محمد رضارضائی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ محمد رضارضائی
آرشیو وبلاگ
      تربیت حرکتی بی پایان ()
روش و مراحل تحلیل محتوا نویسنده: محمد رضارضائی - ۱۳٩۱/۸/٢۱

روش تحقیق تحلیل محتوا‏
روش تحقیق

‏- روش تحقیق تحلیل محتوا‏ ‏:‏
‏ الف- کلیات:تحلیل محتوا یکی از مهمترین و پرکارترین روش‌های تحقیق است و به درستی ‏می‌توان گفت اکثر محققان به صورتی با این روش سرکار داشته و خواهند داشت(تعدادی بطور ‏مستقیم و تعداد دیگر بطور غیرمستقیم با این روش سرکار دارند.)‏
به عنوان مثال برای رده‌بندی پاسخ‌های یک سئوال باز در پرسشنامه نیاز به تحلیل محتوی می‌باشد، ‏همانطور که در تحلیل سخنرانیهای رئیس جمهوری یا یک سیاستمدار نیز از این روش استفاده ‏می‌شود. این روش بر دیگر روش‌ها برتری دارد زیرا نیازی به جمع‌آوری اطلاعات نیست، چون کلیه ‏اطلاعات موجود است فقط نیاز به تحلیل دارند. ‏
‏ ب- تعریف روش تحلیل محتوی: به عقیده « برسون» تحلیل محتوی نوعی تکنیک پژوهش است ‏که برای توصیف عینی، منظم و تا آنجا که ممکن است کمّی محتوی ارتباطات با هدف نهائی تفسیر ‏داده‌ها به کار می‌رود، تعریف مشابه نیز از طرف معتمدنژاد ارائه شده‌است:« تجزیه و تحلیل محتوی، ‏تکنیک تحقیقی است که برای تشریح عینی، منظم و مقداری محتوی آشکار ارتباطات بکار ‏می‌رود»‏
‏ تحلیل محتوی به هر نوع فنی اطلاق می‌شود که در راه استنتاج منظم و عینی ویژگیهای خاص ‏یک متن بکار می‌آید. تحلیل محتوی مقوله‌بندی همه اجزای یک متن در جعبه‌های مختلف است، ‏بدین ترتیب مقدار اجزاء عناصری که در هر جعبه مرتب شده‌اند متن را مشخص می‌کنند.‏ منظور از ‏جعبه‌ها در این تعریف، مقوله‌هاست که از آغاز کار صورتی عملیاتی می‌یابند، یعنی بدقت و وضوح ‏کامل تعریف می‌شوند و می‌توانند متنی چندهزار صفحه‌ای را در یک جدول ارائه دهند، به طوری ‏که خواننده با پیام‌های اساسی اثر آشنا شود.تحلیل محتوی به عنوان یک روش عبارت است از ‏شناخت و برجسته ساختن محورها یا خطوط اصلی یک متن یا متون مکتوب، یک یا مجموعه‌ای از ‏سخنرانیها، سلسله‌ای از تصاویر، نوارها، وصیت‌نامه‌ها، نامه‌های خصوصی، سئوالهای باز یک ‏پرسشنامه، کتاب‌های درسی، روزنامه‌ها و ..... در واقع تحلیل محتوی روشی توصیفی یا تشریحی ‏است که در نهایت تحلیلی وصفی را بدست می‌دهد.تحلیل محتوی به عنوان یک ابزار، امکان تحلیل ‏علّی، شناخت، معرفت،‌جامعه‌نگاری، جامعه‌شناسی وصفی و .... فراهم می‌سازد. یعنی نه تنها به ارائه ‏تصویر واقعیت در سطح بپردازد، بلکه در اعماق فرو رود و علل یا عواملی را مشخص سازد، که در ‏زمینه اجتماعی شبکه سطحی واقعیت را فراهم می‌آورد یا در حد هم تغییری عمل کند. چنانچه ‏تحلیل محتوی در راه شناخت محتوی پیام بکار آید، در این سطح علل یا عواملی که موجب بیان ‏نظری خاص شده‌اند، مطرح می‌شود.مثال: محققی می‌کوشد چرائی ارائه پیام یا نظر یا عقیده‌ای ‏خاص را که محور اصلی اثر است بدست آورد. از این رو بدنبال، مشخصات نویسنده، با برهه‌ای خاص ‏از زندگی او (که در آن این اثر تهیه و ارائه شده‌است) و محیط خاص پیرامون او می‌رود و می‌کوشد ‏تا به تبیین داده‌های موجود (پیام خاص) بپردازد.در جهتی دیگر و چنانچه تحلیل محتوی به عنوان ‏روشی برای شناخت سبک بکار آید، محقق می‌کوشد نه محتوی، بلکه سبک ارائه آنرا استخراج و ‏تحلیل نماید. از این رو در اجرای این هدف، نه تنها به تشریح سبک‌های بکار رفته از جانب مولف در ‏یک اثر خاص می‌پردازد(سطح وصفی) بلکه در جستجوی علل و عواملی می‌رود که موجبات اتخاذ ‏این سبک را فراهم ساخته‌اند.‏


روش تحقیق تحلیل محتوا‏
روش تحقیق

‏- روش تحقیق تحلیل محتوا‏ ‏:‏
‏ الف- کلیات:تحلیل محتوا یکی از مهمترین و پرکارترین روش‌های تحقیق است و به درستی ‏می‌توان گفت اکثر محققان به صورتی با این روش سرکار داشته و خواهند داشت(تعدادی بطور ‏مستقیم و تعداد دیگر بطور غیرمستقیم با این روش سرکار دارند.)‏
به عنوان مثال برای رده‌بندی پاسخ‌های یک سئوال باز در پرسشنامه نیاز به تحلیل محتوی می‌باشد، ‏همانطور که در تحلیل سخنرانیهای رئیس جمهوری یا یک سیاستمدار نیز از این روش استفاده ‏می‌شود. این روش بر دیگر روش‌ها برتری دارد زیرا نیازی به جمع‌آوری اطلاعات نیست، چون کلیه ‏اطلاعات موجود است فقط نیاز به تحلیل دارند. ‏
‏ ب- تعریف روش تحلیل محتوی: به عقیده « برسون» تحلیل محتوی نوعی تکنیک پژوهش است ‏که برای توصیف عینی، منظم و تا آنجا که ممکن است کمّی محتوی ارتباطات با هدف نهائی تفسیر ‏داده‌ها به کار می‌رود، تعریف مشابه نیز از طرف معتمدنژاد ارائه شده‌است:« تجزیه و تحلیل محتوی، ‏تکنیک تحقیقی است که برای تشریح عینی، منظم و مقداری محتوی آشکار ارتباطات بکار ‏می‌رود»‏
‏ تحلیل محتوی به هر نوع فنی اطلاق می‌شود که در راه استنتاج منظم و عینی ویژگیهای خاص ‏یک متن بکار می‌آید. تحلیل محتوی مقوله‌بندی همه اجزای یک متن در جعبه‌های مختلف است، ‏بدین ترتیب مقدار اجزاء عناصری که در هر جعبه مرتب شده‌اند متن را مشخص می‌کنند.‏ منظور از ‏جعبه‌ها در این تعریف، مقوله‌هاست که از آغاز کار صورتی عملیاتی می‌یابند، یعنی بدقت و وضوح ‏کامل تعریف می‌شوند و می‌توانند متنی چندهزار صفحه‌ای را در یک جدول ارائه دهند، به طوری ‏که خواننده با پیام‌های اساسی اثر آشنا شود.تحلیل محتوی به عنوان یک روش عبارت است از ‏شناخت و برجسته ساختن محورها یا خطوط اصلی یک متن یا متون مکتوب، یک یا مجموعه‌ای از ‏سخنرانیها، سلسله‌ای از تصاویر، نوارها، وصیت‌نامه‌ها، نامه‌های خصوصی، سئوالهای باز یک ‏پرسشنامه، کتاب‌های درسی، روزنامه‌ها و ..... در واقع تحلیل محتوی روشی توصیفی یا تشریحی ‏است که در نهایت تحلیلی وصفی را بدست می‌دهد.تحلیل محتوی به عنوان یک ابزار، امکان تحلیل ‏علّی، شناخت، معرفت،‌جامعه‌نگاری، جامعه‌شناسی وصفی و .... فراهم می‌سازد. یعنی نه تنها به ارائه ‏تصویر واقعیت در سطح بپردازد، بلکه در اعماق فرو رود و علل یا عواملی را مشخص سازد، که در ‏زمینه اجتماعی شبکه سطحی واقعیت را فراهم می‌آورد یا در حد هم تغییری عمل کند. چنانچه ‏تحلیل محتوی در راه شناخت محتوی پیام بکار آید، در این سطح علل یا عواملی که موجب بیان ‏نظری خاص شده‌اند، مطرح می‌شود.مثال: محققی می‌کوشد چرائی ارائه پیام یا نظر یا عقیده‌ای ‏خاص را که محور اصلی اثر است بدست آورد. از این رو بدنبال، مشخصات نویسنده، با برهه‌ای خاص ‏از زندگی او (که در آن این اثر تهیه و ارائه شده‌است) و محیط خاص پیرامون او می‌رود و می‌کوشد ‏تا به تبیین داده‌های موجود (پیام خاص) بپردازد.در جهتی دیگر و چنانچه تحلیل محتوی به عنوان ‏روشی برای شناخت سبک بکار آید، محقق می‌کوشد نه محتوی، بلکه سبک ارائه آنرا استخراج و ‏تحلیل نماید. از این رو در اجرای این هدف، نه تنها به تشریح سبک‌های بکار رفته از جانب مولف در ‏یک اثر خاص می‌پردازد(سطح وصفی) بلکه در جستجوی علل و عواملی می‌رود که موجبات اتخاذ ‏این سبک را فراهم ساخته‌اند.‏
‏ تحلیل محتوای می‌تواند محقق را در تهیه مدلهای عملکردی، کمک کند. بدین قرار، می‌توان با ‏تحلیل آثار گروهی خاص از نویسندگان، خطوط اصلی اندیشه آنها را بیرون آورد، با یکدیگر تلفیق ‏نموده و در نهایت مجموعه‌ای تشکیل داد که مشخص کننده نحله، فلسفه یا مکتبی خاص است.به ‏عنوان مثال: می‌توان از خلال آثار تعدادی از انسان‌شناسان (نظیر مالینوفسکی و ...) کارکرد گرائی را ‏بصورت یک نوع آرمانی تعیین نمود. تحلیل محتوی به عنوان یک روش، می‌تواند بطور معکوس ‏موجبات شناخت اندیشه و سبک یک نویسنده یا شاعر را فراهم سازد و با مدلی که از این طریق ‏بدست می‌آید، دیگر اشعار یا نوشته‌هائی که بدو منتسب شده‌اند، به عنوان اصیل یا کاذب معرفی ‏می‌شوند.‏
مثال: تحقیقی در باب محتوی اندیشه، محورهای بحث و هم سبک ارائه آنان بر روی حافظه انجام ‏می‌شود و متعاقب آن هر شعری که بدو منتسب گردیده، با آن مدل سنجیده شده و صحت یا سقم ‏انتساب مشخص می‌گردد.از طریق تحلیل محتوی، می‌توان نه تنها به توصیف رسید و بعد از آن به ‏تعلیل و علیت دست یافت،بلکه موجبات فهم درونی و همدلی یا ایجاد احساس مشترک را فراهم ‏ساخت. در این جهت، محقق می‌کوشد به اعماق اندیشه مولف راه یابد، در آن کندوکاو کند و در ‏نهایت، در ورای ظواهر به زوایای خاص ذهنی وی برسد.‏
‏ ج- اسناد و مدارک به تنهائی کافی نیستند:‏
‏ روش‌های بهره‌برداری از آنهاست که اهمیت آنها را آشکار می‌سازد. بطور کلی دو دسته تکنیک ‏جهت تحلیل اسناد و مدارک وجود دارد:‏
‏ (1) تکنیک‌های کلاسیک: قرائت روزنامه، کتاب، آگهی، آمار و غیره بشرط آنکه بقصد کسب ‏خبر انجام بگیرد کلاسیک‌ترین تکنیک تحلیل اسناد و مدارک است. همه کس بدون توجه، هر روز ‏این تکنیک را به کار می‌برد مشخصات کلی این تکنیک‌ها که تحلیل به شیوه ذهنی و عقلانی است ‏یک نوع تحلیل شخصی می‌باشد.‏
‏ (2) تحلیل تاریخی اسناد : محقق در این حالت سعی دارد سند و مدرک را نه فقط با توجه به ‏سایر مدارک مشابه بلکه با توجه به شرایط محیطی (زمان و مکان) آن مطالعه نماید.این تکنیک‌ها ‏در مورد علوم مختلف تفاوت می‌کنند ولی در اصل تکنیک تحلیل تاریخی در بسیاری موارد به کار ‏می‌رود. البته پیوسته در این تکنیک‌ها خطر اسناد و مدارک غیرواقعی و تحلیل‌های ذهنی وجود ‏دارد.‏
د- روش‌های تحلیل جامعه‌شناسی:در این روش‌ها خطر غیرواقعی بودن اسناد وجود دارد، ولی ‏تحلیل ذهنی جای خود را به تحلیل عینی می‌دهد. بعبارت دیگر در تجزیه و تحلیل اسنادی، جریان ‏تبدیل و یا انتقال مطالب غیرآماری به مجموعه‌هائی از داده‌هائی است که می‌توان از نظر آماری ‏دستکاری کرد و عملیاتی بر روی آنها انجام داد. تحلیل محتوی معرف چنین جریانی است. بنابراین ‏هرگونه سنجش که بر اساس روش علمی بوده و برای هر متن و یا کتابی جهت هدف‌های علوم ‏اجتماعی به کار رود تحلیل محتوی گویند. تحلیل محتوی درباره انواع فرآورده‌های ارتباط چون ‏خبر، مقاله، خطابه، داستان، شعر، تصویر، فیلم، سرود، ترانه، برنامه تلویزیون و غیره به‌کار می‌رود. ‏فلسفه اساسی این روش ساده است. بررسی‌های متعارف اجتماعی معمولاً در هر پرسشنامه هستند، ‏یعنی آنچه توسط پژوهشگر تحلیل می‌شود، پاسخ‌هائی است که به پرسش‌های پرسشنامه‌ای داده ‏شده است. اما در تحلیل محتوی درست برعکس، و بهمین دلیل این فن را گاهی فن پرسشنامه ‏معکوس(‏Inveyse -Qvestionnire‏) نیز می‌نامند، پرسشنامه نامعلوم است و هدف تلویحاً یافتن ‏این پرسشنامه بر اساس پاسخ‌هائی است که پیشاپیش طی خبرها، مقاله‌ها، داستان‌ها و ... داده شده، ‏یا دقیق‌تر در این روش اسناد گفتاری چنان تحلیل می‌شود که گویی جواب سئوال‌های ‏پرسشنامه‌ای هستند. به همین دلیل این روش هنوز حالت علمی ( یعنی عینیت و نظم) کامل ‏نیافته و درآن‌جا برای ابتکار و تحلیل پرسشگر باز است، با این حال طی چند دهه اخیر تحلیل‌گران ‏محتوی کوشیده‌اند با تمهید ترفندهائی، دخالت عامل انسانی را به حداقل ممکن برسانند و بویژه با ‏به کار گرفتن کامپیوتر، قابلیت اعتماد تحلیل‌ها را به میزان قابل ملاحظه‌ای افزایش دهند. ‏
مسائل اجتماعی دامنه گسترده‌ای دارند و حل آنها به شناخت ریشه‌های ظریف و عمیق و ارتباط ‏ظریفتر و به ظاهر نامرئی آنها با یکدیگر وابسته است. شناخت این ریشه‌های ظریف به نوبه خود ‏مستلزم دانستن و تسلط به روش‌های شناخت آن مسائل خاص می‌باشد. یکی از ابزار بسیار مهم ‏اجتماعی که در واقع می‌بایست مشکل ‌گشای مسائل اجتماعی باشد، اما خود در ایران یکی از ‏مساله‌سازترین منابع گشته،‌وسائل ارتباط جمعی است. جراید، رادیو، بالاخص تلویزیون که مهمترین ‏وسیله اصلاح، وحدت، کنترل درونی و اشاعه ارزش‌های مولد در جامعه‌اند، در ایران نقش خود را به ‏نحو مطلوب ایفا نکرده و نیز بعضی مواقع در جهت معکوس عمل می‌کنند! مساله مهم آن است که ‏تاثیرات جانبی و مخرب وسائل ارتباط جمعی همواره ملموس نیست و سنجش آن نیاز به روشی ‏خاص دارد، که تحلیل محتوا نام گرفته است. این روش، تخصصی اندر تخصصی روش‌های تحقیق ‏در علوم اجتماعی است، که در اینجا بطور فشرده و حتی‌المقدور به زبانی ساده به طرز کار آن اشاره ‏می‌شود؛ به امید آن که دانشجویان عزیز این رشته،‌ آستین همت بالا زده و قدم‌های بعدی و موثر را ‏در جهت استفاده عمیق‌تر و وسیع‌تر از آن بردارند ‏.‏
‏«تحلیل محتوا: بیشتر روش تحقیق در وسایل ارتباط جمعی است»‏
‏1-11-1-2-5- پیدایش و گسترش روش تحلیل محتوا:‏
‏ تجزیه و تحلیل محتواهای متون مختلف به زمانی نسبتاً دور بر می‌گردد. مرتن و شاگردش ‏‏(‏merten/Ruhrmann.‎‏1982) معتقدند که این روش در یونان باستان و بعدها در قرن هفتم ‏میلادی در فلسطین ( برای استخراج تورات) بکار برده شده است. خصوصاً در ایران تجزیه و تحلیل ‏متون- یعنی جزء جزء کردن و یافتن ارتباط بین متون- قرآنی(= تفاسیر) و نظم و نثر فارسی از ‏گذشته‌ای دور رواج داشته‌است.و در این راه شیوه‌ها و ضوابط نسبتاً قابل اعتمادی بکار گرفته ‏می‌شده است. با پیدایش روزنامه، فصل جدیدی در تکامل این روش گشوده شد و تحلیل و ارزیابی ‏متن روزنامه‌ها آغاز گشت. علوم اجتماعی این روش خصوصاً در هنگام جنگ جهانی دوم به گونه‌ای ‏جدید و نسبتاً دقیق بکار برده شد. انگیزه اصلی ابداع این روش، بررسی نحوه تبلیغات آلمان در ‏هنگام جنگ دوم جهانی و میزان تاثیرگذاری آن بر روی جامعه آمریکا بود.(‏scheuch.et al. ‎‏1975). برخی از محافل امریکائی بر سر آنکه تعدادی از روزنامه‌ها، مطالبی به نفع و بر ضد امریکا ‏می‌نویسند، به جدال برخواسته بودند و عده‌ای معتقد بودند که مثلاً روزنامه ‏The true ‎American‏ مطالبش در جهت منافع آلمان است و عده‌ای دیگر این مساله را نفی می‌کردند تا ‏آنکه کار به دادگاه کشیده و در آنجا نیاز به ضوابط عینی، ملموس و قابل سنجش نمایان شد. ‏‏(‏Goode/Hatt.‎‏1952.326) بدین منظور آقای لاسول (‏Lasswel.‎‏1949) در پی ابداع روشی ‏برآمد که دارای چنان ضوابط نسبتاً عینی باشد. او از این طریق نشان داد که در بین ماه‌های مارس ‏تا دسامبر 1943 روزنامه فوق‌الذکر چند بار جملات و اصطلاحاتی بکار برده‌است که بر له یا علیه ‏امریکا بوده است (مقایسه شود جدول ذیل)‏
‏ جدول تحلیل محتوای روزنامه ‏The true American‏ توسط لاسول‏
جملات و اصطلاحات علیه له
امریکا از درون فاسد است ‏301‏ ‏34‏
سیاست خارجی امریکا غیر مسیحی است ‏41‏ ‏0‏
رئیس جمهور امریکا قابل انتقاد است ‏150‏ ‏17‏
‏ ماخذ ‏Good/Hatt,‎‏1952‏
البته چنانکه گفته شد و آقای مرتن نشان داده است، دانشمندان دیگری نظیر ویل ککس (‏Wil ‎cox‏) در سال 1900، استک لوسا (‏Stoklossa‏) در سال 1910 و غیره قبلاً‌ با پیدایش و ‏گسترش روزنامه‌های یومیه به چنین کارهایی دست زده بودند. اما کار آقای لاسول نقطه عطفی در ‏راه کاربرد این روش بود ،که به تدریج در کشورهای دیگر و در زمینه‌های گوناگون (نظیر تحلیل ‏نامه‌ها، فیلم‌ها، خبرها و برنامه‌های رادیو و تلویزیون و غیره ...) مورد استفاده قرار گرفت و تکامل ‏یافت.‏
‏2-11-1-2-5- کاربرد تحلیل محتوا‏ ‏:‏
‏ موضوع‌های مورد مطالعه تحلیل محتوی رسانه‌های گروهی هستند و واحدهای رسانه‌ئی و ‏ارتباطی مثل کتاب‌ها، پاراگراف‌ها، سخنرانی‌ها یا ترانه‌ها را واحدهای تحلیلی گویند. روش‌های ‏تحلیل محتوی را ممکنست برای هر نوع ارتباطی به کار برد، ساخته‌ها و مصنوعات ارتباطی برای ‏مطالعه کتب، انتشار، روزنامه‌ها، آهنگ‌ها، ترانه‌ها، تابلوهای هنری و نقاشی، سخنرانی‌ها، نامه‌ها، ‏حقوق و قوانین و مانند آن. مثلاً: آیا «داستانها و ترانه‌های قبل از انقلاب بیشتر جنبه و محتوی ‏ناسوتی داشت و بعد از انقلاب محتوی لاهوتی دارد؟»به عبارت دیگر:تحلیل محتوا:‏
‏ الف- بیشتر مورد استفاده مردم شناسی می‌باشد
‏ ب- در واقع تحلیل فکری که بیان شده می‌باشد. مثلاً روی شعر شاعری که در دست داریم و ‏یا تحلیل محتوای کتابی در آموزش و پروش ‏
‏ ج- در این روش دنبال گفتار یک شخص، مطالعه کتاب‌ها از زوایای مختلف یا گفتار یک رادیو ‏و یا سخنرانی یک سیاستمدار.......‏
‏ د- تحلیل محتوا یا کیفی است و یا کمی و یا ترکیبی از هر دو‏
سئوال این است که از تحلیل محتوا کجا و در چه مواردی می‌توان استفاده کرد؟
این سئوالی است که تقریباً در تمام این نوشته‌ به صورتی بدان اشارت می‌رود، برای نمونه: زمانی که ‏سخن از اهمیت تحلیل محتواست، خواه ناخواه تعدد زمینه‌ها به عنوان یکی از شاخص‌های اهمیت ‏روش مطرح می‌شود. در دیگر مباحث نیز زمانی که مثال از کاربرد این روش آورده می‌شود. باز ‏زمینه یا زمینه‌های آن دیده می‌شود. در این بند هدف برشماری مهمترین زمینه‌های کاربرد این ‏روش است. در آغاز، باید اذعان نماییم که هرگز شمارش تمامی زمینه‌های کاربرد این روش ‏امکان‌پذیر نیست. با این همه به برخی از این زمینه‌ها اشاره می‌کنیم. ‏
از دیدگاهی، الگوی "لسول" می‌تواند نمونه خوبی برای نشان دادن زمینه‌های این روش باشد: چه ‏کسی یا کی می‌گوید؟ به چه کسی یا کی؟ چگونه بیان می‌دارد؟ چه چیزی را منتقل می‌سازد؟ با ‏چه اثر یا تاثیری؟
بنابراین، محقق می‌تواند در راه آزمون فرضیه‌هایی در زمینه:‏
‏ (1) ویژگیهای متن ( محتوای پیام)(2) پیشینه‌های پیام(3) اثر یا آثار ارتباط،به تحقیق بپردازد. ‏در آغاز از زمینه یا زمینه‌های کاربرد تحلیل محتوا با توجه به نویسنده یا فرستنده پیام سخن به ‏میان می‌آوریم ‏.یکی از مهمترین هدفها، در این زمینه، کاربرد تحلیل محتوا برای شناخت آنانی است ‏که با استفاده از تکنولوژی عظیم وسایل ارتباط جمعی، عاداتی تازه پدید می‌آورند، فرآیند هدایت از ‏راه دور را متحقّق می‌سازند. از دیگر کاربردهای تحلیل محتوا در این زمینه (شناخت صاحبان پیام یا ‏اثر) و تحلیل دقیق پیام است بدان منظور که صاحب اثری مشکوک، بازشناسی شود.زمینه دیگر، ‏شناخت متن و یا پیام و ویژگیهای آن است. این زمینه بیشترین کاربرد تحلیل محتوا را می‌رساند. ‏زمینه دیگر، مطالعه اثرات پیام برگیرنده آن است.از دیدگاههای دیگر می‌توان کاربرد تحلیل محتوا ‏را به زمینه‌های فردی و جمعی تقسیم کرد. به بیان دیگر با کاربرد این روش می‌توان ویژگیهای ‏نویسنده را بازشناخت، همان طور که شرایط کلی فرهنگ را می‌توان در زمان معینی تحلیل کرد و ‏یا عقاید ویژه جمعی کثیر از انسانها را شناسایی نمود.‏
‏3-11-1-2-5- هدف از تحلیل محتوی: پرسشی که از نقطه‌نظر روش تحلیل محتوا مطرح ‏است، این است که « چه کسی» یا «کی» می‌گوید؟ «چه خبری» به « چه کسی یا کی »، « چطور ‏یا چگونه بیان می‌دارد» و « چه اثری یا چه تاثیری» روی مخاطب دارد، تحلیل محتوی کجا و در ‏چه مواردی می توان استفاده کرد؟روش تحلیل محتوی در آغاز تنها در تحلیل ویژگی‌های پیام به ‏کار می‌رفت. در این زمینه دو مساله مطرح بود:یکی دلالت هر رابطه بین دلیل و مدلول است که ‏همان بررسی معنا و مفهوم و جنبه شناختی پیام می‌باشد و دیگر بررسی سبک و ساخت پیام یا ‏جنبه زیباشناختی آن است، یکی از مسائلی که امروزه که در مورد تحلیل محتوا مطرح است، این ‏است که آیا می‌توان با تحلیل پیام، اطلاعاتی نه تنها درباره ویژگی‌های خود پیام، بلکه درباره ‏فرستنده و گیرنده آن نیز بدست آورد؟ به سخن دیگر آیا می‌توان به همه پرسش‌هائی که در ابتداء ‏متذکر شدیم مثل، که می‌گوید؟، چه می‌گوید؟، گفته او چه اثری دارد؟ و چرا می‌گوید؟، پاسخ داد؟ ‏جواب این پرسش‌ها کم و بیش مثبت است، بدین معنی که هر چند بیشتر تحلیل‌ها مربوط به پیام ‏و فرستنده پیام است. گاهی نیز به تحلیل اثرهای پیام روی گیرندگان پرداخته می‌شود، پس تحلیل ‏محتوا یکی از هدف های زیر را دنبال می کند:‏
‏ الف- تحلیل ویژگی‌های پیام به منظور توصیف آن که پاسخ به پرسش‌های« چه، به که، و ‏چگونه» است.‏
‏ ب- تحلیل پیشینه‌های پیام به منظور توصیف فرستنده که پاسخ به پرسش‌های
‏ « که و چرا» است.‏
‏ ج- تحلیل پی‌آمدهای پیام به منظور شناختن اثر آن روی مخاطب که پاسخ به پرسش‌ « با چه ‏اثری» است.‏
به عبارت دیگر هر تحلیل محتوی با هدف یا هدفهائی ویژه صورت می‌پذیرد، بنابراین، به دشواری ‏می‌توان هدفهای همه تحقیقاتی را که با این روش صورت می‌پذیرند، برشمرد. با این حال، برای ‏مثال به ذکر چند هدف اصلی می‌پردازیم.‏
برلسون در اثرش، تحلیل محتوی، چند هدف اصلی را بدین قرار خلاصه می‌کند: ‏
‏« برای شناخت‌ گرایش‌های اساسی در محتوای وسایل ارتباط جمعی و بررسی پویایی، شتاب و ‏مسیر تحرک آنها، در واقع با کاربرد این روش می‌توان دگرگونیها را سنجید»‏
این روش برخلاف سایر روش‌ها، نظیر مشاهده، مصاحبه، مطالعه موردی و ... نیاز به جمع‌آوری ‏اطلاعات ندارد، زیرا تمامی داده‌های لازم با کاربرد این روش در اختیار محقق است. در تحلیل محتوا ‏از پرسشنامه معکوس استفاده می‌شود. با تحلیل محتوا می‌توان خطوط اصلی اندیشه، عمل، ‏سخنرانی، و ... را به دست آورد. حال باید به دنبال همان مقوله، از گستره وسیع زمینه‌ها، اهداف ‏خاص و همچنین اصول و شرایط سخن به میان آورد. هر تحلیل محتوا با هدف یا هدفهای ویژه ‏صورت می‌پذیرد. بنابراین، به دشواری می‌توان هدفهای همه تحقیقاتی را که با این روش صورت ‏می‌پذیرند، برشمرد. با این حال، برای نمونه به ذکر چند هدف اصلی می‌پردازیم.‏
استفاده از این روش در راه تحقّق این هدف بسیار شایع است. یک نمونه از این روش را می‌توان به ‏تحقیق غلامحسین رهبری درباره تبلیغات تجاری در روزنامه‌های ایران، در خلال نه سال (1344-‏‏1353)، گسترش بیشتر مضامین مادی- جسمی اشاره نمود.‏ ‏ این نوع تحقیقات را در اصطلاح طولی ‏می‌خوانند و از طریق آنان، دگرگونیهای پدیده مورد نظر به دست می‌آید.« در تحقیقات طولی نظیر ‏پانل(‏panel‏)، روند پژوهی یک نسل انتخاب می‌شود و دگرگونیهای آن در خلال زمان بازشناسی ‏می‌شود. بعنوان نمونه، روستایی را درنظر می‌گیرند و در مدت 10 سال آن را به طور منظم مطالعه ‏می‌نمایند. پژوهش‌های طولی در تحلیل محتوا، همان طور که می‌بینیم، صورتی ویژه دارند، لیکن در ‏نهایت روند حرکت را به دست می‌دهند.»‏
‏4-11-1-2-5- مراحل تحلیل محتوی:‏
‏ در این نوع پژوهش نیز ابتداء پس از طرح مساله و تعیین فرضیه‌ها، اقداماتی برای به انجام ‏رساندن یک تحلیل محتوی لازم است که عبارتند از:‏
‏ الف- تعیین موضوع تحقیق و محدود ساختن آن ( تحدید موضوع و تعیین هدفها)(برای مثال باید ‏گفت هدف من تحلیل محتوای کتاب‌های جامعه‌شناسی دبیرستانها در رشته ادبیات در سال 1386 ‏است.)‏
‏ ب- تعیین اهداف و فرضیه‌های تحقیق
‏ ج- تعیین جامعه‌آماری و احتمالاً جامعه‌ نمونه ( در تحلیل محتوا در بسیاری از موارد، جامعه ‏آماری و جامعه نمونه یکی است.) ‏
‏ سخنرانیهای اندیشمندی تحلیل شود، معمولاً تمام آنها تحلیل می‌گردد،‌ اما در برخی از موارد ‏لزوماً باید به کار نمونه‌گیری پرداخت.مثال: زمانی که تحقیق در باب تحلیل محتوای روزنامه ‏همشهری بین سالهای 86-1376 است از نظر آگهی‌های تبلیغاتی، با توجه به وسعت زمان ‏‏(10سال) و تعداد روزنامه‌ها، می‌توان از روزنامه‌ها نمونه‌گیری کرد.‏
‏ د-تعریف و تعیین مجموعه اسنادی که قرار است موضوع تحلیل محتوا قرار گیرد.‏
‏ ه- در صورت لزوم تعریف شاخص ها و قواعدی که به کمک آنها داده های محتوا در رده ها ‏جای داده می شوند.‏
‏ و- تعریف واحد های محتوا که شامل واحدهای ثبت ،مفهوم و شمارش هستند.‏
‏ ز- در صورت لزوم نمونه گیری از مجموعه اسناد (یا جامعه آماری)‏
‏ ح- رده بندی عینی جای دادن داده های محتوا در هر یک از رده ها ‏
‏ ط-رسیدگی به قابلیت اعتماد و اعتبار پژوهش ‏
‏ ی- تجزیه و تحلیل و تفسیر و تهیه گزارش ‏
‏5-11-1-2-5- ماهیت روش تحلیل محتوی:‏
‏ استفاده از روش تحلیل محتوا در علوم اجتماعی بر این پایه بنا شده است که انسانها به منظور ‏روابط اجتماعی، با یکدیگر تبادل نظر و افکار دارند و این تبادل و ارتباط عموماً از طریق زبان ‏‏(سخن‌گفتن و نوشتن) انجام می‌گیرد.‏
ارتباط
‏ ‏

وسیله= زبان
‏«نظریه گفتگوی تمدنها از طرف رئیس جمهوری وقت ایران آقای سید محمد خاتمی»‏
در این ارتباط انسانها خبرهائی به یکدیگر می‌دهند و از هم سئوالاتی می‌کنند، نظرات یکدیگر را ‏می‌پرسند و نظرات خود را بیان می‌کنند. گاه به هم اعتراض و گاه یکدیگر را تایید می‌کنند.بنابراین ‏در کنار دادن و گرفتن جز عموماً تمایلات و گرایش‌های خود را نیز ابراز می‌دارند و پدیده‌های مورد ‏بحث را به صورت منفی یا مثبت ارزیابی می‌کنند.(همان کاری که در اتاق فکر بین اعضاء آن رد و ‏بدل می شود.)‏
‏ اما می‌دانیم که این نظرات و گرایش‌های انسان‌ها نسبت به شرایط زمانی و مکانی متفاوتند. مثلاً ‏کسانی که در ایران متولد شده‌اند دارای یک نوع گرایش‌ها و تمایلات مذهبی خاصی هستند، اما اگر ‏همین افراد در کشور دیگری مانند انگلستان متولد شده‌بودند: به احتمال بسیار زیاد مذهب و ‏گرایش‌های مذهبی، سیاسی، اجتماعی دیگری می‌داشتند.بنابراین نظرات و گرایش‌های انسان ‏همواره منبعث و متاثر از وضعیت خاص اجتماعی- فرهنگی ایشان است.لذا در صحبت‌های انسانها ‏همواره دو نوع خصوصیت نهفته است:‏


بنابراین قاعدتاً باید به توان از صحبت‌های انسانها،‌ خصوصیت‌های فردی و اجتماعی آنها را استنتاج ‏نمود. اما چگونه؟ بسیاری از افراد مدعی هستند که از گفته‌های فلان شخص، خصوصیات فردی و ‏اجتماعی او را بدست آورده‌اند. مثلاً‌ فلان دانشجو معتقد است که از صحبت‌های فلان استاد به ‏گرایش‌های سیاسی او پی برده است که مثلاً او «چپی» و یا مخالف نظام سیاسی حاکم است. ‏سئوالی که مطرح است آن است که آیا می‌توان به این استنتاج اعتماد نمود یا نه؟ این دانشجو چه ‏ضوابطی را می‌تواند ارائه دهد که بر اساس آنها، دیگران نیز ( یعنی بطور بین ذهنی ‏) به توانند نظر ‏او را بپذیرند. ضوابطی که در این گونه موارد ارائه می‌شوند، قابل اعتماد نیستند و بسیاری اتفاق ‏می‌افتد که افراد دیگر حاضر در همان جلسه از صحبت‌های همان استاد، برداشت‌ها و استنباط‌های ‏دیگری می‌کنند و مثلاً عده دیگری تصور می‌کنند که گرایش سیاسی او موافق با نظام حاکم است. ‏انسان‌ها، پدیده‌های اجتماعی اطراف خود را که در واقع یکسان هستند، به گونه‌های متفاوت ادراک ‏و تعبیر می‌کنند و به عنوان مثال به آزمایش لیپر اشاره می‌کنیم، که در آن یک تصویر از سوی ‏عده‌ای به عنوان یک زن جوان و از سوی عدة دیگری به صورت یک زن پیر ادراک و تعبیر ‏می‌شود.برداشت‌ها و استنباط‌ها از محتواهای زبانی یعنی از گفته‌ها و نوشته‌ها نیز از این قاعده ‏مستثنی نیستند. بدین معنی که خصوصیات فردی و اجتماعی شخص شنونده یا خواننده یا به ‏عبارت تخصصی‌تر خصوصیت‌های دریافت‌کننده یا گیرندة پیام ‏ بر روی ادراک او از آن گفته یا ‏نوشته یا هر نوع پیام یا محتواهای تبادل نظرات ( مانند علائم....) تاثیر می‌گذارد. لذا نمی‌توان به ‏سادگی بطور بین ذهنی به استنباط‌ها و تحلیل‌های افراد از صحبت‌ها، نوشته‌ها و دیگر محتواها ‏اعتماد نمود. پس باید به دنبال ضوابط و روشی گشت که از طریق آن به توان بطور قابل اعتماد ‏محتواهای زبانی را تحلیل کرد.‏
‏ از همین جا نیز می‌توان تعریف روش تحلیل محتوا را بدست آورد. منظور از این روش آن است ‏که به توان بر اساس آن خصوصیات زبانی یک متن گفته یا نوشته شده را بطور واقع‌بینانه یا عینی و ‏بطور سیستماتیک شناخت و از آنها نیز استنتاج‌هائی درباره مسائل غیرزبانی یعنی درباره خصوصیات ‏فردی و اجتماعی گوینده یا نویسنده .... نمود.‏ ‏ منظور از متن یا محتوا، کلیه ساخت‌ها از علائم ‏گوناگون ( زبانی، موسیقی، تصویری، حتی جسمی مانند مجسمه‌ها) است که از طریق آن ارتباط ‏برقرار می‌شود.‏ ‏(‏silber mann/ kuger. ‎‏1973.50). اهمیت روش تحلیل محتوا بالاخص در ‏آن است که این تحلیل می‌تواند بی‌رابطه با زمان و مکان در محتواها و منابعی که در زمانهای ‏گذشته و یا در فرهنگ‌های دیگر تولید شده‌اند، بکار گرفته شود و از آن طریق اطلاعات پر ارزشی ‏حتی درباره جوامع و فرهنگ‌های دیگر که مطالعه مستقیم آنها دیگر مسیر نیست بدست آورد.‏
‏6-11-1-2-5- تحلیل‌های کیفی: ‏
‏ تحلیل محتوا در ابتدای مراحل تکوینش بیشتر به بررسی کیفی محتواها می‌پرداخت، هر چند که ‏هنوز هم تحلیل‌های کیفی در مواردی معمول و مفید است. در اینگونه بررسی‌های کیفی، هدف آن ‏است که تاثیر متن‌های مورد نظر بر روی گیرنده پیام (خواننده، شنونده، بیننده) سنجیده شود و ‏این از آن طریق انجام می‌گیرد که محقق بار ارزشی مفاهیم و عبارت‌های بکاربرده شده را بررسی ‏می‌کند. مثال قبل از آقای لاسول نمونه‌ای از اینگونه تحلیل‌ها بود. نمونه دیگر آن کار آقای وایت ‏است، که طی شعارهای ارزشی در سخنرانی‌های هیتلر و روزولت قبل از جنگ جهانی دوم را بررسی ‏و با هم مقایسه کرده بود.‏

جدول درصد توزیع شعارهای ارزشی در سخنرانی‌های قبل ازجنگ جهانی دوم توسط هیتلر و روزولت
هیتلر و روزولت هیتلر روزولت
ارزش‌های قدرت‌طلبانه ‏8/34%‏ ‏2/15%‏
ارزش‌های اخلاقی ‏38%‏ ‏3/28%‏
ارزش‌های اقتصادی ‏8/10%‏ ‏7/27%‏
سایر ارزش‌ها ‏4/16%‏ ‏8/28%‏
جمع ‏0/100%‏ ‏0/100%‏
‏ ماخذ ‏selltiz,el.‎‏1959.334 ‏
مثال دیگری در این زمینه که مرحله‌ای پیشرفته‌تر از تحلیل محتوا را نشان می‌دهد، تحقیقات آقای ‏شوی (‏shuey‏) می‌باشد. او می‌خواست بررسی کند که آیا مجلات مختلف و مهم آمریکایی در ‏عکس‌هائی که از سفیدپوستان و سیاه‌پوستان چاپ می‌کنند، تبعیضات از نظر پایگاه اجتماعی آنها ‏قایل هستند یا نه؟
‏ الف- بدین منظور او 292 جلد از مجلات فوق از سالهای 1949و 1950 را تحلیل نمود(=نمونه)‏
‏ ب- سپس در هر مجله،‌ هر تصویر و هر عکسی که بر روی آن یک یا چند سیاهپوست دیده ‏می‌شدند ثبت و توصیف شد.‏
‏ ج- همچنین در مقابل تحلیل هر عکس از سیاهپوستان، یک عکس به همان اندازه از ‏سفیدپوستان تحلیل می‌شد. ‏
‏ د- برای مقایسه، بین عکس‌های تبلیغاتی و عکس‌های مربوط به نوشته‌های نویسندگان مجله ‏فرق نهاده شد.‏
‏ هـ- در هر عکس فقط شخصیت اصلی ثبت و توصیف می‌شد. ‏
‏ و- اکثریت نزدیک به اتفاق افراد روی تصویر در سه طبقه یا گروه شغلی زیر طبقه‌بندی شدند:‏
‏ (1) کارگر و کارمند متخصص (بیش ازماهر)‏
‏ (2) کارگر و کارمند ماهر
‏ (3) کارگر ساده
در 292 جلد مجله، 213 عکس تبلیغاتی از سیاهپوستان دیده می‌شد، فقط 5 درصد از آنها را ‏می‌شد در گروه شغلی اول طبقه‌بندی کرد. در صورتی که در 213 عکس مقایسه شده از ‏سفیدپوستان، 46‏ ‏ درصد ازآنها در گروه شغلی اول جای می‌گرفتند. سفیدپوستان عموماً بدون یک ‏اشتغال خاص در لباس‌های شیک، در حال خوردن غذا و نوشیدن، در ماشین‌های مجلل و غیره ‏نشان داده شده بودند. همچنین 46 درصد دیگر از سفیدپوستان در گروه دوم شغلی طبقه‌بندی ‏شدند، حال آنکه هیچیک از سیاهپوستان را ( بر اساس تصویرشان) نمی‌شد در طبقه دوم شغلی ‏‏(کارگر و کارمند ماهر) جای داد. در اکثر موارد سیاهپوستان در نقش‌های دون‌پایه نظیر نوکر، ‏کلفت، حمال، آشپز، گارسون، راننده، محافظ و… نشان داده شده بودند. حال در صورتی که توزیع ‏مشاغل بر روی عکس‌ها با توزیع مشاغلی واقعی در جامعه مقایسه شود نتیجه جدول ذیل بدست ‏می‌آید: ‏
‏ جدول توزیع مشاغل (اعداد= درصد) ‏
گروه‌های ‏شغلی سیاهپوستان سفیدپوستان
کارگر و ‏کارمند ‏متخصص عکس‌ها چه چیزی را ‏می رساند؟ واقعیت ‏چیست؟ عکس‌ها چه چیزی ‏را می رساند؟ واقعیت ‏چیست؟
‏5‏ ‏4‏ ‏46‏ ‏15‏
کارگر و ‏کارمندساده ‏_‏ ‏5‏ ‏40‏ ‏31‏
کارگر ساده ‏95‏ ‏91‏ ‏14‏ ‏54‏
جمع ‏100‏ ‏100‏ ‏100‏ ‏100‏
‏ ماخذ ‏maletzke.‎‏1972.237 ‏
چنانکه ملاحظه می‌شود مجلات مورد بررسی برای نشان دادن خصوصیات اجتماعی و فردی ایده‌آل، ‏عموماً سفیدپوستان را در مدنظر قرار می‌دادند. این مساله غیر از عکس‌های تبلیغاتی همچنین در ‏مورد عکس‌های مربوط به نوشته‌های نویسندگان مجله، با کمی تفاوت، نیز صادق بود. ‏مثلاً‌سفیدپوستان که بطور واقعی فقط 15درصد از مشاغل بالا (گروه شغلی اول) را دارا بودند، 81 ‏درصد از تصاویر مربوط به نوشته‌های نویسندگان در مشاغل بالا نشان داده شده بودند، ( نقل از، ‏maletzke.‎‏1972.236‏‎ ‎‏ ).‏

‏1-6-11-1-2-5- شرایط کلی تحلیل محتوای کیفی: ‏
‏ بمنظور یک تحلیل کیفی علمی، قابل اعتماد و معتبر از محتواها شرایط ذیل لازمند:‏
‏ الف- تعیین چارچوب تئوریکی:همانند دیگر تکنیک‌های تحقیق، در اینجا نیز می‌بایست در ‏ابتدا محقق یک چارچوب تئوریکی داشته باشد، که بر اساس آن فرضیه‌ها و متغیرهای خود را ‏مشخص سازد و سپس در پی یافتن روشی برآید که برای سنجش آن متغیرها مناسب باشند. در ‏اوائل به روش تحلیل محتوا این انتقاد وارد بود که محققین عموماً تحلیل‌های خود را بدون ارتباط با ‏تئوریها انجام می‌دادند. اما بعدها تحقیقات دیگر به تدریج بر پایه تئوریهای متناسب با مساله بنا ‏شدند. البته در کارهای جزئی نظیر شمردن یک لغت یا تعداد شعارها مثلاً در خطبه‌های نماز نیاز به ‏تئوری، کمتر محسوس است. اما مثلاً اگر بخواهیم از سخنرانیهای یک رهبر، خط سیاسی و فکری او ‏را استنتاج کنیم در آن صورت برای آن استنتاج، تئوریهای مناسب لازمند، که بر پایه آنها فرضیه‌ها ‏و متغیرهای مورد بررسی بنا شده باشند. ‏
‏ ب- نمونه‌گیری: به اقتضای مساله مورد بررسی، محقق باید متن‌هائی را گردآوری کند که در آنها ‏به‌توان مساله مورد بررسی را به نحو قابل تعمیم تحلیل نمود. در مثال جدول تحلیل محتوای ‏روزنامه‌ها دیدیم که آقای لاسول روزنامه‌هائی را که در بین ماه‌های مارس تا دسامبر 1943 انتشار ‏یافته‌بودند،‌ برگزیده بود. همچنین می‌توان این دوره نه ماه را گسترش داد، مثلاً‌ روزنامه کیهان را از ‏سال 1356 تا سال 1357 زمان وقوع انقلاب مورد مطالعه قرار داد و یا از هر ماه فقط 6 نسخه هفته ‏اول هر ماه یا فقط صفحات اول، دوم، و سوم، را ..... بررسی نمود.انتخاب این نمونه‌ها همواره به ‏اقتضای مساله مورد بررسی خواهد بود.بمنظور نمونه‌گیری، می‌توان از شیوه‌هائی نمونه‌گیری در ‏همین کتاب یا سایر کتاب‌های روش تحقیق استفاده نمود.‏
ج- واحد محتوا: پس از نمونه‌گیری، نوبت به تعیین واحدهای سنجش می‌رسد. این واحدها ‏می‌توانند لغات، جملات، سرمقاله‌ها و ... باشند که ما می‌خواهیم بار ارزشی آنها را بسنجیم و یا بر ‏اساس محتوایشان، آنها را طبقه‌بندی کنیم. در اینجا ما عموماً‌ با دو شکل روبرو هستیم:‏
‏ (1) یک بار ارزشی ممکن است در یک جمله طولانی آورده شود مانند ( این نخست‌وزیر توان ‏اداره مملکت را ندارد) و یا آنکه در یک لغت توهین‌آمیز : «نوکر بی‌اختیار».‏
‏ (2) بار ارزشی یک لغت تنها از خود آن لغت بدست نمی‌آید بلکه عموماً به محتوای کل جمله ‏بستگی دارد. بنابراین استنتاج از تک تک لغات درباره گرایش یک شخص بدون اشکال نیست. لذا ‏باید در اینگونه موارد، واحد محتوا (= واحد سنجش) بزرگتر از حد یک لغت باشد. (مقایسه شود ‏‏(‏mayntz.et al.,‎‏1972))‏
د- تهیه طبقه‌های تحلیل: واحدهای محتوا (لغات، جملات، ....) می‌بایست نظیر پاسخ‌های ‏پاسخگویان در روش مصاحبه و یا واحدهای مشاهده در روش مشاهده طبقه‌بندی شوند. بدین ‏منظور، همانند روش مشاهده به طبقاتی نیازمندیم که واحدهای بررسی شده در یک متن را در آن ‏طبقات یا رده‌ها دسته‌بندی کنیم. این طبقه‌بندی خصوصاً وقتی مورد نیاز است که ما تحلیل خود را ‏بر اساس یک تئوری بنا کرده باشیم و بخواهیم متغیرها و فرضیه‌های خود را بررسی نمائیم.طبقات ‏محتواها باید دارای همان شرایطی باشند که در روش مصاحبه و مشاهده نیز در نظر گرفته ‏می‌شوند، یعنی باید:‏
‏(1)‏ به فرضیه‌ مورد بررسی، مربوط باشند.‏
‏(2)‏ صریح باشند، بطوریکه در یک طبقه‌بندی مجدد، محقق محتواها را دوباره متعلق به همان ‏طبقه تشخیص دهد. بدین منظور بهتر است که هر یک از طبقه‌ها با یک یا چند مثال ‏مشخص‌تر شوند.‏
‏(3)‏ هر طبقه فقط یک بعد معنی‌ را در نظر بگیرد.‏
‏(4)‏ از یکدیگر کاملاً متمایز باشند. یعنی هر واحد سنجش باید مشخصاً فقط در یک طبقه جای ‏گیرد و هنگام طبقه‌بندی نباید کدگزار، دچار این تردید شود که فلان محتوا و واحد ‏سنجش باید در طبقه اول جای گیرد یا در طبقه دوم.‏
‏(5)‏ کامل باشند. یعنی هر محتوا یا واحد سنجش باید بالاخره در یکی از طبقات جای گیرد و ‏در پایان تعدادی از لغات و واحدهای دیگر سنجش باقی نمانند که نتوان آّنها رادر هیچ طبقه ای جای ‏داد(مقایسه شود:دکتررفیع پور ص 396-1360 )پس از تهیه طبقات محقق یا کدگزار(یعنی شخصی ‏که ارزیابی و طبقه‌بندی محتواها را بعهده دارد) محتواها را مطالعه و لغات ( و یا واحدهای دیگر ‏سنجش نظیر جملات، صفحات ...) را بر اساس فضای مفهوم و معنی آنها طبقه‌بندی می‌کنند. مثلاً: ‏کسب کردن، بدست آوردن، به هدف رسیدن... همگی دارای یک مفهوم هستند و همگی در یک طبقه ‏جای می‌گیرند. این طبقه‌بندی دقیقاً مانند همان روش طبقه‌بندی سئوالات باز در تکینیک مصاحبه ‏است.‏
‏2-6-11-1-2-5- طرز کار ( مثال: کاربرد تحلیل محتوای کیفی در تست، ‏TAT‏) ‏
‏ یکی از مواردی که در آن روش تحلیل محتوای کیفی بکار گرفته می‌شود در آزمون یا تست ‏تصویر یا ‏TAT‏ (‏Thematic apperception TesT‏) است، که طی آن تصاویری به پاسخگویان ‏داده و از آنها خواسته می‌شود برداشت‌های خود را از آن تصاویر بنویسند. سپس فرض بر آن است ‏که از تحلیل این نوشته‌ها به توان به خصوصیات شخصیتی پاسخگو پی برد. این تست در آغاز توسط ‏موری (‏Murray,‎‏1943) ابداع شد و بعدها بالاخص توسط هک‌هاوزن (‏Heckhausen‏) برای سنجش ‏‏« انگیزه‌ کارائی) (‏need for achievement‏) بکار گرفته شد. منظور از انگیزه‌ کارائی آن است که ‏انسان‌ها تا چه حد در خود احساس تمایل به داشتن کارائی بیشتر دارند. هک‌هاوزن معتقد است که ‏با این تست پاسخگویان که از هدف اصلی تحقیق آگاه نیستند،‌ آزادانه و بدون تحریف، تغییر و ‏تشویش نظرات واقعی خود را درباره آن تصویر بیان می‌کنند. زیرا تصور نمی‌کنند که اظهارنظر ‏درباره آن تصاویر از اشخاص دیگر،‌ ربطی به خود آنها داشته باشد(‏Heckhausen,‎‏1965.6.2). ‏هک‌‌هاوزن بمنظور سنجش« انگیزه کارائی)، شش تصویر تهیه کرد که بر روی آن یک یا دو شخص ‏نشان داده شده‌اند که انگار در یک محیط کار هستند.‏
‏ الف- سپس از پاسخگویان خواسته می‌شود، تا در مورد هر تصویر یک داستان پر آب و تاب ‏بنویسد.‏
‏ ب- هر یک از تصاویر فقط 20 ثانیه نشان داده می‌شود.‏
‏ ج- هر پاسخگو، پس از این 20 ثانیه تماشاکردن، 5 دقیقه فرصت دارد که داستان خود را ‏بنویسد.‏
‏ د- برای این کار هر پاسخگو می‌بایست به 4 سئوال با ایده‌های جالب جواب بدهد.‏
این 4 سئوال عبارتند از : بنظر شما:‏
‏ (1)در اینجا چه می‌گذرد (چه اتفاقی افتاده است). این افراد چه کسانی هستند؟
‏ (2)چطور شد که این اتفاق افتاده است. قبلاً چه رویداده است؟‏
‏ (3)این افراد در تصویر به چه می‌اندیشند. چه می‌خواهند؟
‏ (4)این وضعیت چطور ادامه پیدا خواهد کرد. چطور پایان خواهد گرفت؟
گفتیم که هک‌هاوزن 6 تصویر به پاسخگویان نشان می‌داد و پاسخگویان می‌بایست برای هر تصویر ‏یک داستان تعریف کنند و در آن داستان به 4 سئوال پاسخ بدهند.‏
‏ هـ- حالا می‌بایست هرشش داستان با روش تحلیل محتوا در این مورد بررسی شوند که چند بار ‏در آنها موضوعات: «امید به موفقیت» و « ترس از عدم موفقیت» به چشم می‌خورند.‏
‏ و- بدین منظور طبقاتی برای تحلیل محتوائی به شرح فوق در نظر گرفته شد.‏
جدول طبقات تحلیل محتواها در تستTAT‏ انگیزه کارائی‏
طبقات برای :‏
‏ امید به موفقیت ترس از عدم موفقیت‏
ن= نیاز به موفقیت ن ع= نیاز به اجتناب از عدم موفقیت
ف= فعالیت برای دستیابی به هدف ف ع= فعالیت برای اجتناب از عدم موفقیت
ا= انتظار موفقیت اع= انتظار عدم موفقیت
ت: تشویق ت ب: توبیخ
ح+: احساس مثبت ح- : احساس منفی
م م: موضوع موفقیت م ع= موضوع عدم موفقیت
‏« در اینجا دو مقوله یا متغیر برای سنجش انگیزه کارایی افراد مد نظر قرار گرفته است: « امید به ‏موفقیت» و « ترس از عدم موفقیت». عده‌ای در زندگی امید به موفقیت دارند و عده‌ای هم ترس از ‏عدم موفقیت، اما فردی انگیزه کارائی دارد که هر دو را با هم داشته باشد. بدین ترتیب داستانها یا ‏انشاءهای افراد بررسی می‌شوند تا نوشته‌هائی که در این مقولات 12 گانه می‌گنجد را پیدا کنیم و ‏به هر جمله نمره‌ای تعلق می‌گیرد و در آخر مجموع نمرات فرد، انگیزه کارائی فرد مورد نظر را ‏می‌سنجد»‏
‏ ز- محتوای هر داستان ممکن است در چند طبقه، طبقه‌بندی شود. اما هر داستان در هر طبقه ‏فقط یک نمره می‌گیرد.‏
‏ ح- مجموع کلیه نمرات، بیانگر انگیزه کارائی خواهد بود.‏
‏ ط- به عنوان مثال توضیحی درباره تصویر ‏A‏ داده می‌شود. این تصویر مرد جوانی را پشت میز کار ‏نشان می‌دهد، که در مقابلش یک کلاسور قرار دارد. او به نگاه کننده تصویر لبخند دوستانه و باز ‏می‌زند.‏
حالا در اینجا داستانهائی را که دو پاسخگو در این باره تعریف کرده‌اند می‌آوریم:‏
داستان اول (پاسخ به سئوالات چهارگانه):‏
‏(1)‏ شخصی دارد می‌خندد. بنظر من او یک دانشجو است که درس می‌خواند و یا تکالیفش را ‏انجام می‌دهد. اما در این لحظه بر روی کارش متمرکز نیست. او از کارش لذت می‌برد.‏
‏(2)‏ این الان در زمان بعد از کلاس درس است.‏
‏(3)‏ این شخص در این لحظه به کارش فکر نمی‌کند.‏
‏(4)‏ اما او به کارش ادامه خواهد داد.‏
طرز طبقه‌بندی: امید به موفقیت:‏
محتوای پاسخ‌ اول( یک دانشجو که درس می‌خواند و تکالیفش را انجام می‌دهد) و محتوای پاسخ ‏چهارم ( او به کارش ادامه خواهد داد) هر دو بیانگر « فعالیت برای دستیابی به هدف» یعنی طبقه ‏‏(ف) هستند. همچنین قسمت آخر محتوای پاسخ سئوال اول ( او از کارش لذت می‌برد) در طبقه ‏‏«ح +» ( احساس مثبت) جای می‌گیرد. لذا این پاسخگو از بخش امید به موفقیت 2 نمره کسب ‏می‌کند. ( زیرا چنانکه گفتیم از طبقه «ف» فقط یک بار نمره می‌گیرد....) ‏
طرز طبقه‌بندی: ترس از عدم موفقیت:‏
محتوای قسمت وسط پاسخ اول و همچنین محتوای پاسخ سوم هر دو در واقع یکی هستند( او در ‏این لحظه بر روی کارش متمرکز نیست) این محتوا به سنجش ترس از عدم موفقیت مربوط می‌شود ‏و در طبقه « ف ع» ( فعالیت برای اجتناب از عدم موفقیت) جای می‌گیرد و لذا همان پاسخگو از ‏بخش ترس از عدم موفقیت نیز یک نمره می‌آورد. بنابراین جمع نمرات این پاسخگو از تصویر ‏A‏ سه ‏خواهد شد. حالا به عنوان مقایسه داستان پاسخگوی دیگری را در رابطه با همین تصویر ‏A‏ ‏می‌آوریم.‏
داستان دوم ( پاسخ به سئوالات چهارگانه):‏
‏(1)‏ این یک کارمند دولت است در زمان تعطیلات تابستان که مراجعات کمی دارد: او ژست ‏عکس گرفتن را بخود گرفته است و می‌خواهد این عکس را بعداً به خانواده‌اش نشان دهد و ‏زنش بگوید که ببینید وضع پدرتان چقدر خوب است. بچه‌ها شما هم سعی کنید که مثل او ‏شوید. ‏
‏(2)‏ زنش می‌خواست وضع کار شوهرش را برای بچه تعریف کند.‏
‏(3)‏ وضع من خوبست، بچه‌ها هم باید بدانند که وضع من خوب است. نه فقط چرت زدن در ‏محل کار بلکه همچنین استراحت و خندیدن در محل کار برای سلامتی مفید است.‏
‏(4)‏ رئیس او مزاحمش خواهد شد و بچه‌هایش خواهند گفت که وضعش خوب است
با نگاهی به پاسخ‌های این پاسخگو و طبقات محتواها متوجه می‌شویم که محتواهای این داستان در ‏هیچ یک از طبقات 12 گانه جدول قبل بگنجد وجود ندارد در نتیجه پاسخگو دوم هیچ نمره‌ای ‏نمی‌گیرد، بعبارت دیگر این پاسخگو انگیزه کارائی ندارد، اما ممکن است گرایش‌هائی دیگر داشته ‏باشد که در اینجا مورد بررسی نبوده است، مثلاً میل به خودنمایی.حالا خوانندة این سطور ممکن ‏است از خود بپرسد که این پاسخگو این همه مطلب گفته است و در واقع مطالب او بیانگر انگیزه کم ‏به کارائی است. در جواب باید گفت که این فکر علی‌الاصول درست است و وقتی که پاسخگوی دوم ‏با پاسخگوی اول مقایسه شود می‌بینیم که نمره او صفر و اما نمره پاسخگوی اول، 3 است. لذا در ‏این مقایسه است که انگیزه کم کارائی در پاسخگوی دوم نشان داده خواهد شد. اما ممکن است که ‏خواننده، ما باز هم بیش از این توقع داشته باشد و بگوید که از این داستان می‌توان اینطور استنباط ‏کرد که این شخص می‌خواهد خودنمائی کند، در جواب باید گفت که در شرایط فرهنگی ما ( بر ‏اساس ارزش‌های ما) این استنباط قابل قبول به نظر می‌رسد. اما باید توجه داشت که در این تحقیق ‏موضوع مورد سنجش نیاز به « خودنمائی» و مقوله‌هائی مشابه آن نیست بلکه هدف ‏صرفاٌ سنجش میزان انگیزه کارائی است. البته برای سنجش نیاز به خودنمائی و غیره نیز می‌توان از ‏روشTAT‏ با تصاویر متناسب استفاده نمود.در مثال بالا روش کیفی تحلیل محتوا و یک نوع کاربرد ‏آن نشان داده شد بطوری که در همین مثال نیز بچشم می‌خورد، ممکن است:‏
اولاً دو محقق از دو فرهنگ مختلف ( به علت تفاوت‌های فرهنگی) برداشت‌ها و ارزیابی‌های متفاوتی ‏از یک محتوا داشته باشند و یکی آن محتوا را دال برخودنمائی بکند و دیگری چنین برداشتی ‏نداشته باشد.‏
ثانیاً ممکن است محقق دیگری از همان فرهنگ « چرت زدن در محل کار» را به عنوان یک معرف ‏از عدم انگیزه کارائی بداند و یا آنکه محتوای « او بر روی کارش متمرکز نیست» را به عنوان فعالیت ‏برای اجتناب از عدم موفقیت تلقی نکند. لذا خصوصیات محقق، تحلیل‌گر یا کدگذار، می‌تواند بر ‏روی نحوه طبقه‌بندی و نهایتاً تحلیل اثر بگذارد. بمنظور کاهش این تاثیر، دانشمندان در پی ابداع ‏روش‌های کمی برآمدند، که ذیلاً بعد از بیان نقطه ضعف این روش به آنها اشاره می‌شود.‏
‏3-6-11-1-2-5- نقطه ضعف روش تحلیل کیفی. در این روش احتمال دارد تحلیل‌گر یا ‏کدگذاران برداشت‌های متفاوتی از تکه‌های داستان بکنند و امتیازات متفاوتی یک فرد بدست آورد. ‏به عبارت دیگر چون تحلیل‌گران زمینه‌های فکری متفاوتی دارند،‌ در ارزیابی یک داستان توافق نظر ‏کامل ندارند و ممکن است هر کدام یک امتیازی به یک نفر بدهند، به همین دلیل از این روش تنها ‏مواقعی استفاده می‌شود که روش دیگری برای تحلیل محتوا وجود نداشته باشد و یا امکان استفاده ‏از سایر روش‌ها نباشد.‏
تعریف تحلیل محتوا:‏
تحلیل محتوا (‏content analysis‏)، تکنیکی پژوهشی است برای استنباط ( ‏inferences‏) تکرارپذیر ‏‏(‏replicable‏) و معتبر (‏valid‏) از داده‌ها در مورد متن (‏context‏) آنها.‏

‏-‏ تحلیل محتوا به مثابه تکنیکی پژوهشی شامل شیوه‌های تخصصی در پردازش داده‌های علمی ‏است
‏-‏ هدف تحلیل محتوا مانند همه تکنیکهای پژوهشی فراهم آوردن شناخت، بینشی نو، تصویر ‏واقعیت و راهنمای عملی است.‏

تحلیل محتوا، را می‌توان روشی در کند و کاو معمای نمادین (‏symbolic meaning‏) پیام‌ها توصیف ‏کرد. پیامها و داده‌ها خلاصه در جایی که ماهیتاً نمادین هستند، معنای واحدی ندارند و ممکن است حتی ‏برای یک مخاطب در برگیرنده چند محتوا باشند.‏
‏ ‏
هنگامی که تاریخ‌دانها در پی استنباط رویدادها از روی اسناد بر می‌آیند در واقع طبق تعریف ما به ‏تحلیل محتوا می‌پردازند.‏
تحلیل اسناد شخصی که روان‌شناسان انجام می‌دهند به طور قطع در حیطه تعریف تحلیل محتوا قرار ‏می‌گیرد، مانند شناخت نگرشها و شخصیت یا بیماریهای نویسنده، بنابراین در روانشناسی، تحلیل محتوا ‏به عمل معتبری تبدیل شده است.‏
‏7-11-1-2-5- تحلیل‌های کمی:مهمترین روش‌های کمی

 

مروت آزادبخت   Azadbakht.com

  نظرات ()
مطالب اخیر نظریه «اِسناد» الگویى براى تبیین علل رفتارهاى میان فردى نحوه ی نگارش یک مقاله علمی - پژوهشی انواع مقالات فرضیه و سوال راه حل های ریشه کنی بیسوادی در کشور کسی که سخننانش ....... طرح بحث وگفتگوی دعا در حلقه صالحین چگونه مهارت های لازم برای صحبت در جمع را کسب کنیم؟ تکنیک های سخنرانی در جمع 13کار سختی که باید برای موفقیت انجام دهید
کلمات کلیدی وبلاگ 19 کارسخت برای موفقیت (۱) آداب سخنرانی (۱) آرمانشهر اسکینر (۱) آلومتری (۱) آموزش برتر (۱) آموزش زبان انگلیسی سوم راهنمایی (۱) آموزش مجازی یا الکترونیکی (۱) اراده برتغییرخویش (۱) ارجاع نویسی apa (۱) ازتفکرفازی تاتفکرباینری (۱) اسناد (۱) اصول حاکم برزبان آموزی (۱) اضطراب مطالعه (۱) الگوی اسناد (۱) انتخاب محتوا و سازمان دهی آن در فرایند برنامه ریزی (۱) انتخاب و سازماندهی محتوا (۱) انواع روشهای تحلیل محتوا کتاب های درسی (۱) انواع مقالات (۱) اهداف آموزش و پرورش تطبیقی (۱) ای تشنه لب حسین من (۱) بازده های یادگیری گانیه (۱) بحث گروهی دعا (۱) بحث و گفتگوی دعا در حلقه های صالحین (۱) بررسی میزان انطباق محتوای کتب دوره سوادآموزی (۱) برنامه درسی (٢) برنامه درسی بزرگسالان (۱) برنامه ریزی درسی دوره دبستان (۱) پست مدرنیسم (۱) تاریخچه آموزش الکترونیکی درایران (۱) تحلیل محتوا با تاکید بر تکنیک های خوانایی سنجی (۱) تحلیل محتوا با تاکید برتعین ضریب درگیری متون (۱) تفکرانتقادی (۱) تفکرباینری (۱) تفکرخلاق (۱) تفکرفازی (۱) توانایی خواندن برای درک معنی (۱) توانایی مطالعه (۱) توانایی کلمات (۱) تکنیک های سخنرانی در جمع (۱) چارچوب نظری پروپوزال (۱) چارچوب نظری طرح تحقیق (۱) چگونه تمرکز حواس داشته باشیم (۱) چگونه محتوای درسی را انتخاب و سازمان دهی کنیم (۱) چکیده کتاب والدن 2 (۱) چی آمد چی رفت (۱) داستان مداد (۱) در دنیای درحال تغییر چه باید کرد (۱) دوره ابتدایی (۱) دیدگاه متخصصین به برنامه درسی (۱) رابرت گانیه و نظریه یادگیری (۱) راست و دروغ (۱) راه حل ریشه کنی (۱) راهبرد های یادگیری (۱) راهبرد های یادگیری (فصل چهار ) (۱) راهبرد های یادگیری (فصل دو) (۱) راهبرد های یادگیری (فصل سه ) (۱) راهنمای نگارش پروپوزال (۱) رسانه های آموزشی (۱) روش پایان نامه نویسی (۱) روش تحلیل محتوای هیلدا تابا (۱) روش تدریس قرآن دردوره ابتدایی (۱) ریشه کنی بیسوادی (۱) سازمان دهی مطالعه (۱) سطوح یادگیری گانیه (۱) سلسله مراتب گانیه (۱) سوادآموزی و چالش های پیش رو (۱) سوادبهترزیستن (۱) سوال اساسی (۱) سودای سواد (۱) شخصیت معلم و تدریس (۱) شخصیت معلم و یادگیری (۱) شرطی سازی کنشگر اسکینر (۱) عاشورا و درس زندگی (۱) فرضیه و سوال (۱) فرق فرضیه وسوال (۱) فصل 1 بهبود مهارت های یادگیری (۱) فصل دوم بهبود مهارت های یادگیری (۱) فصل سوم الی یازدهم بهبود مهارت های یادگیری (۱) قانون سطح (۱) قوائد دروس 2 و 3 عربی سوم راهنمایی (۱) قوائد دروس 4 و5 عربی سوم راهنمایی (۱) قواعد درس عربی کلاس سوم راهنمایی (۱) قواعد دروس عربی اول دبیرستان (۱) قواعد عربی درس ا (۱) قواعددروس عربی دروس 6و 7 و 8 سوم راهنمایی (۱) گام های یادگیری گانیه (۱) گوش به دعای مادر (۱) متاتئوری ایزنر: (۱) مدل های برنامه درسی (۱) مراحل یادگیری (۱) معلمان درعصر حاضر (۱) مغز (۱) مفهوم نظریه و رابطه نظریه و عمل (۱) مقالات ژورنال (۱) مقالات کنفرانسی (۱) مقاله علمی (۱) مقاله لمی پژوهشی (۱) منطق و احتمال (۱) مهارت سخن گفتن (۱) مهارت های صحبت (۱) موج تافلر (۱) میزان انطباق کتب سوادآموزی با اهداف مصوب (۱) نحوه نگارش مقاله (۱) نحوه ی نگارش مقاله علمی (۱) نظریه آشوب (۱) نظیه اسناد (۱) نقش سوال های اساسی دریادگیری (٢) نقش شخصیت معلم دریادگیری (۱) نگارش مقاله (۱) نگرش سیستمی (۱) نمونه گیری خوشه ای (۱) نوشتن مقاله به روشapa (۱) نیازهای دنیای درحال تغییر (۱) هدف های یادگیری گانیه (۱) هدف کلی برنامه درسی دوره ی ابتدایی کتاب فارسی (۱) ویژگی های سیستم ها (۱) کاربرد نگرش سیستمی دربرنامه درسی (۱) کسی که سخنانش (۱) یادگیری (۱) یادگیری بهتر (۱) یادگیری ترکیبی (۱) یادگیری گانیه و کاربردآن (۱) یادگیری مبتنی برمغز (۱) یادم باشد که یادم نباشد (۱) یک شبی مجنون نمازش را شکست (۱)
دوستان من قضوی روستای فرسش سایت تخصصی آمار روستای فهره آموختن حرکتی بی پایان بوی بهاران ქართლოს بوئین میاندشت افوس قدیم افوس زیبا مطالعات برنامه درسی (دکترآقازاده) مدرسه راهنمایی هدایت منطقه7 برنامه پنج ساله سوادآموزی عشق عقل ادب پاکدشت دنیای آموزش وآموزش بزرگسالان روستای تاریخی بندامیر هیئت عشاق الحسین جوانان بوئین میاندشت مشق عشق دبیرستان هوشمند دخترانه دکتر حسابی 1 گهرنیوزالیگودرز سوادآموزی پرتال زیگور طراح قالب