نگرش سیستمی دربرنامه ریزی درسی

چون جان لاک نمی دانست بچه های دوره های ابتدایی ،پیش دبستانی یا راهنمایی مغزشان یک مقدار محدودی است و

5/3 ساعت باید بیشتر باهاشون کارنشود وچیز های مشخص باید باهاشون کار شود.

بنابراین طبق نگرش سیستمی تمامی علوم، قاعده هایی دارند که مشترکند.یک ساندسی درعلوم درقوانین مشترک

ویکی است ودانش آن درعلوم تربیتی به ما کمک می کند تادر برنامه ی درسی ما بهتر رفتار کنیم.

سیستمها دو نوعند وبا دنیای بیرون خودشان باید تعامل کنند

وسیستم بدون تعامل وجود نداردوباید حتماَ نیاز های خود را از محیط بیرون خود بگیرد.بنابراین سیستمها باتعاملاتشان

با محیط بیرون ازخودشان سیستم های باز نامیده می شوند.وهرچه این تعامل کمتر شود به سیستم بسه روی می آورند.

وسیستم مطلق بسته وجود ندارد.

مثلا یک جامعه ای وملتی وکشوری با همسایگان خودشان تعامل نمی کنند یک سیستم بسته تلقی می شوند که یک

سیستم زودتر به سوی آنتروپی پیش می رود. چون نمی توانند مایحتاج خودشان را تامین کنند .

مثلا برای تامین قطعات هواپیمایشان ازکفیت پایین استفاده کنند وباعث سقوط خواهد شد ومحصولات استراژیک خود

رانمی توانند تامین کنند. بنا براین سیستم باز است یا بسته

ماندگار: همه مولفه ها به طور مناسب برای تحقق وتامین هدف سیستم کار می کنند

ممکن است همه سیستم های شما خوب کارکند وکلیه خوب کارکند باعث آنتروپی خواهد شد.

یعنی همه قسمت های سیستم به طور متعادل باهم کار کنند .

باز خورد:

یا پسخوراند:

اما در برنامه درسی که 4 مولفه دارد.

مهترین مولفه اهداف و موثرترین مولفه پسخوراند یا ارزشیابی است. فیدبک،

 

مثلا درمورد بچه هی ابتدایی کلاس پنجم کلیه معدل نمره آنها در امتحان نهایی در سراسر کشور 15شده است

اگر بخواهیم علت را بیابیم باید عناصر برنامه درسی را یک به یک برسی کنیم :

اهداف ، محتوا ، یادهی یادگیری ،ارزشیابی

ودر برسی اهداف اینکه مقداربه میزان کافی است یا نه

واز نظر حجم، مقدار واینکه در سال های گذشته بوده است یا نه

یاچیزی که در بیاوریم آورده ایم مثل کسرهایی که در کتاب پنجم آورده شده است و اکثر بچه ها ضعیفند و مشکل

دارند و می بایستدر دوره ی راهنمایی بیاید.

وبعد ازآن محتوا: وآیا محتوای کتاب پنجم می تواند ما به اهداف مان برساند؟ از نظر تصویر وسوال که روی مطلب

گذاشته ایم درست است. آیا منطبق با روز است و آیا این چهار عمل اصلی در زندگی روزمره اش استفاده می شود

وکاربرد دارد .

ومولفه ای دیگر یادهی یادگیری است آیا این معلم دارای3ویژگی لازم برای کلاس را دارد

1 – با عنوان  contenlc noulage (دانش یعنی فهم آنچه را که می خواهد بگیرد می داند)

مثلا بچه های ما در تیمز 39 هستند بین 40 کشور شرکت کننده ی دنیا، آیا این بچه ها بهاین دلیل 39 شدند که

فکرشان از فکر بقیه بچه های کشورهای دنیا کمتر است؟ قطعا نه ،ویک آزمایش شد سوالاتی که به بچه ها دادیم

به معلمان آنها دادیم بچه ها متوسط نمره شان شد 25/10 وهمان سوال که به معلمین شان داده شده بود ومتوسط

نمره شان شد 25/12 این معلم کلاسی که باید نمره 20 می گرفت نمره اش 25/12 شده است .

این contenlc noulage او ضعیف است یعنی آنچه که باید درس بدهد نمی تواند و علت اصلی پایین آمدن نمره ی

بچه ها هم همیمن است .

2 – ویژگی pudugogical lcnowlege یعنی دانش معلمی  یاحق معلمی که به تواند کلاس را مدیریت کند

وارتباط برقرار کند با دانش آموز ومطالبی که می داند به شیوه ی یادگیری بیان کند.

3 -  tecnologycul lcnoulegدانش رسانه ای

یعنی امروز درس آشنایی با تابلوهای راهنمایی در رانندگی در کتاب علوم اجتماعی است. معلم چکار باید انجام دهد تا

بچه ها در اینت خصوص یعنی علائم راهنمایی و رانندگی را یاد بگیرند- آیا باید در کلاس شفاهی سخنرانی کند؟

یا این که دست بچه ها را بگیرد وببرد در سطح خیابان ها علائم را نشان دهد؟

یا این که آنها ببرد در شهرک راهنمایی رانندگی ؟ یا این که نه، یک فیلم جذاب از راهنمایی ورانندگی را برای آنها

پخش کنند؟

خلاصه آن رسانه ای که معلم انتخاب می کند برای ارائه مطلب خود برای رسالت یادگیری وارائه بستر درسی خود

در قالب  تکنولوژی می شود دانش رسانه ای

ما در پسخوراند ها مولفه های آن نظام را می بینیم مثلا در مولفه های برنامه ریزی درسی که اهداف دیدم که کم است

یا زیاد است

محتوا را بررسی کردیم که آیا تصاویر آن جذاب است یا نیست مثال ها،مثال هایی است که بچه علا قه دارند یا ندارند

سوال ها، سوال هایی که بچه ها با آن ارتباط برقراری نمی کند. معلمی که سر کلاس می آید بجای آن که بچه ها بسر

بردن با او خوش حال شوند ناراحت اند و وقتی کلاسی تعطیل می شود جشن می گیرند وخوشی می کنند واین در

صورتی است که مدرسه جایی باید باشد که بچه ها لذت ببرند واز معلمین کیف ببرند.

حالا اگر ما معلم بسیار خوبی هم انتخاب کردیم وسر کلاس هم آوردیم ونمره را بررسی کردیم دیدیم مثلا شده 5/17

حالامتوجه شدیم کهبه این بررسی ما نتیجه بخش بوده است .

وعلت این که سیستم بدن ودیگر سیستم ها برای پسخوراند دیده شده است این است که آنتروپی آنها به عقب بیافتد و

بازسازی می شوند. درسیستم های اجتماعی هم باید از عملکرد مسئولین مثل رئیس جمهور، شهردار... از مردم باید

فیدبک گرفت و موجب می شود رئیس جمهور شود رئیس جمهور نمونه وشهردار شود شهدار نمونه

ارزشیابی خودش 2 قسمت است ، 1- ارزشیابی پیشرفت تحصیلی- و2- ارزشیابی برنامه- اما نظر بعضی از

متخصصین این است که ارزشیابی پیشرفت تحصیلی هم خودش ارزشیابی برنامه است.

پنجمین مولفه ها سیستم ها هم پایانی است .

وبه آن معنی است که همیشه برای مسائل راه حلی وجود دارد.

در تعلیم وتربیت ،وقتی معلم به سر کلاس می آید و به خلاقیت و فکر انسان اعتقاد ندارد.مثلا تا صفحه معینی از کتاب

را ارائه می دهد وانتظار دارد بچه ها هم در همان مسیری که خودش طی کرده بچه ها جواب بدهند.

که این گونه معلم ها معلم های سخت گیری هستند وبچه ها هم از او هراس دارند ومی ترسند و معلم هرچه داناتر باشد

عالم تر باشد با او راحت ترند و به بچه ها فرصت های بیشتری می دهد ودرقبال بچه ها همم هیچ ترسی و واهمه ای

ندارند و به فکر بچه ها هم احترام می گذارد.

و مسائل راه های متفاوتی دارند و هر انسانی می توان راه حلی را فکر کنید که با فکر دیگری متفاوت باشد. وکاری

که ما در تعلیم وتربیت می کنیم این است که بستر سازی کنیم تا بچه ها را خلاق بار بیاوریم .

دال می گوید برنامه ریزی در دنیای در حال تغییر چگونه باید باشد؟

اگر برنامه ریزی ما بر اساس سنین کتاب هایی باشد که بچه هابا آن روبه رو هستند در دنیای امروزی که در حال

تغییر است بچه ها فردا وقتی فارغ التحصیل می شوند وارد جامعه می شوند وبا مسائلی پدیده های نویی روبه رو

می شوند که یافته هایشان برایشان فایده ای ندارد.

مثلا ما در هنرستان امروز یک روشی را می خوانند که وقتی وارد اجتماع می شوند روش عوض شده است ونمی

توانند استخدام شوند وشغل پیدا کنند یافته ها وخواسته هایشان با آن چه امروز در جامعه است کاملا متفاوت است .

ودال می گوید حتی اگر علم جدید را هم بگوئیم شاید با مسائل ورویدادها منطبق شوند پس چکار باید کرد و            

ومبانی های را که شامل 4 مبنا است را در برنامه درسی مان رعایت کنیم.

و تاپلر هم در کتاب موج سوم خود آورده است که در اولین موج در کشاورزی بوده اند.در موج دوم یا انقلاب صنعتی  

که پیش آمد بحث صنعتی شدن مطرح شد واوج صنعتی شدن به موج سوم رسید وآن هم خلاقیت است که همان هم

پایانی است یعنی انسان ها همیشه می توانستند از راه حل های مختلف به حل مسئله برسند ومی گوید اگر در این موج

بچه ها ونسل های خود را خلاق نکنند در زیر پای تمدن خواهند شد یعنی جوامع دیگر خواهند گذشت .

وآمریکا یی ها یک مقاله ای نوشتند وبا عنوان ملتی در خطر

و گفتند خطری که ما را تهدید کند خطر جنگ ستارگان نیست

خطری است که در اثر تعلیم وتربیت کشورهایی که از ما بهتر است و آدم های خلاقی را تربیت می کنند که می تواند

دنیای صنعت دنیای نظامی وتسلط را از ما بگیرد در خطر آن ها هستیم (که منظورشان رایتی ها بودند)

موج سوم تافلرهم پایانی است و4 تا ابزار را معرفی کرده است:

1 – مبانی فکر کردن

وبه آدم ها بجای بلغور کردن یاد می دهیم که فکر کنند ، مبانی فکر کردن و حل مسئله مثلا فرض می دهیم که در

کلاس درس آتش سوزی رخ داده است وتنها 5 دقیقه گرفته است تا خودشان را نجات دهند چه باید کرد؟

یعنی اول در موقیت مسئله ای قرار گرفتیم وباید برای نجات خودتان که مثلا تنها فردی از ناحیه پنجره است فکر کنیم

وآن هم در حقیقت وارسی کردن پنجره است وجمع آوری اطلاعات است ، مرحله 2 -  یعنی ارتفاع چقدراست و...

3 -  راه حل فرضیه سازی می کنیم ، 4 – تمرین مناسب تمرین کلام است، ویاد بدهیم که در مرحله رشدی

چگونه مسائل خود را حل کنند.

و مبنای اول همان فکر کردن و همان حل مسئله جان دیوئی است

وهم پایانی همیشه می توان یک مسئله را حل کرد ومسئله ی حل نا شدنی است وجود ندارد و برای سرطان هم حتی

راه حلی وجود دارد و تحقیقات هم برای حل آن است وتنها حل که وجود ندارد حرکت بسوی آنتروپی     است،این راه

حل هااز طریق فکر کردن ، پژوهش کردن و جستجو کردن حل می شود و ما باید بچه ها را عادت بدهیم ویاد بدهیم               

و گرایش بسوی آنتروپی وانا لله وانا الیه راجعون وگرایش به سوی  آنتروپی است کره ی زمین از نظم خودش خارج                  

می شود.

آلومتری:

اگر سیستمی از چار چوب نظم  بیرون رود را آلومتری می گویند. یا بسوی کمتر شدن یابسوی بیشتر شدن، ودر آن

یک قانونی وجود دارد بنام قانون سطح

که در قانون سطح برای آنکه آنتروپی را عقب بیاندازی باید سطح را زیاد کند          

یعنی از وزن و چربی خود جلوگیری کنید وبه سطح بدن و عضلات خود را اضافه کنید وزن کم سطح زیاد

 و هر چه سطح بیشتر شود سلامتی بیشتر خواهد شد و آنتروپی به عقب خواهد افتاد.

             

 

 

                                                                       

                                      

/ 2 نظر / 170 بازدید
سلام

سلام به تو بيا تو فارم فا دات کام به پرو فايل من هم توش سر بزم مهســـــــــا منتظرم