتاً قابل اعتمادی بکار گرفته ‏می‌شده است. با پیدایش روزنامه، فصل جدیدی در تکامل این روش گشوده شد و تحلیل و ارزیابی ‏متن روزنامه‌ها آغاز گشت. علوم اجتماعی این روش خصوصاً در هنگام جنگ جهانی دوم به گونه‌ای ‏جدید و نسبتاً دقیق بکار برده شد. انگیزه اصلی ابداع این روش، بررسی نحوه تبلیغات آلمان در ‏هنگام جنگ دوم جهانی و میزان تاثیرگذاری آن بر روی جامعه آمریکا بود.(‏scheuch.et al. ‎‏1975). برخی از محافل امریکائی بر سر آنکه تعدادی از روزنامه‌ها، مطالبی به نفع و بر ضد امریکا ‏می‌نویسند، به جدال برخواسته بودند و عده‌ای معتقد بودند که مثلاً روزنامه ‏The true ‎American‏ مطالبش در جهت منافع آلمان است و عده‌ای دیگر این مساله را نفی می‌کردند تا ‏آنکه کار به دادگاه کشیده و در آنجا نیاز به ضوابط عینی، ملموس و قابل سنجش نمایان شد. ‏‏(‏Goode/Hatt.‎‏1952.326) بدین منظور آقای لاسول (‏Lasswel.‎‏1949) در پی ابداع روشی ‏برآمد که دارای چنان ضوابط نسبتاً عینی باشد. او از این طریق نشان داد که در بین ماه‌های مارس ‏تا دسامبر 1943 روزنامه فوق‌الذکر چند بار جملات و اصطلاحاتی بکار برده‌است که بر له یا علیه ‏امریکا بوده است (مقایسه شود جدول ذیل)‏
‏ جدول تحلیل محتوای روزنامه ‏The true American‏ توسط لاسول‏
جملات و اصطلاحات علیه له
امریکا از درون فاسد است ‏301‏ ‏34‏
سیاست خارجی امریکا غیر مسیحی است ‏41‏ ‏0‏
رئیس جمهور امریکا قابل انتقاد است ‏150‏ ‏17‏
‏ ماخذ ‏Good/Hatt,‎‏1952‏
البته چنانکه گفته شد و آقای مرتن نشان داده است، دانشمندان دیگری نظیر ویل ککس (‏Wil ‎cox‏) در سال 1900، استک لوسا (‏Stoklossa‏) در سال 1910 و غیره قبلاً‌ با پیدایش و ‏گسترش روزنامه‌های یومیه به چنین کارهایی دست زده بودند. اما کار آقای لاسول نقطه عطفی در ‏راه کاربرد این روش بود ،که به تدریج در کشورهای دیگر و در زمینه‌های گوناگون (نظیر تحلیل ‏نامه‌ها، فیلم‌ها، خبرها و برنامه‌های رادیو و تلویزیون و غیره ...) مورد استفاده قرار گرفت و تکامل ‏یافت.‏
‏2-11-1-2-5- کاربرد تحلیل محتوا‏ ‏:‏
‏ موضوع‌های مورد مطالعه تحلیل محتوی رسانه‌های گروهی هستند و واحدهای رسانه‌ئی و ‏ارتباطی مثل کتاب‌ها، پاراگراف‌ها، سخنرانی‌ها یا ترانه‌ها را واحدهای تحلیلی گویند. روش‌های ‏تحلیل محتوی را ممکنست برای هر نوع ارتباطی به کار برد، ساخته‌ها و مصنوعات ارتباطی برای ‏مطالعه کتب، انتشار، روزنامه‌ها، آهنگ‌ها، ترانه‌ها، تابلوهای هنری و نقاشی، سخنرانی‌ها، نامه‌ها، ‏حقوق و قوانین و مانند آن. مثلاً: آیا «داستانها و ترانه‌های قبل از انقلاب بیشتر جنبه و محتوی ‏ناسوتی داشت و بعد از انقلاب محتوی لاهوتی دارد؟»به عبارت دیگر:تحلیل محتوا:‏
‏ الف- بیشتر مورد استفاده مردم شناسی می‌باشد
‏ ب- در واقع تحلیل فکری که بیان شده می‌باشد. مثلاً روی شعر شاعری که در دست داریم و ‏یا تحلیل محتوای کتابی در آموزش و پروش ‏
‏ ج- در این روش دنبال گفتار یک شخص، مطالعه کتاب‌ها از زوایای مختلف یا گفتار یک رادیو ‏و یا سخنرانی یک سیاستمدار.......‏
‏ د- تحلیل محتوا یا کیفی است و یا کمی و یا ترکیبی از هر دو‏
سئوال این است که از تحلیل محتوا کجا و در چه مواردی می‌توان استفاده کرد؟
این سئوالی است که تقریباً در تمام این نوشته‌ به صورتی بدان اشارت می‌رود، برای نمونه: زمانی که ‏سخن از اهمیت تحلیل محتواست، خواه ناخواه تعدد زمینه‌ها به عنوان یکی از شاخص‌های اهمیت ‏روش مطرح می‌شود. در دیگر مباحث نیز زمانی که مثال از کاربرد این روش آورده می‌شود. باز ‏زمینه یا زمینه‌های آن دیده می‌شود. در این بند هدف برشماری مهمترین زمینه‌های کاربرد این ‏روش است. در آغاز، باید اذعان نماییم که هرگز شمارش تمامی زمینه‌های کاربرد این روش ‏امکان‌پذیر نیست. با این همه به برخی از این زمینه‌ها اشاره می‌کنیم. ‏
از دیدگاهی، الگوی "لسول" می‌تواند نمونه خوبی برای نشان دادن زمینه‌های این روش باشد: چه ‏کسی یا کی می‌گوید؟ به چه کسی یا کی؟ چگونه بیان می‌دارد؟ چه چیزی را منتقل می‌سازد؟ با ‏چه اثر یا تاثیری؟
بنابراین، محقق می‌تواند در راه آزمون فرضیه‌هایی در زمینه:‏
‏ (1) ویژگیهای متن ( محتوای پیام)(2) پیشینه‌های پیام(3) اثر یا آثار ارتباط،به تحقیق بپردازد. ‏در آغاز از زمینه یا زمینه‌های کاربرد تحلیل محتوا با توجه به نویسنده یا فرستنده پیام سخن به ‏میان می‌آوریم ‏.یکی از مهمترین هدفها، در این زمینه، کاربرد تحلیل محتوا برای شناخت آنانی است ‏که با استفاده از تکنولوژی عظیم وسایل ارتباط جمعی، عاداتی تازه پدید می‌آورند، فرآیند هدایت از ‏راه دور را متحقّق می‌سازند. از دیگر کاربردهای تحلیل محتوا در این زمینه (شناخت صاحبان پیام یا ‏اثر) و تحلیل دقیق پیام است بدان منظور که صاحب اثری مشکوک، بازشناسی شود.زمینه دیگر، ‏شناخت متن و یا پیام و ویژگیهای آن است. این زمینه بیشترین کاربرد تحلیل محتوا را می‌رساند. ‏زمینه دیگر، مطالعه اثرات پیام برگیرنده آن است.از دیدگاههای دیگر می‌توان کاربرد تحلیل محتوا ‏را به زمینه‌های فردی و جمعی تقسیم کرد. به بیان دیگر با کاربرد این روش می‌توان ویژگیهای ‏نویسنده را بازشناخت، همان طور که شرایط کلی فرهنگ را می‌توان در زمان معینی تحلیل کرد و ‏یا عقاید ویژه جمعی کثیر از انسانها را شناسایی نمود.‏
‏3-11-1-2-5- هدف از تحلیل محتوی: پرسشی که از نقطه‌نظر روش تحلیل محتوا مطرح ‏است، این است که « چه کسی» یا «کی» می‌گوید؟ «چه خبری» به « چه کسی یا کی »، « چطور ‏یا چگونه بیان می‌دارد» و « چه اثری یا چه تاثیری» روی مخاطب دارد، تحلیل محتوی کجا و در ‏چه مواردی می توان استفاده کرد؟روش تحلیل محتوی در آغاز تنها در تحلیل ویژگی‌های پیام به ‏کار می‌رفت. در این زمینه دو مساله مطرح بود:یکی دلالت هر رابطه بین دلیل و مدلول است که ‏همان بررسی معنا و مفهوم و جنبه شناختی پیام می‌باشد و دیگر بررسی سبک و ساخت پیام یا ‏جنبه زیباشناختی آن است، یکی از مسائلی که امروزه که در مورد تحلیل محتوا مطرح است، این ‏است که آیا می‌توان با تحلیل پیام، اطلاعاتی نه تنها درباره ویژگی‌های خود پیام، بلکه درباره ‏فرستنده و گیرنده آن نیز بدست آورد؟ به سخن دیگر آیا می‌توان به همه پرسش‌هائی که در ابتداء ‏متذکر شدیم مثل، که می‌گوید؟، چه می‌گوید؟، گفته او چه اثری دارد؟ و چرا می‌گوید؟، پاسخ داد؟ ‏جواب این پرسش‌ها کم و بیش مثبت است، بدین معنی که هر چند بیشتر تحلیل‌ها مربوط به پیام ‏و فرستنده پیام است. گاهی نیز به تحلیل اثرهای پیام روی گیرندگان پرداخته می‌شود، پس تحلیل ‏محتوا یکی از هدف های زیر را دنبال می کند:‏
‏ الف- تحلیل ویژگی‌های پیام به منظور توصیف آن که پاسخ به پرسش‌های« چه، به که، و ‏چگونه» است.‏
‏ ب- تحلیل پیشینه‌های پیام به منظور توصیف فرستنده که پاسخ به پرسش‌های
‏ « که و چرا» است.‏
‏ ج- تحلیل پی‌آمدهای پیام به منظور شناختن اثر آن روی مخاطب که پاسخ به پرسش‌ « با چه ‏اثری» است.‏
به عبارت دیگر هر تحلیل محتوی با هدف یا هدفهائی ویژه صورت می‌پذیرد، بنابراین، به دشواری ‏می‌توان هدفهای همه تحقیقاتی را که با این روش صورت می‌پذیرند، برشمرد. با این حال، برای ‏مثال به ذکر چند هدف اصلی می‌پردازیم.‏
برلسون در اثرش، تحلیل محتوی، چند هدف اصلی را بدین قرار خلاصه می‌کند: ‏
‏« برای شناخت‌ گرایش‌های اساسی در محتوای وسایل ارتباط جمعی و بررسی پویایی، شتاب و ‏مسیر تحرک آنها، در واقع با کاربرد این روش می‌توان دگرگونیها را سنجید»‏
این روش برخلاف سایر روش‌ها، نظیر مشاهده، مصاحبه، مطالعه موردی و ... نیاز به جمع‌آوری ‏اطلاعات ندارد، زیرا تمامی داده‌های لازم با کاربرد این روش در اختیار محقق است. در تحلیل محتوا ‏از پرسشنامه معکوس استفاده می‌شود. با تحلیل محتوا می‌توان خطوط اصلی اندیشه، عمل، ‏سخنرانی، و ... را به دست آورد. حال باید به دنبال همان مقوله، از گستره وسیع زمینه‌ها، اهداف ‏خاص و همچنین اصول و شرایط سخن به میان آورد. هر تحلیل محتوا با هدف یا هدفهای ویژه ‏صورت می‌پذیرد. بنابراین، به دشواری می‌توان هدفهای همه تحقیقاتی را که با این روش صورت ‏می‌پذیرند، برشمرد. با این حال، برای نمونه به ذکر چند هدف اصلی می‌پردازیم.‏
استفاده از این روش در راه تحقّق این هدف بسیار شایع است. یک نمونه از این روش را می‌توان به ‏تحقیق غلامحسین رهبری درباره تبلیغات تجاری در روزنامه‌های ایران، در خلال نه سال (1344-‏‏1353)، گسترش بیشتر مضامین مادی- جسمی اشاره نمود.‏ ‏ این نوع تحقیقات را در اصطلاح طولی ‏می‌خوانند و از طریق آنان، دگرگونیهای پدیده مورد نظر به دست می‌آید.« در تحقیقات طولی نظیر ‏پانل(‏panel‏)، روند پژوهی یک نسل انتخاب می‌شود و دگرگونیهای آن در خلال زمان بازشناسی ‏می‌شود. بعنوان نمونه، روستایی را درنظر می‌گیرند و در مدت 10 سال آن را به طور منظم مطالعه ‏می‌نمایند. پژوهش‌های طولی در تحلیل محتوا، همان طور که می‌بینیم، صورتی ویژه دارند، لیکن در ‏نهایت روند حرکت را به دست می‌دهند.»‏
‏4-11-1-2-5- مراحل تحلیل محتوی:‏
‏ در این نوع پژوهش نیز ابتداء پس از طرح مساله و تعیین فرضیه‌ها، اقداماتی برای به انجام ‏رساندن یک تحلیل محتوی لازم است که عبارتند از:‏
‏ الف- تعیین موضوع تحقیق و محدود ساختن آن ( تحدید موضوع و تعیین هدفها)(برای مثال باید ‏گفت هدف من تحلیل محتوای کتاب‌های جامعه‌شناسی دبیرستانها در رشته ادبیات در سال 1386 ‏است.)‏
‏ ب- تعیین اهداف و فرضیه‌های تحقیق
‏ ج- تعیین جامعه‌آماری و احتمالاً جامعه‌ نمونه ( در تحلیل محتوا در بسیاری از موارد، جامعه ‏آماری و جامعه نمونه یکی است.) ‏
‏ سخنرانیهای اندیشمندی تحلیل شود، معمولاً تمام آنها تحلیل می‌گردد،‌ اما در برخی از موارد ‏لزوماً باید به کار نمونه‌گیری پرداخت.مثال: زمانی که تحقیق در باب تحلیل محتوای روزنامه ‏همشهری بین سالهای 86-1376 است از نظر آگهی‌های تبلیغاتی، با توجه به وسعت زمان ‏‏(10سال) و تعداد روزنامه‌ها، می‌توان از روزنامه‌ها نمونه‌گیری کرد.‏
‏ د-تعریف و تعیین مجموعه اسنادی که قرار است موضوع تحلیل محتوا قرار گیرد.‏
‏ ه- در صورت لزوم تعریف شاخص ها و قواعدی که به کمک آنها داده های محتوا در رده ها ‏جای داده می شوند.‏
‏ و- تعریف واحد های محتوا که شامل واحدهای ثبت ،مفهوم و شمارش هستند.‏
‏ ز- در صورت لزوم نمونه گیری از مجموعه اسناد (یا جامعه آماری)‏
‏ ح- رده بندی عینی جای دادن داده های محتوا در هر یک از رده ها ‏
‏ ط-رسیدگی به قابلیت اعتماد و اعتبار پژوهش ‏
‏ ی- تجزیه و تحلیل و تفسیر و تهیه گزارش ‏
‏5-11-1-2-5- ماهیت روش تحلیل محتوی:‏
‏ استفاده از روش تحلیل محتوا در علوم اجتماعی بر این پایه بنا شده است که انسانها به منظور ‏روابط اجتماعی، با یکدیگر تبادل نظر و افکار دارند و این تبادل و ارتباط عموماً از طریق زبان ‏‏(سخن‌گفتن و نوشتن) انجام می‌گیرد.‏
ارتباط
‏ ‏

وسیله= زبان
‏«نظریه گفتگوی تمدنها از طرف رئیس جمهوری وقت ایران آقای سید محمد خاتمی»‏
در این ارتباط انسانها خبرهائی به یکدیگر می‌دهند و از هم سئوالاتی می‌کنند، نظرات یکدیگر را ‏می‌پرسند و نظرات خود را بیان می‌کنند. گاه به هم اعتراض و گاه یکدیگر را تایید می‌کنند.بنابراین ‏در کنار دادن و گرفتن جز عموماً تمایلات و گرایش‌های خود را نیز ابراز می‌دارند و پدیده‌های مورد ‏بحث را به صورت منفی یا مثبت ارزیابی می‌کنند.(همان کاری که در اتاق فکر بین اعضاء آن رد و ‏بدل می شود.)‏
‏ اما می‌دانیم که این نظرات و گرایش‌های انسان‌ها نسبت به شرایط زمانی و مکانی متفاوتند. مثلاً ‏کسانی که در ایران متولد شده‌اند دارای یک نوع گرایش‌ها و تمایلات مذهبی خاصی هستند، اما اگر ‏همین افراد در کشور دیگری مانند انگلستان متولد شده‌بودند: به احتمال بسیار زیاد مذهب و ‏گرایش‌های مذهبی، سیاسی، اجتماعی دیگری می‌داشتند.بنابراین نظرات و گرایش‌های انسان ‏همواره منبعث و متاثر از وضعیت خاص اجتماعی- فرهنگی ایشان است.لذا در صحبت‌های انسانها ‏همواره دو نوع خصوصیت نهفته است:‏


بنابراین قاعدتاً باید به توان از صحبت‌های انسانها،‌ خصوصیت‌های فردی و اجتماعی آنها را استنتاج ‏نمود. اما چگونه؟ بسیاری از افراد مدعی هستند که از گفته‌های فلان شخص، خصوصیات فردی و ‏اجتماعی او را بدست آورده‌اند. مثلاً‌ فلان دانشجو معتقد است که از صحبت‌های فلان استاد به ‏گرایش‌های سیاسی او پی برده است که مثلاً او «چپی» و یا مخالف نظام سیاسی حاکم است. ‏سئوالی که مطرح است آن است که آیا می‌توان به این استنتاج اعتماد نمود یا نه؟ این دانشجو چه ‏ضوابطی را می‌تواند ارائه دهد که بر اساس آنها، دیگران نیز ( یعنی بطور بین ذهنی ‏) به توانند نظر ‏او را بپذیرند. ضوابطی که در این گونه موارد ارائه می‌شوند، قابل اعتماد نیستند و بسیاری اتفاق ‏می‌افتد که افراد دیگر حاضر در همان جلسه از صحبت‌های همان استاد، برداشت‌ها و استنباط‌های ‏دیگری می‌کنند و مثلاً عده دیگری تصور می‌کنند که گرایش سیاسی او موافق با نظام حاکم است. ‏انسان‌ها، پدیده‌های اجتماعی اطراف خود را که در واقع یکسان هستند، به گونه‌های متفاوت ادراک ‏و تعبیر می‌کنند و به عنوان مثال به آزمایش لیپر اشاره می‌کنیم، که در آن یک تصویر از سوی ‏عده‌ای به عنوان یک زن جوان و از سوی عدة دیگری به صورت یک زن پیر ادراک و تعبیر ‏می‌شود.برداشت‌ها و استنباط‌ها از محتواهای زبانی یعنی از گفته‌ها و نوشته‌ها نیز از این قاعده ‏مستثنی نیستند. بدین معنی که خصوصیات فردی و اجتماعی شخص شنونده یا خواننده یا به ‏عبارت تخصصی‌تر خصوصیت‌های دریافت‌کننده یا گیرندة پیام ‏ بر روی ادراک او از آن گفته یا ‏نوشته یا هر نوع پیام یا محتواهای تبادل نظرات ( مانند علائم....) تاثیر می‌گذارد. لذا نمی‌توان به ‏سادگی بطور بین ذهنی به استنباط‌ها و تحلیل‌های افراد از صحبت‌ها، نوشته‌ها و دیگر محتواها ‏اعتماد نمود. پس باید به دنبال ضوابط و روشی گشت که از طریق آن به توان بطور قابل اعتماد ‏محتواهای زبانی را تحلیل کرد.‏
‏ از همین جا نیز می‌توان تعریف روش تحلیل محتوا را بدست آورد. منظور از این روش آن است ‏که به توان بر اساس آن خصوصیات زبانی یک متن گفته یا نوشته شده را بطور واقع‌بینانه یا عینی و ‏بطور سیستماتیک شناخت و از آنها نیز استنتاج‌هائی درباره مسائل غیرزبانی یعنی درباره خصوصیات ‏فردی و اجتماعی گوینده یا نویسنده .... نمود.‏ ‏ منظور از متن یا محتوا، کلیه ساخت‌ها از علائم ‏گوناگون ( زبانی، موسیقی، تصویری، حتی جسمی مانند مجسمه‌ها) است که از طریق آن ارتباط ‏برقرار می‌شود.‏ ‏(‏silber mann/ kuger. ‎‏1973.50). اهمیت روش تحلیل محتوا بالاخص در ‏آن است که این تحلیل می‌تواند بی‌رابطه با زمان و مکان در محتواها و منابعی که در زمانهای ‏گذشته و یا در فرهنگ‌های دیگر تولید شده‌اند، بکار گرفته شود و از آن طریق اطلاعات پر ارزشی ‏حتی درباره جوامع و فرهنگ‌های دیگر که مطالعه مستقیم آنها دیگر مسیر نیست بدست آورد.‏
‏6-11-1-2-5- تحلیل‌های کیفی: ‏
‏ تحلیل محتوا در ابتدای مراحل تکوینش بیشتر به بررسی کیفی محتواها می‌پرداخت، هر چند که ‏هنوز هم تحلیل‌های کیفی در مواردی معمول و مفید است. در اینگونه بررسی‌های کیفی، هدف آن ‏است که تاثیر متن‌های مورد نظر بر روی گیرنده پیام (خواننده، شنونده، بیننده) سنجیده شود و ‏این از آن طریق انجام می‌گیرد که محقق بار ارزشی مفاهیم و عبارت‌های بکاربرده شده را بررسی ‏می‌کند. مثال قبل از آقای لاسول نمونه‌ای از اینگونه تحلیل‌ها بود. نمونه دیگر آن کار آقای وایت ‏است، که طی شعارهای ارزشی در سخنرانی‌های هیتلر و روزولت قبل از جنگ جهانی دوم را بررسی ‏و با هم مقایسه کرده بود.‏

جدول درصد توزیع شعارهای ارزشی در سخنرانی‌های قبل ازجنگ جهانی دوم توسط هیتلر و روزولت
هیتلر و روزولت هیتلر روزولت
ارزش‌های قدرت‌طلبانه ‏8/34%‏ ‏2/15%‏
ارزش‌های اخلاقی ‏38%‏ ‏3/28%‏
ارزش‌های اقتصادی ‏8/10%‏ ‏7/27%‏
سایر ارزش‌ها ‏4/16%‏ ‏8/28%‏
جمع ‏0/100%‏ ‏0/100%‏
‏ ماخذ ‏selltiz,el.‎‏1959.334 ‏
مثال دیگری در این زمینه که مرحله‌ای پیشرفته‌تر از تحلیل محتوا را نشان می‌دهد، تحقیقات آقای ‏شوی (‏shuey‏) می‌باشد. او می‌خواست بررسی کند که آیا مجلات مختلف و مهم آمریکایی در ‏عکس‌هائی که از سفیدپوستان و سیاه‌پوستان چاپ می‌کنند، تبعیضات از نظر پایگاه اجتماعی آنها ‏قایل هستند یا نه؟
‏ الف- بدین منظور او 292 جلد از مجلات فوق از سالهای 1949و 1950 را تحلیل نمود(=نمونه)‏
‏ ب- سپس در هر مجله،‌ هر تصویر و هر عکسی که بر روی آن یک یا چند سیاهپوست دیده ‏می‌شدند ثبت و توصیف شد.‏
‏ ج- همچنین در مقابل تحلیل هر عکس از سیاهپوستان، یک عکس به همان اندازه از ‏سفیدپوستان تحلیل می‌شد. ‏
‏ د- برای مقایسه، بین عکس‌های تبلیغاتی و عکس‌های مربوط به نوشته‌های نویسندگان مجله ‏فرق نهاده شد.‏
‏ هـ- در هر عکس فقط شخصیت اصلی ثبت و توصیف می‌شد. ‏
‏ و- اکثریت نزدیک به اتفاق افراد روی تصویر در سه طبقه یا گروه شغلی زیر طبقه‌بندی شدند:‏
‏ (1) کارگر و کارمند متخصص (بیش ازماهر)‏
‏ (2) کارگر و کارمند ماهر
‏ (3) کارگر ساده
در 292 جلد مجله، 213 عکس تبلیغاتی از سیاهپوستان دیده می‌شد، فقط 5 درصد از آنها را ‏می‌شد در گروه شغلی اول طبقه‌بندی کرد. در صورتی که در 213 عکس مقایسه شده از ‏سفیدپوستان، 46‏ ‏ درصد ازآنها در گروه شغلی اول جای می‌گرفتند. سفیدپوستان عموماً بدون یک ‏اشتغال خاص در لباس‌های شیک، در حال خوردن غذا و نوشیدن، در ماشین‌های مجلل و غیره ‏نشان داده شده بودند. همچنین 46 درصد دیگر از سفیدپوستان در گروه دوم شغلی طبقه‌بندی ‏شدند، حال آنکه هیچیک از سیاهپوستان را ( بر اساس تصویرشان) نمی‌شد در طبقه دوم شغلی ‏‏(کارگر و کارمند ماهر) جای داد. در اکثر موارد سیاهپوستان در نقش‌های دون‌پایه نظیر نوکر، ‏کلفت، حمال، آشپز، گارسون، راننده، محافظ و… نشان داده شده بودند. حال در صورتی که توزیع ‏مشاغل بر روی عکس‌ها با توزیع مشاغلی واقعی در جامعه مقایسه شود نتیجه جدول ذیل بدست ‏می‌آید: ‏
‏ جدول توزیع مشاغل (اعداد= درصد) ‏
گروه‌های ‏شغلی سیاهپوستان سفیدپوستان
کارگر و ‏کارمند ‏متخصص عکس‌ها چه چیزی را ‏می رساند؟ واقعیت ‏چیست؟ عکس‌ها چه چیزی ‏را می رساند؟ واقعیت ‏چیست؟
‏5‏ ‏4‏ ‏46‏ ‏15‏
کارگر و ‏کارمندساده ‏_‏ ‏5‏ ‏40‏ ‏31‏
کارگر ساده ‏95‏ ‏91‏ ‏14‏ ‏54‏
جمع ‏100‏ ‏100‏ ‏100‏ ‏100‏
‏ ماخذ ‏maletzke.‎‏1972.237 ‏
چنانکه ملاحظه می‌شود مجلات مورد بررسی برای نشان دادن خصوصیات اجتماعی و فردی ایده‌آل، ‏عموماً سفیدپوستان را در مدنظر قرار می‌دادند. این مساله غیر از عکس‌های تبلیغاتی همچنین در ‏مورد عکس‌های مربوط به نوشته‌های نویسندگان مجله، با کمی تفاوت، نیز صادق بود. ‏مثلاً‌سفیدپوستان که بطور واقعی فقط 15درصد از مشاغل بالا (گروه شغلی اول) را دارا بودند، 81 ‏درصد از تصاویر مربوط به نوشته‌های نویسندگان در مشاغل بالا نشان داده شده بودند، ( نقل از، ‏maletzke.‎‏1972.236‏‎ ‎‏ ).‏

‏1-6-11-1-2-5- شرایط کلی تحلیل محتوای کیفی: ‏
‏ بمنظور یک تحلیل کیفی علمی، قابل اعتماد و معتبر از محتواها شرایط ذیل لازمند:‏
‏ الف- تعیین چارچوب تئوریکی:همانند دیگر تکنیک‌های تحقیق، در اینجا نیز می‌بایست در ‏ابتدا محقق یک چارچوب تئوریکی داشته باشد، که بر اساس آن فرضیه‌ها و متغیرهای خود را ‏مشخص سازد و سپس در پی یافتن روشی برآید که برای سنجش آن متغیرها مناسب باشند. در ‏اوائل به روش تحلیل محتوا این انتقاد وارد بود که محققین عموماً تحلیل‌های خود را بدون ارتباط با ‏تئوریها انجام می‌دادند. اما بعدها تحقیقات دیگر به تدریج بر پایه تئوریهای متناسب با مساله بنا ‏شدند. البته در کارهای جزئی نظیر شمردن یک لغت یا تعداد شعارها مثلاً در خطبه‌های نماز نیاز به ‏تئوری، کمتر محسوس است. اما مثلاً اگر بخواهیم از سخنرانیهای یک رهبر، خط سیاسی و فکری او ‏را استنتاج کنیم در آن صورت برای آن استنتاج، تئوریهای مناسب لازمند، که بر پایه آنها فرضیه‌ها ‏و متغیرهای مورد بررسی بنا شده باشند. ‏
‏ ب- نمونه‌گیری: به اقتضای مساله مورد بررسی، محقق باید متن‌هائی را گردآوری کند که در آنها ‏به‌توان مساله مورد بررسی را به نحو قابل تعمیم تحلیل نمود. در مثال جدول تحلیل محتوای ‏روزنامه‌ها دیدیم که آقای لاسول روزنامه‌هائی را که در بین ماه‌های مارس تا دسامبر 1943 انتشار ‏یافته‌بودند،‌ برگزیده بود. همچنین می‌توان این دوره نه ماه را گسترش داد، مثلاً‌ روزنامه کیهان را از ‏سال 1356 تا سال 1357 زمان وقوع انقلاب مورد مطالعه قرار داد و یا از هر ماه فقط 6 نسخه هفته ‏اول هر ماه یا فقط صفحات اول، دوم، و سوم، را ..... بررسی نمود.انتخاب این نمونه‌ها همواره به ‏اقتضای مساله مورد بررسی خواهد بود.بمنظور نمونه‌گیری، می‌توان از شیوه‌هائی نمونه‌گیری در ‏همین کتاب یا سایر کتاب‌های روش تحقیق استفاده نمود.‏
ج- واحد محتوا: پس از نمونه‌گیری، نوبت به تعیین واحدهای سنجش می‌رسد. این واحدها ‏می‌توانند لغات، جملات، سرمقاله‌ها و ... باشند که ما می‌خواهیم بار ارزشی آنها را بسنجیم و یا بر ‏اساس محتوایشان، آنها را طبقه‌بندی کنیم. در اینجا ما عموماً‌ با دو شکل روبرو هستیم:‏
‏ (1) یک بار ارزشی ممکن است در یک جمله طولانی آورده شود مانند ( این نخست‌وزیر توان ‏اداره مملکت را ندارد) و یا آنکه در یک لغت توهین‌آمیز : «نوکر بی‌اختیار».‏
‏ (2) بار ارزشی یک لغت تنها از خود آن لغت بدست نمی‌آید بلکه عموماً به محتوای کل جمله ‏بستگی دارد. بنابراین استنتاج از تک تک لغات درباره گرایش یک شخص بدون اشکال نیست. لذا ‏باید در اینگونه موارد، واحد محتوا (= واحد سنجش) بزرگتر از حد یک لغت باشد. (مقایسه شود ‏‏(‏mayntz.et al.,‎‏1972))‏
د- تهیه طبقه‌های تحلیل: واحدهای محتوا (لغات، جملات، ....) می‌بایست نظیر پاسخ‌های ‏پاسخگویان در روش مصاحبه و یا واحدهای مشاهده در روش مشاهده طبقه‌بندی شوند. بدین ‏منظور، همانند روش مشاهده به طبقاتی نیازمندیم که واحدهای بررسی شده در یک متن را در آن ‏طبقات یا رده‌ها دسته‌بندی کنیم. این طبقه‌بندی خصوصاً وقتی مورد نیاز است که ما تحلیل خود را ‏بر اساس یک تئوری بنا کرده باشیم و بخواهیم متغیرها و فرضیه‌های خود را بررسی نمائیم.طبقات ‏محتواها باید دارای همان شرایطی باشند که در روش مصاحبه و مشاهده نیز در نظر گرفته ‏می‌شوند، یعنی باید:‏
‏(1)‏ به فرضیه‌ مورد بررسی، مربوط باشند.‏
‏(2)‏ صریح باشند، بطوریکه در یک طبقه‌بندی مجدد، محقق محتواها را دوباره متعلق به همان ‏طبقه تشخیص دهد. بدین منظور بهتر است که هر یک از طبقه‌ها با یک یا چند مثال ‏مشخص‌تر شوند.‏
‏(3)‏ هر طبقه فقط یک بعد معنی‌ را در نظر بگیرد.‏
‏(4)‏ از یکدیگر کاملاً متمایز باشند. یعنی هر واحد سنجش باید مشخصاً فقط در یک طبقه جای ‏گیرد و هنگام طبقه‌بندی نباید کدگزار، دچار این تردید شود که فلان محتوا و واحد ‏سنجش باید در طبقه اول جای گیرد یا در طبقه دوم.‏
‏(5)‏ کامل باشند. یعنی هر محتوا یا واحد سنجش باید بالاخره در یکی از طبقات جای گیرد و &r

/ 0 نظر / 509 بازدید