محمد رضارضائی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ محمد رضارضائی
آرشیو وبلاگ
      تربیت حرکتی بی پایان ()
سلسله مراتب نظریه یادگیری گانیه و کاربرد آن نویسنده: محمد رضارضائی - ۱۳٩٢/۱/۳٠
 

نظریه سلسله‏ مراتب گانیه‏ نظریه‏های آموزشی و روشهای کاربردی(2)

احمد شاهمرادی

رابرت گانیه روان‏شناس مشهور آمریکایی،یکی از نخستین کسانی است که‏ از پژوهشیهای یادگیری در آموزشگاه دست‏ کشید و به کاربردهای آموزشی در کلاسهای‏ درس روی‏آورد.

به نظر گانیه،آنچه که اهمیت دارد،این‏ است که یادگیرنده بداند چه می‏خواهد، چه کاری باید انجام بدهد و با چه‏ موقعیتهایی روبه‏رو خواهد شد و معلم باید جوابگوی این خواستهای فراگیرنده باشد. برای تحقق این منظور،گانیه پیشنهاد کرد که یادگیری همیشه و در هر مورد، نمی‏تواند وضع یکسانی داشته باشد.بلکه‏ انواع گوناگون دارد و بدین‏سبب،او یادگیری را به هشت گونه یا دسته،به‏ صورت سلسله مراتب تقسیم کرد که به‏ طور اختصار از نظر خوانندگان عزیز می‏گذرد.

 

تشریح گونه‏های یادگیری‏ در سلسله مراتب گانیه و وظیفه‏ معلم در هریک از مراتب
گونهء اول:یادگیری علامتی یا نشانه‏ای

در این‏گونه یادگیری،که ساده‏ترین‏ نوع یادگیری است.از این طریق شرطی شدن‏ کلاسیک صورت می‏گیرد.یعنی جانشینی‏ عامل بی‏اثر به جای عامل مؤثر در اثر مجاورت یا همراهی-مثلا با شنیدن کلمهء آب‏لیمو،بزاق دهان شما تراوش می‏کند. در این حالت،کلمهء آب‏لیمو،جانشین‏ خود آب‏لیمو می‏شود و باعث ترشح بزاق‏ می‏گردد.

کاشف نظریهء یادگیری شرطی کلاسیک‏ یا بازتاب شرطی،ایوان پترویچ پاولف‏ فیزیولوژیست شهیر روسی است که در سال 1903 میلادی با آزمایش با سگها، موفق به کشف بازتاب شرطی شد.این‏ نظریه خود سبب پیدا شدن نظریهء رفتاری در روان‏شناسی گردید که در سال 1921 میلادی،جان برادوس واتسون‏ آمریکایی،مؤسس مکتب رفتاری در روان‏شناسی و واضع نظریه یادگیری‏ رفتاری و هیجانها،صورت گرفت.

وظیفهء معلم در مورد این‏گونه یادگیری‏ این است که چون یادگیری به صورت‏ بازتاب شرطی صورت می‏گیرد،ملعم باید با آگاهی کامل از نظریات پاولف روسی و واتسون آمریکایی،کودکان را در موقعیتی‏ قرار دهد که آنان عکس العملهای مناسب و شایسته‏ای از خود نشان دهند و عادات نیکو کسب کنند و نیز عواطف سالمی داشته‏ باشند.

گونهء دوم:یادگیری محرک-پاسخ

یادگیری محرک-پاسخ،از نوع‏ یادگیری شرطی فعال یا شرطی عامل‏ است.واضع این نظریهء بی.اف.اسکینر، روان‏شناس مشهور آمریکایی و آخرین‏ سردمدار رفتارگرایان جهان است.در این‏ نوع یادگیری،هر محرکی پاسخ مشخصی‏ طلب می‏کند.مثلا با مشاهدهء چراغ قرمز در سر چهار راه،راننده ترمز می‏کند.

تفاوت این نوع یادگیری،با یادگیری‏ علامتی یا نشانه‏ای در آن است که در یادگیری علامتی،یک حرکت انعکاسی یا غیر ارادی شرطی می‏شود(مثل بسته شدن‏ پلکهای چشم در مقابل تابش نور)؛در صورتی که در یادگیری محرک-پاسخ، یک عمل ارادی شرطی می‏گردد(مثل قیام‏ شاگردان در هنگام ورود معلم به کلاس).

نظریه سلسله‏ مراتب گانیه
وظیفهء معلم در قبال یادگیری محرک- پاسخ

چون در مقابل محرکی خاص،پاسخ‏ مشخصی داده می‏شود،معلم باید که‏ فراگیرندگان را در مقابل انگیزهء خاص یا محرک ویژه‏ای قرار دهد تا آنان انگیزش‏ یابند و پاسخ مشخص و مطلوبی بدهند.

گونهء سوم:یادگیری زنجیره‏ای

یادگیری زنجیره‏ای که آن را مهارت‏ آموزی نیز می‏نامند،در واقع تعدادی از یادگیریهای محرک-پاسخ است که باهم‏ ارتباط پیدا می‏کنند و یک مهارت پیچیده‏ای‏ را به وجود می‏آورند.مثلا با دیدن چراغ‏ قرمز،راننده پای چپ خود را روی کلاج‏ می‏گذارد،با دست خود دنده را خلاص‏ می‏کند و نیز پای راست خود را از روی‏ پدال گاز برمی‏دارد و روی ترمز فشار می‏دهد.مجموعهء این اعمال به متوقف‏ شدن اتومبیل منجر می‏گردد.

وظیفهء معلم در یادگیری زنجیره‏ای

در این نوع یادگیری،شرط لازم وجود معلمی است که با انواعی از انگیزه‏ها و محرکات مفید آشنایی کافی داشته باشد و بتواند پیش‏بینی کند که چه نوع پاسخهایی‏ از شاگردان سرخواهدزد.همچنین‏ مهارت لازم را در زنجیره کردن محرکها و پاسخها،برای آموختن مهارتهای خاص به‏ دانش‏آموزان داشته باشد.باید دانست که‏ اصولا همهء رفتارهای مربوط به آموزشگاه، از زنجیره‏های رفتاری تشکیل یافته است.

گونهء چهارم:یادگیری تداعی‏کلامی

یادگیری تداعی‏کلامی،که در واقع‏ زنجیره کردن مهارتهای کلامی است،برای‏ مهارت یافتن در بیان یا آموختن زبانهای‏ خارجی به کار می‏رود.مثلا کودک با زنجیره کردن درست کلمات،یک جملهء صحیح می‏سازد مثل،(بابا انار دارد)یا برای زبان‏آموزی،واژه‏ها را در کنار هم‏ قرار می‏دهد(مثل (Father -پدر)و Teacher) -معلم).

وظیفهء معلم در یادگیری تداعی کلامی

معلم باید علاوه بر احاطه بر یادگیری‏ زنجیره‏ای،از قواعد دستور زبان و مهارتهای کلامی نیز آگاه باشد تا شاگردان‏ را یاری دهد که کلمات را به‏طور صحیح‏ در کنار هم قرار دهند یا با همراه کردن‏ واژه‏های همگن،زنجیره‏های درست‏ کلامی را به وجود آورند.یعنی بتوانند با ترکیب چند واژه،جملهء صحیحی بسازند.

گونهء پنجم:یادگیری تمییزی یا تشخیص محرکات

در یادگیری تمییزی،یادگیرنده باید بتواند پاسخهای محرکهای شبیه به هم را تشخیص دهد و به آنها به درستی پاسخ‏ گوید.برای مثال،وقتی که با گونه‏های‏ متفاوت حبوبات روبه‏رو می‏شود،آنها را از هم تمییز دهد و نام صحیح هریک را بر زبان بیاورد(نخود،لوبیا،باقلا،عدس و ...)پس زمانی که با گونه‏ای از آنها مواجه‏ می‏شود و فقط نام آن را به زبان می‏آورد، (مثلا عدس)،یادگیری او تداعی‏کلامی‏ است.ولی وقتی که گونه‏ها و نامهای‏ متفاوت در کار باشد،ارتباط نامگذاری‏ آنها،حاکی از تمییز چندگانه است ویادگیری تمیزی یا تشخیص محرکات‏ خواهد بود.

وظیفهء معلم در یادگیری تشخیصی

معلم باید اجزایی را که دانش‏آموز درست تشخیص داده است و به آنها به طور صحیح پاسخ می‏دهد،تقویت کند و در مقابل،جزءهایی را که غلط تشخیص‏ می‏دهد و در پاسخ او در این زمینه درست‏ نیست،تقویت نکند یا آنها را پس براند تا یادگیرنده بتواند در تشخیص محرکها و پاسخ به آن راه درستی را بپیماید.مانند تشخیص گربه در بین چند حیوان مانند سگ،گربه،برّه و بزغاله یا برعکس به‏ زبان آوردن کلمهء گربه و نه کلمهء دیگر در زمانی که گربه را می‏بیند.

مرحلهء ششم:یادگیری مفهوم‏سازی

مفهوم‏سازی زمانی صورت می‏پذیرد که دانش‏آموز بتواند یک دسته از موجودات‏ یا رویدادهای همگن را با یک نام مشخص‏ بشناسد و از دیگر موجودات یا رویدادها تمییز و تفکیک دهد(مثل تشخیص‏ مهره‏داران پستاندار از دیگر مهره‏داران).

در یادگیری مفهوم‏سازی،رفتار فرد تحت تأثیر و کنترل ویژگیهای انتزاعی‏ محرکات است و فیزیکی نیست. مفهوم‏سازی نتیجهء دو عمل تجرید و تعمیم‏ ذهنی است.یعنی ذهن ویژگیهای اشیا و رویدادها را تجرید یا انتزاع می‏کند و سپس‏ وجوه مشترک آنها را به یک مفهوم کلی‏ تعمیم می‏دهد.مثل کلمهء شتر که بر تمام‏ انواع شترهای جهان مصداق پیدا می‏کند.

باید دانست که یادگیری تشخیصی یا تمییز دادن محرکها،پیش‏نیاز حتمی برای‏ مفهوم‏سازی است.زیرا در یادگیری‏ مفهوم‏سازی،فراگیرنده باید بتواند وجوه‏ اشتراک و افتراق محرکها را تشخیص‏ دهد.

در تعریف مفهوم،می‏توان گفت که‏ مفهوم عبارت است از طبقه‏ای از محرکها، با ویژگیهای مشترک،ممکن است‏ محرکها،اشیا،رویدادها یا اشخاص‏ باشند.مثل میز،خاک،انقلاب،انسان و ...ولی چنانچه محرکی بر طبقه یا دسته‏ای‏ از اشیا یا رویدادها صدق نکند،مفهوم به‏ حساب نمی‏آید.مانند میز مدیر،خاک‏ رس،انقلاب کبیر فرانسه،نادرشاه... با مفاهیم می‏توان طبقات محرکهای‏ گوناگون یا رویدادهای جهان را نامگذاری‏ کرد و از به کار بردن اصطلاحات گوناگون‏ و واژه‏های فراوان در امان بود.

وظیفهء معلم در یادگیری مفهوم‏سازی

معلم باید با استفاده از تمام حواس‏ شاگردان،به آشکار ساختن و مورد توجه‏ قرار دادن صفات و ویژگیهایی که کم‏وبیش‏ آشکارند و برای یادگیری درست مفهوم‏ سازی ضرورت دارند،بپردازد.برای‏ تحقق این امر،باید از همه‏گونه تدابیر آموزشی و فنون تدریس؛ازجمله‏ توضیحات کلامی،حرکات دست و تنه، تصاویر،رسم شکل و نقشه روی تخته یا روش نمایش و نشان دادن اشیای واقعی و غیر واقعی،فیلم و...استفاده کند.در غیر این صورت،ممکن است دانش‏آموزان‏ به یادگیری معدودی از ویژگیها و صفات‏ یک مفهوم بپردازند و صفات مهم دیگر آن‏ را نادیده بگیرند و یادگیری آنها به طور سطحی صورت بگیرد.

مرحلهء هفتم:یادگیری اصل یا قاعده‏ آموزی

باید دانست که از ارتباط دادن صحیح‏ چند مفهوم باهم،می‏توان اصل یا قاعده‏ای را استنباط کرد.بنابراین،مفهوم‏ آموزی مقدمه و پیش‏نیاز قاعده‏آموزی‏ محسوب می‏شود و بدون مفهوم‏سازی و ترکیب صحیح آن،نمی‏توان به اصلی‏ رسید.برای مثال،«فلزات در اثر حرارت‏ منبسط می‏شوند.»،یک اصل یا قاعده‏ است و از ارتباط سه مفهوم فلز،حرارت و انبساط به دست می‏آید که به‏طور صحیح با هم ترکیب می‏شوند و اصلی را به وجود می‏آورند.

وظیفهء معلم برای آموختن اصول

دی.چکو1و کرافورد برای یاد دادن‏ اصل،شش مرحلهء جداگانه را توصیه‏ می‏کنند که به ترتیب زیر عبارت است:

1-عملکردی را که انتظار دارید پس از آموزش،یاگیرنده از خود نشان دهد،در آغاز درس بیان کنید.

2-روشن کنید که برای یادگیری هر اصل،دانستن کدام مفاهیم یا اصول دیگر ضرورت دارد.

3-دانش‏آموزان خود را برای یادآوری‏ مفاهیم تشکیل‏دهندهء یک اصل یاری‏ دهید.

4-فراگیرندگان را راهنمایی کنید تا مفاهیم را به ترتیب صحیح دنبال هم قرار دهند.

5-به شاگردان خود فرصت دهید تا تمرین لازم را انجام دهند و پاسخهای‏ صحیح آنها را تقویت کنید.

6-اصول و قواعدی را که یاگیرنده‏ کشف کرده است،مورد ارزشیابی قرار دهید.برای این کار،دانش‏آموز را با موقعیتهای گوناگونی مواجه کنید.و از او بخواهید تا اصل به‏دست‏آمده را در موارد دیگر هم به کار گیرد.اگر چنانچه در انجام‏ دادن این آزمایش موفق گردید،مطمئن‏ باشید که به هدف آموزشی موردنظر رسیده‏ است و کار شما نیز موفقیت‏آمیز بوده‏ است.

مرحلهء هشتم:یادگیری حل مسئله یا مشکل‏گشایی

محل مسئله،به آن‏گونه یادگیری اطلاق‏ می‏گردد که فرد یادگیرنده بتواند با ترکیب‏ صحیح قواعد و اصول آموخته‏شده، روابط تازه‏ای به وجود بیاوردو مسایل‏ دشوار و پیچیده را حل کند.

باید دانست که حل مسئله و آفرینندگی‏ در بالاترین سطح فعالیتهای شناختی قرار دارد و از ارزشمندترین غایتهای پرورشی و هدفهای آموزشی محسوب می‏شود. بنابراین،هدف عمدهء تمام نهادهای‏ پرورشی و همه فعالیتهای آموزشی،ایجاد توانایی برای حل مسئله و آفرینندگی است. زیرا تنها از طریق حل مسئله است که‏ می‏توان افراد را برای مقابله با شرایط گوناگون و متغیر زندگی آماده کرد.روی‏ این اصل،می‏توان گفت که سایر هدفهای‏ آموزشی مدارس،پیش‏نیازهایی به حساب‏ می‏آیند که به منظور آماده کردن‏ فراگیرندگان،برای کسب مهارتهای حل‏ مسئله و آفرینندگی،به آنها داده می‏شود.

از سوی دیگر،حل مسئله و آفرینندگی،دو فرآیند اصلی تفکر یا اندیشیدن است.مورگان و همکاران، رابطهء تفکر را با حل مسئله و آفرینندگی،به‏ شرح زیر بیان داشته‏اند:

«تفکر عبارت است از بازآرایی و دستکاری اطلاعات به‏دست‏آمده از محیط که در حافظه درازمدت فرد ذخیره شده‏ است.»

حل مسئله هم مستلزم استفاده از دانشها و اصول آموخته‏شدهء پیشین در ترکیبی تازه‏ است.خودگانیه،حل مسئله را نوعی‏ اصل در سطح بالاتر به حساب می‏آورد که‏ از ترکیب چند اصل ازقبل‏یادگرفته‏شده‏ حاصل می‏شود.مثلا برای حل این مسئله‏ جبری

?- X2+X3

دانش‏آموز باید دو اصل زیر را یاد گرفته‏ باشد:ضرب یک عدد در n یعنی آن عدد x بار با خودش جمع می‏شود و دیگری هر عدد به قوهء 2،یعنی آن عدد در خودش‏ ضرب می‏شود.ترکیب این دو اصل،به‏ حل کردن مسئله و ایجاد این اصل منجر می‏شود:

برای ضرب دو عدد مشابه با نمادهای‏ متفاوت درهم،آن دو عدد به تعداد حاصل‏ جمع نمادهای آنها درهم ضرب می‏شوند.

یعنی: X2.X3-X2+3-X5

تفکر آفرینشی و تفکر بازآفرینشی

مالتزمن‏2،بین دو نوع تفکر(آفرینشی و بازآفرینشی)،تمایز قایل است.برای‏ مثال،حل مسایل جبر،که عملیات‏ مشاهبی در آنها به کار می‏رود(مثل مسئله‏ ریاضی بالا)،نمونه‏ای از تفکر بازآفرینشی‏ است.در این‏گونه حل مسایل،چنانچه‏ اصل یا قاعده‏ای فراموش شود یا به اندازهء کافی بارز نباشد،مسئله حل نمی‏شود و به‏ نتیجهء قطعی نمی‏رسد.نوع دیگر،که تفکر آفرینشی یا خلاّق نامیده می‏شود،اولا پیچیده‏تر و دشوارتر از تفکر بازآفرینشی‏ است،ثانیا به اصل و قاعدهء قبلی نیاز ندارد،به عبارت دیگر،تفکر بازآفرینشی، مستلزم رعایت سلسلهء مراتب است و با تنظیم صحیح اصول و قوانین به راحتی به‏ نتیجه می‏رسد.ولی تفکر آفرینشی، مستلزم رقابت پاسخها بین چند سلسله‏ مراتب است و شخص آفریننده باید روشهای جدید و ابتکاری را برای رسیدن به‏ نتیجه درپیش گیرد که جز را راه سنت‏شکنی‏ در اصول و قوانین امکان‏پذیر نیست.

  نظرات ()
مطالب اخیر نظریه «اِسناد» الگویى براى تبیین علل رفتارهاى میان فردى نحوه ی نگارش یک مقاله علمی - پژوهشی انواع مقالات فرضیه و سوال راه حل های ریشه کنی بیسوادی در کشور کسی که سخننانش ....... طرح بحث وگفتگوی دعا در حلقه صالحین چگونه مهارت های لازم برای صحبت در جمع را کسب کنیم؟ تکنیک های سخنرانی در جمع 13کار سختی که باید برای موفقیت انجام دهید
کلمات کلیدی وبلاگ 19 کارسخت برای موفقیت (۱) آداب سخنرانی (۱) آرمانشهر اسکینر (۱) آلومتری (۱) آموزش برتر (۱) آموزش زبان انگلیسی سوم راهنمایی (۱) آموزش مجازی یا الکترونیکی (۱) اراده برتغییرخویش (۱) ارجاع نویسی apa (۱) ازتفکرفازی تاتفکرباینری (۱) اسناد (۱) اصول حاکم برزبان آموزی (۱) اضطراب مطالعه (۱) الگوی اسناد (۱) انتخاب محتوا و سازمان دهی آن در فرایند برنامه ریزی (۱) انتخاب و سازماندهی محتوا (۱) انواع روشهای تحلیل محتوا کتاب های درسی (۱) انواع مقالات (۱) اهداف آموزش و پرورش تطبیقی (۱) ای تشنه لب حسین من (۱) بازده های یادگیری گانیه (۱) بحث گروهی دعا (۱) بحث و گفتگوی دعا در حلقه های صالحین (۱) بررسی میزان انطباق محتوای کتب دوره سوادآموزی (۱) برنامه درسی (٢) برنامه درسی بزرگسالان (۱) برنامه ریزی درسی دوره دبستان (۱) پست مدرنیسم (۱) تاریخچه آموزش الکترونیکی درایران (۱) تحلیل محتوا با تاکید بر تکنیک های خوانایی سنجی (۱) تحلیل محتوا با تاکید برتعین ضریب درگیری متون (۱) تفکرانتقادی (۱) تفکرباینری (۱) تفکرخلاق (۱) تفکرفازی (۱) توانایی خواندن برای درک معنی (۱) توانایی مطالعه (۱) توانایی کلمات (۱) تکنیک های سخنرانی در جمع (۱) چارچوب نظری پروپوزال (۱) چارچوب نظری طرح تحقیق (۱) چگونه تمرکز حواس داشته باشیم (۱) چگونه محتوای درسی را انتخاب و سازمان دهی کنیم (۱) چکیده کتاب والدن 2 (۱) چی آمد چی رفت (۱) داستان مداد (۱) در دنیای درحال تغییر چه باید کرد (۱) دوره ابتدایی (۱) دیدگاه متخصصین به برنامه درسی (۱) رابرت گانیه و نظریه یادگیری (۱) راست و دروغ (۱) راه حل ریشه کنی (۱) راهبرد های یادگیری (۱) راهبرد های یادگیری (فصل چهار ) (۱) راهبرد های یادگیری (فصل دو) (۱) راهبرد های یادگیری (فصل سه ) (۱) راهنمای نگارش پروپوزال (۱) رسانه های آموزشی (۱) روش پایان نامه نویسی (۱) روش تحلیل محتوای هیلدا تابا (۱) روش تدریس قرآن دردوره ابتدایی (۱) ریشه کنی بیسوادی (۱) سازمان دهی مطالعه (۱) سطوح یادگیری گانیه (۱) سلسله مراتب گانیه (۱) سوادآموزی و چالش های پیش رو (۱) سوادبهترزیستن (۱) سوال اساسی (۱) سودای سواد (۱) شخصیت معلم و تدریس (۱) شخصیت معلم و یادگیری (۱) شرطی سازی کنشگر اسکینر (۱) عاشورا و درس زندگی (۱) فرضیه و سوال (۱) فرق فرضیه وسوال (۱) فصل 1 بهبود مهارت های یادگیری (۱) فصل دوم بهبود مهارت های یادگیری (۱) فصل سوم الی یازدهم بهبود مهارت های یادگیری (۱) قانون سطح (۱) قوائد دروس 2 و 3 عربی سوم راهنمایی (۱) قوائد دروس 4 و5 عربی سوم راهنمایی (۱) قواعد درس عربی کلاس سوم راهنمایی (۱) قواعد دروس عربی اول دبیرستان (۱) قواعد عربی درس ا (۱) قواعددروس عربی دروس 6و 7 و 8 سوم راهنمایی (۱) گام های یادگیری گانیه (۱) گوش به دعای مادر (۱) متاتئوری ایزنر: (۱) مدل های برنامه درسی (۱) مراحل یادگیری (۱) معلمان درعصر حاضر (۱) مغز (۱) مفهوم نظریه و رابطه نظریه و عمل (۱) مقالات ژورنال (۱) مقالات کنفرانسی (۱) مقاله علمی (۱) مقاله لمی پژوهشی (۱) منطق و احتمال (۱) مهارت سخن گفتن (۱) مهارت های صحبت (۱) موج تافلر (۱) میزان انطباق کتب سوادآموزی با اهداف مصوب (۱) نحوه نگارش مقاله (۱) نحوه ی نگارش مقاله علمی (۱) نظریه آشوب (۱) نظیه اسناد (۱) نقش سوال های اساسی دریادگیری (٢) نقش شخصیت معلم دریادگیری (۱) نگارش مقاله (۱) نگرش سیستمی (۱) نمونه گیری خوشه ای (۱) نوشتن مقاله به روشapa (۱) نیازهای دنیای درحال تغییر (۱) هدف های یادگیری گانیه (۱) هدف کلی برنامه درسی دوره ی ابتدایی کتاب فارسی (۱) ویژگی های سیستم ها (۱) کاربرد نگرش سیستمی دربرنامه درسی (۱) کسی که سخنانش (۱) یادگیری (۱) یادگیری بهتر (۱) یادگیری ترکیبی (۱) یادگیری گانیه و کاربردآن (۱) یادگیری مبتنی برمغز (۱) یادم باشد که یادم نباشد (۱) یک شبی مجنون نمازش را شکست (۱)
دوستان من قضوی روستای فرسش سایت تخصصی آمار روستای فهره آموختن حرکتی بی پایان بوی بهاران ქართლოს بوئین میاندشت افوس قدیم افوس زیبا مطالعات برنامه درسی (دکترآقازاده) مدرسه راهنمایی هدایت منطقه7 برنامه پنج ساله سوادآموزی عشق عقل ادب پاکدشت دنیای آموزش وآموزش بزرگسالان روستای تاریخی بندامیر هیئت عشاق الحسین جوانان بوئین میاندشت مشق عشق دبیرستان هوشمند دخترانه دکتر حسابی 1 گهرنیوزالیگودرز سوادآموزی پرتال زیگور طراح قالب