برنامه درسی و نیازهای دنیای درحال تغییر

   مقدمه

برای واژه نیاز دررشته های گوناگون علمی و معرفت شناسی مانند زیست شناسی ، پزشگی یا عرفان تعاریف متفاوتی شده است .

امادرمقوله برنامه ریزی نظام آموزشی با پیروی از کافمن ، نیاز را چنین تعریف می کنیم . " نباز یعنی فاصله میان نتایج موجود و نتایج مطلوب " (کافمن و هرمن ، 1374 ، ص 146 ) . اگرچه این تعریف بسیار بدیهی به نظرمی رسد ، معمولا از اذهان به دوراست . زیرا اکثر افراد نتایج و وسایل را از هم تفکیک نمی کنند وقبل از شناسایی نیازها به چاره جویی آن می پردازند .درحالیکه با تشخیص نیازها قبل از انتخاب هرنوع راه حل و وسیله می توان بر میزان کارایی و اثر بخشی نظام  افزود و مانع از اتلاف وقت و سرمایه شد . بنابراین برای تشخیص نیاز ، نخست باید تصویری از نتایج یا عملکرد مورد نظر در وضعیت مطلوب در اختیار داشت و سپس نتایج یا عملکرد وضعیت موجود را شناسایی کرد . انگاه فاصله میان نتایج این دو وضعیت را ارزیابی کرد . (مشایخ ، فرید )

نیاز ما را به حرکت وادار می کند. حرکت ما باید پاسخ درستی باشد به آن نیاز ـ آن نیاز را برآورده سازد .این نیاز اگر یک نیاز طبیعی باشد ، نیاز اولیه باشد ، شناختن ندارد. مثل گرسنگی است که باید با خوردن پاسخ داده شود . اما اگر کمی بالاتر از آن باشد، فکر می برد، شناخت می خواهد، شناخت موقعیت می خواهد، شناخت وضعیت می خواهد.هر چه بهتر وضعیت را بشناسی ، هر چه دقیق تر موقعیت را درک کنی ، امکان موفقیت تو بیشتر است.خوب ،« موقعیت » که سرجایش نمی ماند دایم حرکت می کند .« وضعیت »هم در همه جا یک جورنیست.

  نیازامروز همان نیاز دیروز نیست، ما هر چه داریم از گذشته داریم ولی فردا تکرار گذشته نیست .عناصر ساده (نیاز دیروز) به هم آمیخته اند و ترکیب تازه ای داده اند، اکسیژن با هیدروژن ترکیب شده است و «آب» داده است .آب نه اکسیژن است و نه هیدروژن

اگر تو اکسیژن و هیدروژن را نشناسی آب را نشناخته ای ، ما هر چه داریم از گذشتگان داریم، اما پاسخ های دیروز برای محرک های دیروز بوده است ، آن محرک ها عوض شده است و پاسخی دیگر می طلبد.

از خودمان بگوییم ، ما هم در روزگاری مثل همه جاندارهای دیگر با حواسمان با درون و بیرونمان ارتباط می زدیم. با سایر جاندارها و با اشرف مخلوقات نیز. ماارتباط با همنوعانمان را بیشتر با حرکت و صدا برقرار می کردیم. اما تاریکی و سایر موانع دید، که مانع برقراری ارتباط حرکتی مان می شد، کم کم ارتباط صوتی را جلو انداخت و زبان غنی ترین وسیله ارتباطی شد. زبان زمان و مکان رابرای ما فتح کرد.و زبان شد عادی ترین وسیله ارتباطی مان ، شد جزو وجودمان و در سیستم عصبی مان ، برای انتقال به نسل های بعد، جای گرفت. که استعدادش فطری شد و کاربردش اکتسابی. بشر که احساس و اندیشه و باور داشت ها و آرزوهایش رابرای تلطیف و تعالی سینه به سینه منتقل می کرد و تاریخ تمدن را میساخت آرام آرام علایم گفتاریش را با نشانه های نوشتاری تثبیت کرد.

خط» تحولی شد در تامین سرعت و دقت در سیر و سیاحت ما در تاریخ و در جغرافی «خواندن» وسیله دست یافتن به اعماق تاریخ و به اقصی نقاط عالم شد. توان خواندن « سواد » تلقی گردید اگر هیچ نوشتاری نتوانسته است آینه تمام نمای « گفتار» باشد، همچنان که هیچ گفتاری نتوانسته است بیانگر امین احساس و اندیشه آدمی گردد.اما به هر حال « توان خواندن »مرز تمییز باسواد از بی سواد شد. که نوشتن را هم به ناچار به دنبال کشید دنیای درک ما دیگر فقط از طریق گوش نبودو دنیای تولید، دیگر فقط از راه دهان نبود . اهمیت توان خواندن، و قدرت نگاشتن ، در دوره ای بسیار طولانی از تاریخ تحولات اجتماعی در همین بود. اما حالا چه ؟

هر سه چهار سال یک بار اطلاعات روی زمین دو برابر می شود. و فردا .......

یک وقت خبری را با اسب و شتر و قاطر از اینجا به آنجا می بردند و حالاوسایل ارتباطی عرصه را برما تنگ کرده است سرعت و قدرت و تنوع و غنای انها جایی برای کلاس و معلم وکتاب و گچ و تخته سیاه نگذاشته است.

باید نیاز روز را بشناسیم و پاسخ مثبت به آن را  ،  برای برقراری ارتباط سالم و ارزشمند و ایجاد تعامل سازنده میان طرف های علاقه مند، باید تمهیداتی نو اندیشید. برنامه ریزی های آموزشی و درسی سنتی، شاید سواد به معنای توانایی خواندن و نوشتن را تأمین کند، اما نمی تواند تأمین کننده ی نیازها و ضرورت های انسان قرن بیست و یکم باشد. از آن جا که انسان های این قرن نیز چون گذشته تحت تأثیر برنامه های آموزشی و درسی باسواد خواهند شد، علم و دانش خواهند آموخت و کار و حرفه یاد خواهند گرفت، لذا با توجه به نیازها و ضرورت های قرن بیست و یکم باید در جهت ایفای مسئولیت بزرگ آموزش و تربیت انسان های ماهر و توانمند برای زندگی در این قرن، در پی تغییر برنامه های آموزشی و درسی بر آمد.

ضرورت تغییر در برنامه های آموزشی و درسی

به گفته ی الوین تافلر، بی سوادان قرن بیست و یکم آن هایی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند، بلکه آن هایی هستند نمی توانند یاد بگیرند؛ نمی توانند آن چه را یاد گرفته اند در ذهن خود جاسازی و بایگانی کنند و با استفاده ی به موقع از آن ها، مطالب جدید را آسان تر و سریع تر بیاموزند. علاوه بر این نظر، باید توجه داشت که به واسطه ی تخصصی شدن دانش در لایه های متعدد و متنوع هر موضوع از علم، یادگیری تنها در حد اطلاع و آگاهی از موضوع، ولو در سطحی گسترده، چندان به کار انسان امروزی نمی آید. آن چه برای انسان این قرن کارساز است کسب مهارت در سطوح متفاوت دانش و لایه های تخصصی هر موضوع از یک سو و کسب مهارت های اجتماعی از سوی دیگر است. به علاوه، با توجه به آن که در قرن بیست و یکم فناوری حرف اول را می زند و به طور مستمر رو به رشد و پیشرفت است، لذا کسب مهارت های لازم در به کارگیری فنون کاربرد فناوری های نو، لازمه ی کسب موفقیت در زندگی اجتماعی است

نکته ی قابل توجه این است که مدیریت آموزش و یادگیری با محتوای مناسب برنامه های آموزشی و درسی، لازمه ی بسترسازی برای کسب آن مهارت هاست. از آن جا که آموزش و پرورش مسئولیت اصلی و اساسی بسترسازی و فراهم کردن زمینه های یادگیری و پیشرفت و رشد به اقتضای زمان را بر عهده دارد، باید با توجه به نیازها و ضرورت های زندگی انسان قرن بیست و یکم و هم گام با پیشرفت های نوین فناوری برای عرصه ی آموزش و پرورش، نسبت به تغییر برنامه های آموزشی و درسی اقدام کند و در راهبردها و خط مشی های آموزشی، هماهنگ با ضرورت های شناخته شده، تجدید نظر به عمل آورد و برنامه ها و شیوه های نو، کارامد و کارافرین در مدیریت و راهبری آموزش و یادگیری را به ناجیان علم یعنی معلمان و جست و جو گران علم و دانش و مهارت یعنی فراگیران هدیه کند.

مهارت های اجتماعی لازم دربرنامه درسی بزرگسالان  برای زندگی در قرن بیست و یکم

جوامعی که درحال تغییر و تحول هستند به تدریج ، بستگیها ی سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی یا فرهنگی خود را با جوامع سلطه گر قطع می کنند . به این ترتیب ، روابط جامعه صنعتی با غیرصنعتی و جامعه شهری با روستایی دگرگون می شود.

هر فرد برای زندگی موفق در جوامع درحال تغییر، علاوه بر مهارت های فردی که جای بحث آن در این مختصر نیست، به مهارت های دیگری نیاز دارد که از آن به نام مهارت های اجتماعی یاد می کنند . دیدگاهها واهداف آموزش و پرورش دراین گونه جوامع، کسب آگاهی و مهارت های انتقادی ،تصمیم گیری ، حل مسئله  و برقرای ارتباط است .

 در این جا فهرست وار و به طور اجمال درباره شان بحث می کنیم :

مهارت تفکرانتقادی : فررمعتقد است که هدف نهایی برنامه های سوادآموزی باید کسب آگاهی انتقادی باشد . خصوصیت بارز این نوع آگاهی این است که انسان می تواند با دیدی عقلایی و انتقادی ، بدون آنکه تحت تاثیراحساسات خویش قرارگیرد ، شرایط و موقعیت خود را تجزیه و تحلیل کند و مسایل ومشکلات رابررسی کند و با درک عمیقتری که از علل انها به دست می آورد ، خودرااز یوغ استثمار رهایی بخشد . بنابر این ، فراگرفتن مهارت خواندن و نوشتن باید به منظور آزادکردن انسان از قید نیروها و قدرت های باشد که اورا مهارکرده اند .زیرا انسان، برخلاف حیوان که بدون توجه به زمان ومکان خودرا با پدیده های طبیعی هماهنگ می کند . قادر است شرایط و موقعیت و پدیده های مختلف را کنترل کند .از این رو باید رابطه خود را با طبیعت براساس رابطه فاعل با فعل پذیرو رابطه خود را بادیگران براساس رابطه فاعل با فاعل قراردهد .

مهارت تصمیم گیری : این مهارت به مهارت تفکر انتقادی وابسته است که خود به مهارت فردی در تحلیل قضایا وابسته است. تحلیل های درست، فرد را به شناخت درست نقاط قوت و ضعف رهنمون می شود و این شناخت درست در جای خود به تصمیم گیری صحیح فرد کمک می کند. فرد ماهر در این مرحله کسی است که بتواند با توجه به تحلیل درست موضوعات، رخدادها و پدیده ها و قضایا و در نظر گرفتن تمام جوانب مثبت و منفی مرتبط با موضوع، به تصمیمی منطقی و درست و عقلانی برسد. از این رو سوادآموزی تنها فراگرفتن خواندن و نوشتن و نوشتن نیست ، بلکه آموختن نحوه تصمیم گیری و کاربرد قصداراده است . خواندن و نوشتن بدون اینکه انسان بتواند شرایط نامساعد زندگی خودراتغییردهد و نسبت به جهان و پدیده های آن شناختی آگاه هانه به دست آورد بیهوده است و کمتربه منظوررفع مشکلات و مسائل اومورداستفاده قرارمی گیرد . به فرموده حضرت امام خمینی (ره )  "تعلیم خواندن و نوشتن باید جهت دارباشد" ، به تعبیری هدف عمده آن آگاه کردن انسان ها به فعل و انفعالاتی باشد که درجهان صورت می گیرد و به نحوی زندگیشان را تحت تاثیر قرارمی دهد . بحث در باره ی سوادآموزی بیطرف ، بیمعنی و گمراه کننده است . زیرا آموزش و پرورش به طورکلی ، و سوادآموزی به منزله جزئی از آموزش و پرورش ، همیشه براساس فلسفه ، ایدئولوژی و هدف های سیاسی استواراست . هرنظام آموزشی یا افرادی تربیت می کند که از بینش انتقادی برخوردارند و نسبت به جریان وپدیده های موجود درجامعه خود حساسیت نشان می دهند و برای تغییر و اصلاح آن می کوشند یا به تربیت افرادی می پردازند که روحیه سازشکاردارند و به سادکی با شرایط رنج آورجامعه خو می گیرند و به تائید و تثبیت نظام موجود می پردازند .

مهارت حل مسئله: مسئله ها را از راه های گوناگون می توان حل کرد. بسیاری از مسئله ها را افراد گوناگون یکسان حل می کنند . یعنی از راهی آشنا، یاد گرفته شده و سهل الوصول استفاده می کنند. اما ضرورت آموزش و یادگیری قرن بیست و یکم، این است که افراد برای جست و جوی راه های بِکر و خلاق و منحصر به فرد تربیت شوند. یافتن راه حل های خلاق برای حل مسائل اجتماعی، موجبات پیشرفت های اجتماعی را فراهم می کند. جست و جوی راه های بکر و خلاق برای حل مسائل، نشاط و شادی و ارضای فرد را نیز موجب می شود و خود انگیزی برای یادگیری های بعدی را به وجود می آورد.

مهارت برقراری ارتباط: زندگی اجتماعی بدون برقراری ارتباط ممکن نیست. اگر ارتباطات اجتماعی درست نباشد، انواع و اقسام مشکلات چه به صورت فردی و چه به صورت اجتماعی امکان بروز می یابند. لازمه ی تعامل درست و سازنده با دیگر افراد اجتماع شناخت درست درچندبعداست : 1 . شناخت خود؛ 2. شناخت دیگران؛ 3. شناخت پدیده ها و واقعیت های اجتماعی ، شناخت درهر   یک از این سه زمینه ,  نیازمند یادگیری و آموزش درست و ممارست در تمرین آموخته هاست. شناخت واقع بینانه از مسئولیت ها،

  وظایف و حقوق خود، شناخت حقوق و مسئولیت های دیگران، شناخت شرایط، امکانات و پیش زمینه ها و پس زمینه های بروز اتفاقات و پدیده ها، لازمه ی اساسی و پایه ای برقراری ارتباط درست و مناسب است. دیگر لازمه های برقراری ارتباط درست عبارت اند از:

الف) همراهی و همدلی. توجه به دیگران، نظر، افکار و ایده های آن ها، گوش سپردن به گفته های آنان و نزدیک شدن با آن ها از نظر فکر و روش کار، با جمع بودن، کنارجمع بودن و با جمع کار کردن،همه صورت هایی از همدلی و همراهی است. همکاری و اشتراک مساعی در انجام کارها از مهارت های بایسته ی امروزی است. لازمه ی همکاری و اشتراک مساعی پیش بینی هیجانات ناشی از کار جمعی، تنش های احتمالی و کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات است. همدلی حاصل نمی شود، مگر با شناخت آسیب ها و آفت های برقراری آن و پیش بینی راه های مسالمت آمیز و سازنده

ب) شناخت آفت های ارتباط. هر نوع ارتباطی سه جزء دارد: برقرار کننده ی ارتباط با فرستنده پیام و گیرنده. هر نوع ارتباط، با ابزاری معین قابل برقراری است. ممکن است گفت و گو ابزار برقراری ارتباط باشد و یا هر رسانه ای که محمل ارتباط قرار گیرد. آن چه مهم است، سلامتی برقراریارتباط است. سلامتی ارتباط همیشه به وسیله ی آفت هایی چند تهدید می شود؛ آفت هایی مثل: خشونت، خشم، حسد، رقابت ناسالم، زیاده خواهی، خودخواهی وخودپسندی، یکجانبه نگری، قدرت طلبی، یکه تازی، نادیده گرفتن افکار، ایده ها و نظرهای مخاطب و نادرست استفاده کردن از ابزارهای ارتباطی. سلامتی ارتباط هم به صبوری و بردباری، سعه ی صدر، گذشت، ایثار، رعایت حقوق دیگران، صمیمیت و مهربانی، مشارکت و تشریک مساعی نیاز دارد.

 

 

 

 

 

 

 

نتایج :

 برنامه های سوادآموزی به روش های مرسوم ، سنتی و رایج کمکی به بیسوادان نمی کند ، تادرمتن جامعه و تاریخ قرارگیرند . بنابراین همچنان به زیستن درحاشیه ادامه می دهند . برنامه و روشی می تواند بزرگسالان را واقعا  با سوادکندکه اولا بیسوادان را درابعاد مختلف برنامه ریزی و اجرای طرح های سواداموزی سهیم کند . ثانیا توجه خود را به آگاه کردن آنها معطوف دارد . به این ترتیب بیسوادان از یک سو از استعدادهای بالقوه ای که دروجودشان است آگاه می شوند و از سوی دیگر به نقش اساسی خود در طبیعت و جامعه پی می برند .  ورابطه میان طبیعت ، جامعه ، فرهنگ ، تاریخ ، کار و سواد را درک می کنند و با به دست آوردن بینشی انتقادی می توانند موقعیت فردی و اجتماعی خویش را روشنتر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و به مسائل موجود پی ببرند . هنگامی که بزرگسالان به این درجه از آگاهی برسند و علل پیدایش مسائل موجود را درک کنند ، قادرخواهند بود برای ایجاد تغییر و تحول وارد عمل شوند و به اقدامات اساسی بپردازند .[1]

منابع و مآخذ :

1 – افروز ،غلامعلی . (1375 ).، فصلنامه علمی پژوهشی آموزش بزرگسالان و نوآوری شماره 1 ، سال اول زمستان ص 6 سرمقاله

2 - انجمن برنامه درسی ایران  .( 1383 ) برنامه درسی درعصر فناوری اطلاعات و ارتباطات . تهران : مولفا

3 – جاناتان ، کوزل ( 1359) . کوبا و فرزندان انقلاب ، مبارزه با بیسوادی درکوبا( ترجمه حسن نعمتی) . تهران : انشارات امیرکبیر

4 –  الوین ، تافلر. (1379 ) . شوک آینده ، موج سوم (ترجمه حشمت اله کاشانی ) . تهران : انتشارات علم

5 -  صباغیان ، زهرا . (1375 ) . روش های سوادآموزی بزرگسالان ، تعلیم مهارت های خواندن و نوشتن ( چاپ هشتم ). تهران : مرکز نشر دانشگاهی

6 - میرحسینی ،زهره وآخوندی، نسرین .(1382)  . بررسی نیازهای آموزشی فراگیران سازمان نهضت سوادآموزی . تهران : دفترپژوهش ، برنامه ریزی و تولید موادآموزشی نهضت سوادآموزی .

7 – مشایخ ، فریده (1383). دیدگاه های نو دربرنامه ریزی آموزشی ( چاپ پنجم ) . تهران : انتشارات سمت

 


2 – جاناتان کازل . کوبا و فرزندان انقلاب ، مبارزه با بیسوادی درکوبا ، ترجمه حسن نعمتی ( امیر کبیر ، تهران 1359 )

/ 1 نظر / 25 بازدید
سعید

سلام از وبت خوشم اومد عزیز مطالبت عالین یه سر به منم بزن نامرد نشو هااااااااا من اومدم... اومدی نظر یادت نره... فداتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت