محمد رضارضائی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ محمد رضارضائی
آرشیو وبلاگ
      تربیت حرکتی بی پایان ()
نظریه های برنامه درسی نویسنده: محمد رضارضائی - ۱۳٩۱/۱٠/٢٧

انواع روشهای تحلیل محتوا کتاب های درسی

نوشته شده توسط منبع

نظریه های برنامه درسی

نظریه های برنامه درسی

در رشته برنامه ریزی درسی میان متخصصان آن در خصوص نظریه های برنامه درسی نوعی منازعه و کشمکش وجود دارد. برخی منتقدان بر این باورند که تلاشهای برنامه درسی و متخصصان این رشته بیشتر معطوف به عمل و یا مسائلی است که در مدارس و مراکز آموزشی اتفاق می افتد. بنابراین برنامه ریزی درسی رشته ای عمل زده است و راه منطقی در این گیرو دار، توجه بیش از پیش به مقوله های نظریه پردازی در برنامه درسی و ابعاد آن است. در مقابل این عده، برخی دیگر بر این باورند که بسیاری از مباحث تعلیم و تربیت بیش از حد نظری شده است. حقیقت امر آن است که برنامه درسی، پدیده ای است زنده.

زنده بودن برنامه درسی بدان معناست که همانند برخی از قلمروها نمی توان آن را به عنوان رخداد تلقی نمود. بهنگام بودن پدیده برنامه درسی و تاثیر پذیری آن از تحولات گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه باعث می شود که دارای تاثیر و تاثر متقابل با محیط خود باشد. برنامه درسی مانند بسیاری از پدیده های دیگر که با بافت انتظارات، آرزوها و باورهای جامعه گره خورده است، دائماً در حال تغییر و تحول است.

بنابراین توجه به نظریه دربرنامه درسی در مقابل عمل قرارندارد بلکه همانطورکه خواهیم دید نظریه و عمل لازم و ملزوم یکدیگر هستند. برای روشن تر شدن بحث ابتدا سعی می کنیم تعاریف مختلف نظریه، نظریه برنامه درسی و فواید آنها را مورد بحث قرار دهیم و سپس انواع طبقه بندی های ارائه شده از نظریه های برنامه درسی را بطور مختصر معرفی نمائیم.

مفهوم نظریه و رابطه نظریه و عمل

1: نظریه درعلوم

 : 2نظریه در فلسفه

: 3 نظریه در ریاضیات

4: نظریه در مسائل روزمره

5: رابطه نظریه وعمل

اگرچه تعاریف گوناگون از نظریه ارائه شده است اما تعریفی همه پسند از نظریه در دست نیست زایس از قول اوکانر نظریه ها را در عرصه های مختلف علوم، فلسفه، ریاضیات و ... مورد دسته بندی قرار داده است

1: نظریه درعلوم

در تعریف نظریه علمی، برداشت های گوناگونی عرضه شده است. شاید کثیرالاستعمال ترین و پذیرفته ترین تعریف ارائه شده در این زمینه، تعریف فیگل می باشد. نظریه مجموعه ای از مفروضات است که با استفاده از روشهای منطقی – ریاضی، می توان قوانین تجربی را از آن استخراج نمود.

تعریف فیگل در خصوص نظریه دارای چهار جنبۀ اساسی است:

1-        بیاناتی که بطور منطقی بیکدیگر مرتبط شده اند.

2-        تعمیم موارد ویژه و خاص.

3-        تبیین.

4-        وحدت بخشیدن به داده های متجانس و قضایا.

تعریف کرلینجر در بارۀ نظریه ، کارکرد پیش بینی نظریه را نیز داراست.

نظریه مجموعه ای از سازه (مفاهیم) ، تعاریف و قضایایی مرتبط بهم است که با استفاده از تصریح روابط بین متغیرها، نگرشی نظامدار از پدیده ها را ارائه می نماید و هدف تشریح و پیش بینی پدیده ها را امکان پذیر نماید.

اَبل در تعریف خود از تعمیم و وحدت بخشیدن به داده های تجربی در قالب یک نظام منطقی حمایت می کند:

یک نظریه برمبنای حقایق کشف شده و بوسیله قضایا و سایر مدلهای مفهومی از داده های تجربی ساخته می شود و بشکل قوانین، روابط و یا سایر انواع تعمیمات بیان می شودو این خود مستلزم ترکیب می باشد.

زایس نتیجه میگیرد که نظریه علمی شامل:

1_چارچوب منطقی ووحدت یافته        2_تعمیم            3_و یک مبنای تجربی است

2: نظریه در فلسفه

 این برداشت از نظریه که بقول اوکانر، بیشتر مختص همین حوزه است. نظریه را مجموعه ای از مسائل مرتبط بهم تلقی می کند. فیلسوفان می توانند در خصوص «نظریه دانش» ، یا « نظریه ارزش» صحبت کنند

: 3 نظریه در ریاضیات

در اینجا نظریه به معنی چارچوب نظری و مفهومی بسیار سازمان یافته و وحدت یافته است که هیچگونه ارتباطی با فعالیت عملی ندارد( یا ارتباط اندکی دارد). ریاضی دانان از « نظریه اعداد» یا « نظریه مجموعه ها» سخن می گویند.

4: نظریه در مسائل روزمره

در اینجا نظریه اشاره به مجموعه یا نظامی از قوانین دارد که اقدامات مختلف را هدایت یا کنترل می کند. باید توجه داشت که تعریف نظریه به عنوان نظامی از قوانین که عمل یا اقدام را کنترل یا هدایت می کند، به بُعد خاصی از نظریه اشاره می کند که در تعریف نظریه علمی مطرح نشده است.

موضع گیری در خصوص اینکه نظریه باید به آنچه که هست بپردازد یا آنچه که باید را مشخص کند نوعی دوگانگی یا عدم توافق « هست – باید »را بوجود آورده است و این امر در حوزه برنامه ریزی درسی دارای سابقه دیرینه ای می باشد

 

آنهائیکه از برداشت «هست» در نظریه حمایت می کنند رویکرد خود را علمی یا عینی غیر علمی یا ایدئولوژیک می نامند.

 5: رابطه نظریه وعمل

 برای فهم بهتر رابطۀ نظریه و عمل باید ماهیت نظریه را بهتر درک کرد. نظریه به معنای تعمیمی از پدیده های گوناگون و خاص، بدین معنی است که هر چقدر یک نظریه کلی تر باشد، مفید تر است زیرا قلمرو تشریح و تبیین آن بیشتر است. نظریه در حقیقت راهنمای تفکر است و روشی را برای تفکر دربارۀ مسائل بنیادی در اختیارمان قرار می دهد. همانطور که پارت می گوید، نظریه یک ابزار است، یک راهنما برای تفکر و نه ضرورتاً یک راهنما برای عمل مستقیم. نظریه به ما کمک می کند که با عنایت به مفاهیم آن، در موقعیت های مختلف به طور منطقی عمل کنیم.

رابطه نظریه و عمل یک رابطه دو جانبه است. نظریه هدایت کننده است و عمل نیز منجر به آن می شود که براساس اطلاعات حاصل از تجربه، ادراکاتمان در باره ی نظریه تغییر کند . به این ترتیب نظریه پدیده ای در حال تکامل می باشد.


مفهوم نظریه و متاتئوری در برنامه درسی

1: مفهوم نظریه برنامه درسی

2: مفهوم متاتئوری برنامه درسی

برای نظریه برنامه درسی تعاریف مختلفی ارائه شده اما پس از ارائه تعریف  نکته اساسی در این بحث این است که در برنامه ریزی درسی چه نظریه هایی وجود دارد؟ 

1: مفهوم نظریه برنامه درسی

بوشامب نظریه برنامه درسی را مجموعه ای از بیانات مرتبط بهم میداند که از طریق مشخص کردن ارتباط میان عناصر برنامه درسی و هدایت فرایند تدوین، استفاده و ارزشیابی از آن، به برنامه درسی یک مدرس معنا می بخشد.

لاندگرین (1972) نظریه برنامه درسی را با توجه به اتصال و ارتباط نظامدار بین آموزش و برنامه درسی تعریف نموده است. در این دیدگاه ، تحقیق در فرایند آموزش به عنوان یک منبع مهم برای نظریه برنامه درسی در نظر گرفته می شود و برنامه درسی در پی تشریح ارتباط محتوا با روشهای تدریس است.

و بالاخره « گیل مکاچین» نظریه برنامه درسی را مجموعه ای در هم  تنیده ای از تجزیه و تحلیل ها، تفسیرها و یافته ها دربارۀ پدیده های برنامه درسی تعریف می کند . وی در تبیین مفهوم نظریه برنامه درسی، مشخصات نظریه برنامه درسی را بشرح زیر بر می شمرد:

1.         نظریه برنامه درسی باید چالش پذیر باشد. یعنی این که محققان باید قادر باشند از طریق مطالعات، از نظریه مورد نظر حمایت و یا آن را رد نمایند.

2.         نظریه باید از یک اساس و زیربنای ارزشی قوی برخوردار باشد. از نقطه نظر مکاچین ما نظریه های برنامه درسی را تدوین می نمائیم تا اینکه بتوانیم برخی از جنبه ها و موضوعات مربوط به برنامه درسی را بهبود بخشیم بنابراین ما باید ارزشهای اجتماعی و تربیتی خود را کشف کنیم و آن را مورد بررسی و پرسش قرار دهیم و این امر باید در قبل و ضمن انجام تحقیق و تدوین نظریه صورت پذیرد.

3.         نظریه برنامه درسی باید از مجموعه ای از رشته ها نظیر روانشناسی، جامعه شناسی و ... استخراج شود. و در عین حال متمرکز بر مطالعات برنامه درسی باشد.

 

 

 

متاتئوری برنامه درسی (نظریه های برنامه درسی )

 برنامه ریزی درسی علیرغم سابقه نه چندان تاریخی، از لحاظ نظریه و ادبیات نظریه بسیار غنی است  این بلوغ نظری باعث شده است که اندیشمندان بزرگ این رشته، دیدگاههای  مختلف را مورد طبقه بندی قرار دهند. به این فعالیت اصطلاحاً «متاتئوری» گفته می شود.

متاتئوری بنا به تعریف عبارت است از نظریه دربارۀ نظریه هاا

بدین معنا که وقتی نظریات گوناگون را مورد بررسی قرار داده و بر اساس وجوه تشابه و تفاوت نظریه های مختلف، آنها را مورد طبقه بندی قرار دهیم ، اقدام به ارائه یک متاتئوری (فرا نظریه ) نموده ایم

متاتئوری آیزنر

آیزنر در کتاب « تصورات آموزشی» پنج دیدگاه زیر را مورد بحث و بررسی قرار می دهد:

1.         دیدگاه رشد و تکامل فرایندهای شناختی

2.         دیدگاه منطق گرایی3 .         دیدگاه تناسب ( ارتباط ) شخصی

4.         دیدگاه سازگاری اجتماعی و بازسازی اجتماعی

5.         دیدگاه برنامه درسی بمثابۀ تکنولوژی

 1: دیدگاه رشد و تکامل فرایندهای شناختی

 یکی از دیدگاه های اصلی در آموزش مدرسه ای بر این باور تاکید می ورزد که برنامه درسی و استراتژی تدریس باید به رشد فراینده های شناختی دانش آموزان کمک نماید. از نقطه نظر این دیدگاه کارکردهای اصلی مدرسه عبارتند از:

الف) کمک به دانش آموزان در خصوص یادگیری شیوه یادگیری

ب ) فراهم سازی فرصت های لازم برای استفاده و نیز تقویت مجموعۀ توانایی های عقلانی دانش آموزان.

در این نظریه، ذهن آدمی از مجموعه ای نسبتاً مستقل از توانایی و استعدادهایی نظیر استنباط، تحلیل، تعیین و حل مسئله، حافظه و ... است که تنها از طریق رشد و پرورش این توانایی ها و استعدادها است که فرد می تواند مسائلی را که در زندگی با آن مواجه است، حل نماید. اگر تنها آنچه که بشر تاکنون شناخته است به دانش آموزان بیاموزیم، آنان در برخورد با مسائل و مشکلاتی که در آینده با آن مواجه هستند ، ناتوان خواهند بود، بنابراین موثرترین راه برای برخورد با مسائلی از این دست، نه انباشت دانش و اطلاعات در ذهن افراد، بلکه تقویت توانایی ها و استعدادهایی است که در حل مسائل آینده کارآ هستند.

برنامه های درسی نباید بر محتوا، بلکه بر فرایند تاکید ورزند. تدریس نیز ارائه اطلاعات نیست بلکه کمک به دانش آموزان در یادگیری پژوهش و تحقیق است.

ریشه های این دیدگاه در برنامه درسی به « فری نولوژیست ها» ، روانشناسان قوای ذهنی قرن نوزدهم و نیز دوران تعلیم و تربیت پیشرو در آمریکا، بویژه در دهۀ 1920 بر می گردد. پس از فری نولوژیست ها، روانشناسان قوای ذهنی اهمیت تقویت این قوای ذهنی را از طریق تمرین، بویژه تمرینات سخت و دشوار مورد تاکید قرار دادند. در این مکتب مسئله اساسی، ارائه تمرینات متناسب با قوای ذهنی است بنحوی که از طریق آن، این قوا، تقویت شوند.

در ارتباط با برنامه درسی، محتوای برنامه بخودی خود مسئله اساسی در برنامه ریزی درسی محسوب نمی شد بلکه برخی موضوعات بویژه برای رشد و تکامل قوا و توانایی های ویژه مفید تلقی می شد.

برای مثال ریاضیات نه به خاطرمحتوای آن بلکه بواسطه نقشی که می توانست در پرورش انضباط ذهنی و تقویت توانایی استدلال دانش آموزان داشته باشد، به عنوان یک موضوع مهم تلقی گردید.

تحقیقات و مطالعات گیلفورد در ارتباط با روانشناسی فرایند – محور نیز شایان ذکر است. او تلاش خود را به بررسی ساختار ذهن انسان و سنجش مدلی در خصوص هوش آدمی معطوف ساخت. از نظر او برنامه های درسی باید فرصت های لازم را برای رشد و توسعه این عملیات هوشی فراهم سازد.

شش سطح مورد نظر در حیطه شناختی یعنی اکتساب دانش، درک، کاربرد، تجزیه و تحلیل ، ترکیب و ارزشیابی بیانگر اشکال پیچیده تفکر در خرد آدمی است. مسئله مهم در اینجا، آن است که هدفهای اموزشی تمام سطوح را در برگیرند نه اینکه در سطح پایین عملیات شناختی باقی بمانند.

سطوح مختلف عملیات شناختی که در طبقه بندی هدفهای آموزشی بلوم آمده است، مرتبط با همین برداشت از ذهن انسان است.

در ارتباط با دیدگاه رشد و تکامل فرایندهای شناختی در برنامه درسی، دستاوردها و پیام های زیر را می توان استنباط نمود:

در مورد برنامه درسی، باور این دیدگاه آن است که:

* برنامه درسی باید «مسئله – محور» باشد. طرفداران دیدگاه رشد شناختی به این دلیل از برنامه های مسئله – محور حمایت می کنند که از طریق این برنامه ها می توان فرصت لازم برای تعریف و حل مسائل را(که از مهم ترین توانایی های ذهنی است ) فراهم ساخت.

* در این دیدگاه، در تدریس هم باید موقعیت های مسئله دار را بوجود آورد و هم سئوالاتی را طرح نمود تا بواسطه ی آن دانش آموزان به سطوح بالای تجزیه و تحلیل توجه نمایند.

*  نکته اساسی در اینجا آن است که محتوای برنامه درسی بر اساس عملیات ذهنی انتخاب می شود و وظیفه برنامه درسی، پرورش و تقویت آن عملیات ذهنی است.

2:  دیدگاه منطق گرایی

 یکی از کهن ترین و اساسی ترین دیدگاهها در ارتباط با اهداف و محتوای برنامه درسی، منطق گرایی علمی است. بزغم حامیان این دیدگاه، کارکرد اصلی مدرسه عبارت است از پرورش قوای ذهنی دانش آموزان درآن دسته از موضوعاتی که ارزش مطالعه را دارند.

موضوعات ارزشمند هم افراد را با محتوا، مفاهیم و روشهای پژوهشی خاص آشنا می کنند و هم شیوۀ خاص تفکر را به آنان می آموزند.

بر اساس چنین نگرشی، طرفداران منطق گرایی علمی، رشته های هنری و علمی را مورد تاکید قرار می دهند زیرا در این رشته ها، توانایی های منطقی انسان رشد می یابد.

آنها بر آثار بزرگ و عقاید اندیشمندانی نظیر داروین، مارکس، فروید، انیشتین، پیکاسو و ... تاکید می ورزند. از نقطه نظر این دیدگاه، بهترین شیوه تربیتی برای پرورش منطق، استفاده از روش «دیالکتیک» است، بویژه آنکه این شیوه را باید برای بحث بر روی موضوعات و مسائلی که مربوط به هستی انسان است، بکار گرفت.بطور خلاصه وظیفه اساسی مدارس، پرورش توانایی های ذهنی آدمی است و این کار باید از طریق آشنا ساخت دانش آموزان با عقاید و موضوعاتی که بیانگر بالاترین دستاوردهای منطق بشری است صورت پذیرد. و دراین میان تمام دانش آموزان، صرف نظر از تفاوت های فردی، باید تحت اینگونه آموزشها قرار گیرند.

3 :  دیدگاه تناسب ( ارتباط ) شخصی

سومین دیدگاه در برنامه ریزی درسی، دیدگاهی است که بر اهمیت معنی دار بودن برنامه درسی برای دانش آموزش و مسئولیت مدارس برای تدوین چنین برنامه هایی اصرار می ورزد. در این دیدگاه برنامه درسی باید براساس الگوی برنامه ریزی دانش آموز – معلم تدارک دیده شود. بر اساس این دیدگاه، برنامه درسی هنگامی برای دانش آموز معنی دار است و می تواند جنبه تربیتی داشته باشد، که دانش آموز در جریان برنامه ریزی مشارکت داشه باشد. بنابراین یادگیری معنی دار در گروه مشارکت فعال یادگیرنده، داشتن حق انتخاب در زمینه مسائل برنامه درسی است.

از سوی دیگر یکی از استدلال های زیر بنایی این دیدگاه از برنامه درسی آن است که نوع بشر اساساً موجودی « محرک – جو» است.به این اعتبار، وظیفه مدرسه آن است که محیطی غنی از منابع را برای دانش آموز فراهم کند تا او بتواند نه از روی اجبار و با استفاده از انگیزه های ذاتی به یادگیری بپردازد.

در این دیدگاه، مربی به مثابه یک مجسمه ساز تلقی نمی شود که بتواند گل را به شکل دلخواه فرم دهد، بلکه او در حقیقت همانند یک باغبان خوب است که اگرچه نمی تواند شالوده و استعدادهای اساسی شاگردان را تغییر دهد، اما میتواند محیط مساعدی را برای رشد توانایی ها و استعدادهای آنها فراهم سازد

.بر این اساس در این دیدگاه  علایق و توانایی های دانش آموز به عنوان منبع اساسی اهداف و محتوای برنامه درسی در نظر گرفته می شود.

: 4دیدگاه سازگاری اجتماعی و بازسازی اجتماعی

چهارمین دیدگاه در ارتباط با برنامه درسی، دیدگاهی است که اهداف و محتوای برنامه درسی را از طریق تجزیه و تحلیل جامعه استخراج می کند. بطور کلی در این دیدگاه، دو انشعاب اساسی وجود دارد : دسته اول بر این باورند که آموزش و پرورش باید بر اساس وضع فعلی اجتماع پی ریزی شود و برنامه های درسی باید دانش - آموزان را بنحوی تربیت کنند تا مهارت های لازم را برای شروع زندگی در یک اجتماع بطورموفقیت آمیز دارا باشند. در حقیقت اینان طرفدار سازگاری اجتماعی هستند.در مقابل، برخی دیگر بر این باورند که باید بدنبال ایجاد تغییر و تحول در ساختار جامعه بود. بنابراین وظیفه اساسی تعلیم و تربیت و برنامه درسی آن است که دانش آموزا را برای ایفای چنین نقشی در آینده آماده سازد. این گروه بر موضوعات درسی ویژه ای تاکید می کنند که شعور و اگاهی انتقادی را در شاگردان پرورش دهد تا با شناسایی مسائل، ناهنجاریهای اجتماعی، سعی در تغییر آن داشته باشند. بنابراین توصیه می کنند که موضوعات درسی نظیر ارزشهای مذهبی ، ترجیحات جنسی ، فساد سیاسی ، تبعیض نژادی ، و مانند آنها را که مسائل و موضوعات بحث انگیز هستند در برنامه درسی گنجانده شوند. این دیدگاه بازسازی اجتماعی می نامند.حامیان این دیدگاه نیازهای اجتماعی را به عنوان اساس تصمیمات برنامه درسی تلقی می کنند.

این دیدگاه که اساساً به مدل هدف – وسیله در برنامه ریزی درسی معروف است ، بدنبال فرایندی هدفمند و نظام دار برای تدوین برنامه های درسی است.

در اینجا وظیفه متخصصان تعلیم و تربیت و مربیان آن است که ابتدا هدف و مقاصد را تعیین کنند و سپس از آن به عنوان معیاری جهت ارزیابی کارآیی و اثر بخشیبرنامه های تدوین شده بهره گیرند. در این دیدگاه مدارس باید هدفمند باشند و هدفهای معنی داری را تعقیب نمایند و همواره باید بتوان بر مبنای هدف ها، میزان موفقیت آنها را مورد ارزیابی و بررسی قرار داد.

 5: دیدگاه برنامه درسی بمثابۀ تکنولوژی

 این دیدگاه برنامه درسی دارای تاریخچه طولانی در برنامه ریزی درسی و تعلیم و تربیت است. افرادی نظیر "بنجامین بلوم" ، " فرانکلین بوبیت " ، "جان دیویی" ، " هیلدا تابا" ، "رالف تایلر"، و بزرگان دیگر از پیشگامان این دیدگاه محسوب می شوند.اساساً برنامه درسی مبتنی بر ارزشها ست در حالیکه در این دیدگاه، برنامه ریزی های درسی رها از ارزش فرض می شود. نتیجه دیگر حاصل از دیدگاه تکنولوژی علمی در برنامه ریزی درسی عبارت است از تاکیدی که بر تعریف و تصریح هدفها، تدوین معیارهای عملکردی و استاندارد سازی در برنامه درسی می شود.

تاکید بیش از حد بر این موارد می تواند توجه به نیازها و مسائل دانش آموزان را تحت الشعاع قرار دهد و خلاقیت و ابتکار را محدود نماید.

 

متاتئوری دکرواکر

1: نظریه های برنامه درسی که درصدد منطقی کردن برنامه درسی هستند.

2: نظریه ساخت برنامه درسی

3: نظریه های برنامه درسی که درصدد مفهومی کردن برنامه درسی هستند.

4: نظریه های که بدنبال تشریح علمی و محققانه پدیده های  برنامه درسی هستند.

1: تئوریهای برنامه درسی که درصدد منطقی کردن برنامه درسی هستند.

این دسته از نظریه ها بر آن هستند تا برنامه ها را منطقی و معقولانه نمایند. به عبارت روشنتر این نظریه ها بدنبال طرح یک برنامه هستند. این نظریه ها، برنامه تربیتی را بطور مفصل توصیف می کنند و از طریق ارائه دلایلی در خصوص خوب بودن برنامه و اینکه چرا باید پذیرفته شود، برنامه را توجیه می نمایند.

از لحاظ تاریخی، جمهوریت افلاطون در زمرۀ این نظریه برنامه درسی است

بهمین سان آثار پیشگامانی نظیر بیکن، اراسموس، لاک، پستالوزی، هربارت، هربرت اسپنسر و غیره نیز از این جمله هستند. در بین آثاری که اخیراً نوشته شده اند می توان از اثر "فیلیپ فینکس "، "بنجامین بلوم "، "جروم برونر" ، "پائولوفریر"را نام برد.

2: نظریه ساخت برنامه درسی

این نظریه بجای آنکه بدنبال منطقی کردن خود برنامه باشند، بدنبال معقولانه کردن روش های تدوین و ساخت برنامه های درسی هستند. اولین نمونه بارز این نوع از نظریه برنامه درسی، اثر فرانکلین بوبیت تحت عنوان "برنامه درسی" است . او با تاثیر پذیری از مدیریت علمی بر این باور بود که برنامه های درسی باید براساس مطالعه عملکردهای خوب افراد تحصیل کرده یا فرهیخته تبیین و تدوین شود . براساس این عملکرد ، باید استانداردهایی را که برای تمام افراد قابل استفاده باشد، اقتباس شود و این عملکردها مبنای برنامه ریزی درسی قرار می گیرند.

از زمان بوبیت به بعد، بسیاری از برنامه ریزان درسی همین رویکرد قدم به قدم را برای جنبه های مختلف برنامه درسی پذیرفته اند

. مشهورترین این افراد، رالف تایلر است، کسی که منطق وی همواره تداعی کننده چهار سئوال اساسی(چهارمرحله) در برنامه ریزی درسی است:

کدام هدف            کدام تجربیات یادگیری؟          کدام روش ساماندهی محتوا                 کدام ارزشیابی؟

در حال حاضر نیز تئوری هایی که علاقمند به کاربرد علوم و تکنولوژی در برنامه ریزی درسی هستند، از روش گام به گام (مرحله به مرحله) استقبال می کنند.

3: تئوریهای برنامه درسی که درصدد مفهومی کردن برنامه درسی هستند.

این نوع از نظریه بیشتر بدنبال هدایت مسائل و فعالیت های برنامه درسی است. همچنین این دسته از نظریه ها درصدد روشن گری و ارائه روش تفکر دربارۀ مسائل برنامه درسی می باشند.

4: تئوریهایی که بدنبال تشریح علمی و محققانه پدیده های  برنامه درسی هستند.

 

در این نوع نظریه دستیابی به درک و فهم عمیق تر از پدیده های برنامه های درسی بیشتر از حصول ایده هایی برای کاربست در صحنۀ عمل مورد توجه است. یکی از صور نوع چهارم نظریه برنامه درسی، که غالب ترین آن نیز می باشد، آن گونه از نظریه است که در جستجوی ارائه توضیحاتی برای تغییر برنامه درسی می باشد.

برای مثال سئوالاتی نظیر اینکه چه عواملی در جامعه بر تغییر برنامه درسی اثر می گذارد؟ و ... در اینجا مد نظر می باشد. سایر صور این نظریه در جستجوی تصریح و تشریح نمرات آزمون پیشرفت تحصیلی است.در اینجا همواره دلمشغولی اصلی عبارت است از اینکه، آنچه که برنامه درسی را با سایر امور مرتبط می سازد، مورد بررسی علمی و محققانه قرار گیرد.

متاتئوری هونکی

هونکی نظریه های برنامه درسی را به سه دسته اساسی زیر تقسیم می کند:

1.         نظریه پردازی ساختاری

2.         نظریه پردازی ژنریک

3.         نظریه پردازی موضوعی

1: نظریه پردازی ساختاری

نظریاتی که در پنجاه سال اول رشته برنامه درسی مطرح شده اند، بر شناسایی عناصر برنامه درسی و روابط آنها با یکدیگر تاکید دارند. ریشه کار این نظریه ها را می توان در کتاب "اصول اساسی برنامه درسی و آموزش" رالف تایلر یافت.

بزعم وی سه منبع باید در تصمیمات برنامه ای مورد توجه قرار گیرد. دانش آموز، جامعه و دانش اندوخته شدۀ معاصر. مزیت کار تایلر آن بود که منابع فوق را که قبلاً بطور منفک مورد توجه بود و در خصوص آنها اختلاف نظر وجود داشت، با یکدیگر متحد نمود.

جان ، ای ، گولد ، با تدوین یک سیستم مفهومی که تصمیم گیری درباره ی برنامه درسی را در سطوح مختلف قدرت و اختیار نشان می داد، کار تایلر را توسعه داد. برخی از نظریه پردازان ساختاری به جای توجه به ساختار برنامه ریزی، به سایر ساختارهای برنامه درسی توجه داشته اند. یکی از مشهورترین آنها "بیوشامب است.

ساختار آموزشی مورد نظر او شامل سه سیستم آموزش، برنامه درسی و ارزشیابی است. سیستم برنامه درسی نیز شامل مولفه های برنامه ریزی ، اجرا و ارزشیابی است.

برخلاف بیوشامب، " جانسون" برنامه درسی را سیستم نمی داند بلکه آن را برونداد سیستم برنامه ریزی درسی تلقی می کند. نظام و ساختار آموزشی از نقطه نظر وی مشتمل بر سه مرحلۀ برنامه ریزی، آموزش و ارزشیابی است.

2: نظریه پردازی ژنریک

این نظریه پردازان برخلاف نظریه پردازان ساختاری به جای توجه به برنامه درسی و عناصر آن ، به نتایج برنامه درسی تاکید دارند. آنها برنامه درسی را مشتمل بر کل محیط آموزشی مدرسه می دانند و می خواهند اثر آن را بر کل شخصیت فرد مورد بررسی قرار دهند. بزعم این گروه فرضیات منتج از رشته هایی نظیر جامعه شناسی، انسان شناسی، فلسفه و ... می تواند راهنمای فعالیتهای آموزشی باشد.

اینان بجای تاکید بر اصطلاحاتی نظیر اهداف، فرایند، درونداد و .. که نزد ساختارگرایان مورد توجه بود، به مفاهیمی نظیر شخصیت، انسانیت، آگاهی، عدالت، آزادی و .. توجه دارند. بزعم اینان دانش آموز در درجۀ اول یک انسان است.

این نظریه پردازان به آزادی توجه دارند از اینرو یادگیری آموزش مدرسه ای و کل تجارب زندگی تا حد زیادی شخصی و برای هر فردی منحصر به فرد و بی همتا است. از مهمترین این نظریه پردازان می توان از هوبنر، اَپل و مک دونالد نام برد.

3: نظریه پردازی موضوعی

این نظریه پردازان بدنبال روشن ساختن مطلوبیت موضوعات درسی و یا محتوا هستند. و مطلوبیت نیز بوسیله فرضیات و ارزشهای فردی تعیین می شود. آنها به علت شکست مدارس در رسالت های سه گانه زیر، جهت گیری های جدیدی را مطرح می سزند که عبارتند از:

الف) شکست در تناسب : منظور این است که برنامه های درسی باید متمرکز بر مسائل روزمره توانایی یادگیرنده برای زندگی در اجتماع و تسهیل کننده مشارکت اجتماعی باشد. اینان  با تاکید بر نیازهای فعلی دانش آموزان، از روشها و رویکردهای دانش آموز محور حمایت کرده و بر نقش دانش آموز در انتخاب محتوای برنامه درسی تاکید دارند.

ب )شکست مدارس در پرورش برگزیده :در این زمینه فینیکس سخت گیری علمی را بجای آسانگیری در برنامه های درسی پیشنهاد می کند.

ج ) پرورش کل وجودی شخص:

آیزنر، وینستن، برمن کسانی هستند که اصرار دارند مدارس بجای توجه به بخشی از شخصیت فرد، باید تمام ابعاد شخصیت وی را مورد توجه قرار دهند. بطور کلی این نظریه پردازان جانشین هایی را برای الگوی فعلی محتوا، موضوعات و برنامه ها پیشنهاد می کنند. بزعم اینان تاکید بر سنت ها نمی تواند ما را برای قرن بیست و یکم آماده کند.

متاتئوری جیرو، پنا و پاینر

 

صاحبنظران نظریه های برنامه درسی را به سه دسته اساسی زیر تقسیم نموده اند:

1.         سنت گرایان

2.         تجربه گرایان مفهومی

3.         بازنگران مفهومی

: 1 سنت گرایان

سنت گرایان عمدتاً به پیشگامانی در حوزه برنامه درسی اطلاق می شود که برای نخستین بار آن را به عنوان علم مطرح ساخته اند. از جمله این افراد، فرانکلین بوبیت و رالف تایلر بودند. گرایش اصلی این افراد به مقوله برنامه درسی، بمثابۀ یک جریان فنی یا تکنولوژیک است و سعی می کنند تمام اجزاء و مراحل آن را بصورت خطی از ابتدا تا انتها پیش بینی نمایند.

2: تجربه گرایان مفهومی

عمدتاً مفاهیم علوم اجتماعی را اقتباس کرده و علاقمند هستند تا پدیده های برنامه درسی را بصورت تجربی مورد مطالعه قرار دهند. از مهمترین افراد این دسته، "شوآب" می باشد.

: 3 بازنگران مفهومی

این دسته از نظریه پردازان مفاهیم اساسی برنامه درسی را مورد بازبینی و نقد قرار داده اند. بازنگران مفهومی را می توان به دو دسته تقسیم نمود:ایشان ازسنت گرایان انتقاد کرده و می گویند که انهااهداف را به هدف های رفتاری و ویژه محدود نموده اند. بزغم این دسته از افراد، اهداف بصورت ویژه و رفتاری، خلاقیت و آفرینندگی رامحدود می کنند

دسته دوم ، بزعم اینان شناخت و فهم برنامه درسی مستلزم شناخت فرهنگ زنده جامعه است و برنامه درسی آن چیزی است که دانش آموز در حقیقت تجربه می کند. این تئوری پردازان برنامه درسی صریح، پنهان و عقیم  را مطرح نموده اند. از معروفترین افراد این دسته "آیزنرو  و والانس" می باشند.

متاتئوری همی یر

1: مدلهای مفهومی

2: نظریه های مشروعیت بخشی

3: نظریه های فرایندی

4: نظریه های ساختاری

همی یر در طبقه بندی تئوری های برنامه درسی آنها را به پنج دسته اساسی تقسیم می کند

1: مدلهای مفهومی

نظریه پردازان مفهومی، برنامه درسی را به عنوان یک فرایند تاثیر و تاثر متقابل در نظرمی گیرند. اکثرمدلهای مفهومی به این سئوال اساسی می پردازند که شرایط یادگیری به چه نحوی سازمان یابد تا رشد و بالندگی مستقلانه افراد درگیر در فرایند برنامه ریزی درسی تضمین شود؟

در مدل مفهومی ، مسائل مورد نظر و مشکلاتی که باید حل شوند بوسیله برنامه ریزان از پیش شناسایی و تعیین نمی گردد و تصمیمات عمده نیز از قبل توسط دانشمندان یا تصمیم گیرندگان اتخاذ نمی شود. تصمیمات، مشکلات و مسائل پژوهشی بتدریج تشریح می شود و به صورت مشارکتی مورد بحث واقع می شود.

در مدلهای مفهومی فردیت و مسائل فردی از اولویت و اهمیت ویژه ای برخوردار است.  مدل های مفهومی را می توان از چهار نقطه نظر مورد توجه قرار داد که عبارتند از: هدف های پروژه ، فرضیات بنیادی، اصول کار و شرایط کار پروژه، این ابعاد یکی از مولفه های مدل مفهومی را تشکیل می دهند

مولفه دیگر مربوط به ارتباط میان این ابعاد و نشان دادن نحوه تغییرات آنها در طی فرایند برنامه ریزی درسی است. مولفه سوم نیز این چهار بُعد را براساس توالی فعالیت ها و نیز تمایل بین نظام های کوتاه مدت و بلندمدت مورد شناسایی قرار می دهد. در برنامه ریزی و اجرای فعالیت ها تمام کسانی که در فرایند درگیر هستند ، مشارکت می نمایند. در حقیقت نوعی تاثیر دوجانه بین فعالیت های نظامدار و تشریک مساعی وجود دارد.

 

2: نظریه های مشروعیت بخشی

 مسئله اساسی در اینجا آن است که چگونه آنچه که برای تدریس در مدارس ارزشمند است را مورد شناسایی قرار دهیم و چطور منطق پشت یک برنامه درسی را در عمل آشکار سازیم. مایر سه نوع مشروعیت بخشی را شناسایی کرده است:

مشروعیت بخشی هنجاری

                                          مشروعیت بخشی روشی

مشروعیت بخشی بوسیله نقادی

مشروعیت بخشی هنجاری، بدنبال آن است که با تاسی از هنجارها، روشن کند که چه چیزی باید در مدارس تدریس شود. مشروعیت بخشی روشی، از طریق قوانین تصمیم گیری و فرایندهای تعامل بوجود می آید. مشروعیت بخشی بوسیله نقادی،  مستلزم هنرنقد و انتقاد و درک و فهم سنجیده و مدبرانه است.از نقطه نظر همی یر، مشروعیت بخشی دارای جنبه های اساسی زیر است:      تفکر در بارۀ یک برنامه درسی خاص     ارائه دلایلی در خصوص لزوم گنجاندن (افزودن)، ایده ها، فعالیت ها و برنامه های جدید به برنامه درسی عمومی.      ساختار اجتماعی جامعه یکی از عوامل نیرومند در تعیین محدودیت های نوسازی برنامه درسی است. و اینکه برنامه درسی در حقیقت یک پدیده مهم اجتماعی است.

بین برنامه درسی مدرسه و نیروهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تعامل و تاثیر و تاثر متقابل وجود دارد بهمین دلیل نوسازی و تحولات برنامه درسی تا حد زیادی متاثر از بافت و ساختار سیاسی می باشد.

نوسازان مفهومی یکی از زیرگروههای تئوری های مشروعیت بخشی، از طریق بررسی عوامل نظیر زمینه های ایدئولوژیک و نیز کارکردهای مدارس، مشروعیت منطق زیر بنای یک برنامه را مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار می دهند.

3: نظریه های فرایندی

 نظریه های فرایندی ، برنامه درسی را به صورت یک جریان یا فرایند منطقی در نظر می گیرند. فرایند برنامه درسی عمدتاً بصورت مراحل مرتبط بهم مورد توجه قرار می گیرد که بصورت یک سیکل یا چرخه عمل می نماید.

نظریه فرایندی نقش تعامل را به عنوان جزء تشکیل دهندۀ طرح برنامه درسی مورد تاکید قرار می دهند. بطور کلی فرایند، مستلزم درک نوآوری، ابلاغ آن، ارزیابی تناسب آن و میزان تاثیر تربیتی و سپس تعیین میزان تاثیر آن بر رفتار فرد و بررسی قابلیت سازگاری آن با شرایط محلی است.

تحقیقات انجام شده در ارتباط با برنامه درسی فرایند – محور مجموعه ای از عوامل کلیدی را که بر فرایند برنامه درسی اثر می گذارد شناسایی کرده است . از جمله:

الف) تعابیر افراد، گروهها و موسسات اثر گذار بر برنامه درسی در خصوص ضرورت و تناسب نوسازی برنامه درسی.

 اهمیت یک برنامه درسی باید با توجه به وضعیت فعلی مورد ارزیابی قرار گیرد. این مسئله که افراد چگونه نوآوری پیشنهادی را مورد تعبیر و تغسیر قرار می دهند باید مورد بررسی قرار گیرد و در این ارتباط عوامل کلیدی زیر نیز باید مورد توجه قرار گیرد:

     تجربیات قبلی در ارتباط با نوآوری

         آمادگی برای تغییر

         نظام های ارزشی و هنجارهای موجود

         توانایی و آمادگی برای پژوهش خلاق بمنظور دستیابی به راه حل های جدید و مشارکت در نوسازی برنامه درسی

ب‌)  عامل دیگر اثرگذار بر فرایند برنامه درسی عبارت است از وجود امکان تغییر برحسب زمان در دسترس، تمایل به ریسک کردن، و توانایی در نظر گرفتن شقوق مختلف عمل برای موقعیت فعلی

ج) عامل سومی که فرایند برنامه درسی را متاثر می سازد عبارت است از کیفیت و قابلیت سازگاری برنامه درسی.سازگاری شامل آن است که نوآوری بر تحقیقات جاری و تجربیات عملی مبتنی باشد.

د) عامل دیگر اثرگذار برفرایند برنامه درسی، کیفیت تصمیمات متخذه در باره برنامه است. ملاکهای تصمیم گیری در برنامه درسی می تواند شامل مشروعیت، شایستگی تصمیم گیرندگان، روشن بودن روش های تصمیم گیری و کارآیی تصمیمات برحسب ملاک هایی نظیر عملی بودن، قابلیت ارزشیابی کردن و ... است.

4: نظریه های ساختای

نظریه های ساختاری در برنامه درسی به دو سئوال اساسی می پردازند:

الف) چگونه باید دانش تربیتی ارزشمند و انتخاب و توجیه نمود؟

ب ) چگونه باید این دانش را در قالب یک برنامه درسی سازمان داد؟

از وظایف اساسی نظریه ساختاری در برنامه درسی عبارت است از شناسایی و یا ایجاد تغییر دانش تربیتی و سازماندهی آن در قالب یک موضوع درسی یا فعالیت های یادگیری.همی یر در ادامه از دو دسته نظریه های ساختاری سخن می گوید: نظریه های ساختاری که اصول تعلیم و تربیت را از نظریه های حوزه هایی نظیر فلسفه تعلیم و تربیت، انسانشناسی، جامعه شناسی، تاریخ تعلیم و تربیت استخراج می کنند.نظریه های ساختاری که محیط زندگی و قلمرو فعالیت ها و اقدامات انسانی را مفهوم پردازی می کنند. این زیر گروه به این مسئله می پردازد که چگونه محتوای برنامه درسی را با توجه به ارزشی که در تسلط بر شرایط و چالش های زندگی دارد، انتخاب نمائیم.

5: نظریه های اجرای برنامه درسی

این دسته از نظریه ها، شرایطی را مشخص می کنند که تحت آن شرایط ، تغییر برنامه درسی با احتمال بیشتری بوقوع خواهد پیوست.ازجمله سئوالات هدایتگر در اینجا آن است که چه کسی باید با یک برنامه درسی جدید کار کند و به چه طریقی که الگوهای آموزش و یادگیری بهبود یابد.

 بنابراین پژوهشهای مربوط  به اجرای برنامه درسی یا نظریه ارزشیابی و روشهای روشنگری عوامل بازدارنده و حمایت کننده نوسازی برنامه درسی ارتباط دارد. آنچه که از این بیان می توان نتیجه گرفت آن است که اجرای برنامه درسی یک فعالیت نهایی و پایانی نیست بلکه بیشتر یک فعالیت و تلاش تکوینی است که می تواند منجر به تغییرات اساسی در برنامه درسی گردد.خلاصه (فصل سوم نظریه های برنامه درسی)در تعریف نظریه علمی، برداشت های گوناگونی عرضه شده است. و پذیرفته ترین تعریف ارائه شده در این زمینه، تعریف فیگل می باشد.

 نظریه در فلسفه:این برداشت از نظریه ، بیشتر مختص همین حوزه است. نظریه را مجموعه ای از مسائل مرتبط بهم تلقی می کند.

نظریه در ریاضیات:دراینجا نظریه به معنی چارچوب نظری و مفهومی بسیار سازمان یافته و وحدت یافته است که هیچگونه ارتباطی با فعالیت عملی ندارد.نظریه در مسائل روزمره:در اینجا نظریه اشاره به مجموعه یا نظامی از قوانین دارد که اقدامات مختلف را هدایت یا کنترل می کند  رابطه نظریه و عمل یک رابطه دو جانبه است. نظریه هدایت کننده است و عمل نیز منجر به آن می شود که براساس اطلاعات حاصل از تجربه، ادراکاتمان در باره ی نظریه تغییر کند « گیل مکاچین» نظریه برنامه درسی را مجموعه ای در هم  تنیده ای از تجزیه و تحلیل ها، تفسیرها و یافته ها دربارۀ پدیده های برنامه درسی تعریف می کند. متاتئوری بنا به تعریف عبارت است از نظریه دربارۀ نظریه ها بدین معنا که وقتی نظریات گوناگون را مورد بررسی قرار داده و بر اساس وجوه تشابه و تفاوت نظریه های مختلف، آنها را مورد طبقه بندی قرار دهیم ، اقدام به ارائه یک متاتئوری نموده ایم.

 

 

متاتئوری ایزنر:

 دیدگاه رشد و تکامل فرایندهای شناختی: در این نظریه، ذهن آدمی از مجموعه ای نسبتاً مستقل از توانایی و استعدادهایی نظیر استنباط، تحلیل، تعیین و حل مسئله، حافظه و ... است که تنها از طریق رشد و پرورش این توانایی ها و استعدادها است که فرد می تواند مسائلی را که در زندگی با آن مواجه است، حل نماید.

دیدگاه منطق گرایی : خلاصه وظیفه اساسی مدارس، پرورش توانایی های ذهنی آدمی است و این کار باید از طریق آشنا ساخت دانش آموزان با عقاید و موضوعاتی که بیانگر بالاترین دستاوردهای منطق بشری است صورت پذیرد. و دراین میان تمام دانش آموزان، صرف نظر از تفاوت های فردی، باید تحت اینگونه آموزشها قرار گیرند.

 دیدگاه تناسب شخصی :در این دیدگاه برنامه درسی باید براساس الگوی برنامه ریزی دانش آموز – معلم تدارک دیده شود. بر اساس این دیدگاه، برنامه درسی هنگامی برای دانش آموز معنی دار است و می تواند جنبه تربیتی داشته باشد، که دانش آموز در جریان برنامه ریزی مشارکت داشه باشد. بنابراین یادگیری معنی دار در گروه مشارکت فعال یادگیرنده، داشتن حق انتخاب در زمینه مسائل برنامه درسی است.

 دیدگاه سازگاری اجتماعی و بازسازی اجتماعی: این دیدگاه اهداف و محتوای برنامه درسی را از طریق تجزیه و تحلیل جامعه استخراج می کند.این دیدگاه، دو انشعاب وجود دارد : دسته اول: آموزش و پرورش باید بر اساس وضع فعلی اجتماع پی ریزی شود در حقیقت اینان طرفدار سازگاری اجتماعی هستند. دسته دیگر: باید بدنبال ایجاد تغییر و تحول در ساختار جامعه بود.اینان طرفدار بازسازی اجتماعی هستند

دیدگاه برنامه درسی بمثابۀ تکنولوژی: در این دیدگاه، برنامه ریزی های درسی رها از ارزش فرض می شود. دراینجا بر تعریف و تصریح هدفها، تدوین معیارهای عملکردی و استاندارد سازی در برنامه درسی تاکید می شود.

 

 

متاتئوری دکر واکر

متاتئوری نظریه های برنامه درسی که درصدد منطقی کردن برنامه درسی هستند ،برنامه تربیتی را بطور مفصل توصیف می کنند و از طریق ارائه دلایلی در خصوص خوب بودن برنامه و اینکه چرا باید پذیرفته شود، برنامه را توجیه می نمایند.نظریه ساخت برنامه درسی بجای آنکه بدنبال منطقی کردن خود برنامه باشند، بدنبال معقولانه کردن روش های تدوین و ساخت برنامه های درسی هستند.

 نظریه های برنامه درسی که درصدد مفهومی کردن برنامه درسی هستند درصدد روشن گری و ارائه روش تفکر دربارۀ مسائل برنامه درسی می باشند.در نظریه های که بدنبال تشریح علمی و محققانه پدیده های  برنامه درسی هستند  دستیابی به درک و فهم عمیق تر از پدیده های برنامه های درسی بیشتر از حصول ایده هایی برای کاربست در صحنۀ عمل مورد توجه است.

 

 

متاتئوری هونکی:

نظریه پردازی ساختاری:  بر شناسایی عناصر برنامه درسی و روابط آنها با یکدیگر تاکید دارند.

نظریه پردازی ژنریک: به نتایج برنامه درسی تاکید دارند

 

 

نظریه پردازی موضوعی: بدنبال روشن ساختن مطلوبیت موضوعات درسی و یا محتوا هستند

 

 

. متاتئوری جیرو، پنا و پاینر

سنت گرایان این افراد به مقوله برنامه درسی، بمثابۀ یک جریان فنی یا تکنولوژیک است و سعی می کنند تمام اجزاء و مراحل آن را بصورت خطی از ابتدا تا انتها پیش بینی نمایند.

تجربه گرایان مفهومی عمدتاً مفاهیم علوم اجتماعی را اقتباس کرده و علاقمند هستند تا پدیده های برنامه درسی را بصورت تجربی مورد مطالعه قرار دهند

 بازنگران مفهومی این دسته از نظریه پردازان مفاهیم اساسی برنامه درسی را مورد بازبینی و نقد قرار داده اند

 

متاتئوری همی یر

مدلهای مفهومی نظریه پردازان مفهومی، برنامه درسی را به عنوان یک فرایند تاثیر و تاثر متقابل در نظرمی گیرند

نظریه های مشروعیت بخشی مسئله اساسی در اینجا آن است که چگونه آنچه که برای تدریس در مدارس ارزشمند است را مورد شناسایی قرار دهیم و چطور منطق پشت یک برنامه درسی را در عمل آشکار سازیم

 نظریه های فرایندی ، برنامه درسی را به صورت یک جریان یا فرایند منطقی در نظر می گیرند

نظریه های ساختاریک وظیفه ان عبارت است از شناسایی و یا ایجاد تغییر دانش تربیتی و سازماندهی آن در قالب یک موضوع درسی یا فعالیت های یادگیری.

  نظرات ()
مطالب اخیر بعد چهارم در قرآن فرضیه و سوال راه حل های ریشه کنی بیسوادی در کشور کسی که سخننانش ....... طرح بحث وگفتگوی دعا در حلقه صالحین چگونه مهارت های لازم برای صحبت در جمع را کسب کنیم؟ تکنیک های سخنرانی در جمع 13کار سختی که باید برای موفقیت انجام دهید سوادآموزی و چالش های پیش رو سودای سواد
کلمات کلیدی وبلاگ 19 کارسخت برای موفقیت (۱) آداب سخنرانی (۱) آرمانشهر اسکینر (۱) آسمان هفتگامه (۱) آلومتری (۱) آموزش برتر (۱) آموزش زبان انگلیسی سوم راهنمایی (۱) آموزش مجازی یا الکترونیکی (۱) اراده برتغییرخویش (۱) ارجاع نویسی apa (۱) ازتفکرفازی تاتفکرباینری (۱) اصول حاکم برزبان آموزی (۱) اضطراب مطالعه (۱) انتخاب محتوا و سازمان دهی آن در فرایند برنامه ریزی (۱) انتخاب و سازماندهی محتوا (۱) انواع روشهای تحلیل محتوا کتاب های درسی (۱) اهداف آموزش و پرورش تطبیقی (۱) ای تشنه لب حسین من (۱) بازده های یادگیری گانیه (۱) بحث گروهی دعا (۱) بحث و گفتگوی دعا در حلقه های صالحین (۱) بررسی میزان انطباق محتوای کتب دوره سوادآموزی (۱) برنامه درسی (٢) برنامه درسی بزرگسالان (۱) برنامه ریزی درسی دوره دبستان (۱) بعد چهارم (۱) بعد چهارم در قرآن (۱) پست مدرنیسم (۱) تاریخچه آموزش الکترونیکی درایران (۱) تحلیل محتوا با تاکید بر تکنیک های خوانایی سنجی (۱) تحلیل محتوا با تاکید برتعین ضریب درگیری متون (۱) تفکرانتقادی (۱) تفکرباینری (۱) تفکرخلاق (۱) تفکرفازی (۱) توانایی خواندن برای درک معنی (۱) توانایی مطالعه (۱) توانایی کلمات (۱) تکنیک های سخنرانی در جمع (۱) چارچوب نظری پروپوزال (۱) چارچوب نظری طرح تحقیق (۱) چگونه تمرکز حواس داشته باشیم (۱) چگونه محتوای درسی را انتخاب و سازمان دهی کنیم (۱) چکیده کتاب والدن 2 (۱) چی آمد چی رفت (۱) داستان مداد (۱) در دنیای درحال تغییر چه باید کرد (۱) دوره ابتدایی (۱) دیدگاه متخصصین به برنامه درسی (۱) رابرت گانیه و نظریه یادگیری (۱) راست و دروغ (۱) راه حل ریشه کنی (۱) راهبرد های یادگیری (۱) راهبرد های یادگیری (فصل چهار ) (۱) راهبرد های یادگیری (فصل دو) (۱) راهبرد های یادگیری (فصل سه ) (۱) راهنمای نگارش پروپوزال (۱) رسانه های آموزشی (۱) روش پایان نامه نویسی (۱) روش تحلیل محتوای هیلدا تابا (۱) روش تدریس قرآن دردوره ابتدایی (۱) ریشه کنی بیسوادی (۱) سازمان دهی مطالعه (۱) سطوح یادگیری گانیه (۱) سلسله مراتب گانیه (۱) سه بعدی (۱) سوادآموزی و چالش های پیش رو (۱) سوادبهترزیستن (۱) سوال اساسی (۱) سودای سواد (۱) شخصیت معلم و تدریس (۱) شخصیت معلم و یادگیری (۱) شرطی سازی کنشگر اسکینر (۱) عاشورا و درس زندگی (۱) فرضیه و سوال (۱) فرق فرضیه وسوال (۱) فصل 1 بهبود مهارت های یادگیری (۱) فصل دوم بهبود مهارت های یادگیری (۱) فصل سوم الی یازدهم بهبود مهارت های یادگیری (۱) قانون سطح (۱) قوائد دروس 2 و 3 عربی سوم راهنمایی (۱) قوائد دروس 4 و5 عربی سوم راهنمایی (۱) قواعد درس عربی کلاس سوم راهنمایی (۱) قواعد دروس عربی اول دبیرستان (۱) قواعد عربی درس ا (۱) قواعددروس عربی دروس 6و 7 و 8 سوم راهنمایی (۱) گام های یادگیری گانیه (۱) گوش به دعای مادر (۱) متاتئوری ایزنر: (۱) مدل های برنامه درسی (۱) مراحل یادگیری (۱) معلمان درعصر حاضر (۱) مغز (۱) مفهوم نظریه و رابطه نظریه و عمل (۱) منطق و احتمال (۱) مهارت سخن گفتن (۱) مهارت های صحبت (۱) موج تافلر (۱) میزان انطباق کتب سوادآموزی با اهداف مصوب (۱) نحوه ی نگارش مقاله علمی (۱) نظریه آشوب (۱) نقش سوال های اساسی دریادگیری (٢) نقش شخصیت معلم دریادگیری (۱) نگرش سیستمی (۱) نمونه گیری خوشه ای (۱) نوشتن مقاله به روشapa (۱) نیازهای دنیای درحال تغییر (۱) هدف های یادگیری گانیه (۱) هدف کلی برنامه درسی دوره ی ابتدایی کتاب فارسی (۱) ویژگی های سیستم ها (۱) کاربرد نگرش سیستمی دربرنامه درسی (۱) کسی که سخنانش (۱) یادگیری (۱) یادگیری بهتر (۱) یادگیری ترکیبی (۱) یادگیری گانیه و کاربردآن (۱) یادگیری مبتنی برمغز (۱) یادم باشد که یادم نباشد (۱) یک شبی مجنون نمازش را شکست (۱)
دوستان من قضوی روستای فرسش سایت تخصصی آمار روستای فهره آموختن حرکتی بی پایان بوی بهاران ქართლოს بوئین میاندشت افوس قدیم افوس زیبا مطالعات برنامه درسی (دکترآقازاده) مدرسه راهنمایی هدایت منطقه7 برنامه پنج ساله سوادآموزی عشق عقل ادب پاکدشت دنیای آموزش وآموزش بزرگسالان روستای تاریخی بندامیر هیئت عشاق الحسین جوانان بوئین میاندشت مشق عشق دبیرستان هوشمند دخترانه دکتر حسابی 1 گهرنیوزالیگودرز سوادآموزی پرتال زیگور طراح قالب